جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 6487
انعکاس اکثر روایات کافی در توحید صدوق دون العکس
یک وقتی توفیقی شد و میان کتاب التوحید کافی و کتاب توحید شیخ صدوق مقارنه انجام دادم. نوعاً روایاتی که در کافی شریف هست، در توحید صدوق هم هست. یک چند روایت هست که در کافی وجود دارد ولی در توحید صدوق نیست. ولی روایاتی که در توحید صدوق هست و در کافی نیست، فراوا...
انعکاس خطبهی بیست و ششم در دو موضع از بحارالانوار
شاگرد: فقط همین تعبیر «مستشهد بکلیة الاجناس» را میفرمایید؟ استاد: خیر؛ این خطبهای که مشتمل بر این عبارت است، منظور است. در جلد چهارم بحارالانوار این خطبه آمده است که برای آن بیاناتی هم دارند. یکی هم در جلد نود چاپ اسلامیه آمده است. نمیدانم نسخههای چاپی...
الف) کلیت بهمعنای جمیع
«رقاب الصعاب» من إضافة الموصوف إلى الصفة أو رقاب الاشخاص الصعاب والصعب خلاف الذلول ، والتخوم جمع التخم بالفتح وهو منتهى كل قرية أو أرض «رواصن الاسباب» أي الحبال الثابتة ، قال الجوهري الرصين المحكم الثابت و السبب الحبل ، وقال شهق ارتفع ، والشاهق الجبل المرت...
ضرورت فکر روی ثابتات منطقی مانند سور
از الفاظی که در زبان بهعنوان اشتراک لفظی، بشر از آن هنگامهای در آورده و استفاده کرده و هنوز هم حل شدنی نیست، الفاظ سور است. سور در منطق از ثابتات منطقی است. قبلاً هم در مباحثه عرض کردم که در فضای طلبگی قدر فکر روی ثابتات منطقی را بدانید. مهمترین بخش از فکر ...
ضرورت فکر روی ثابتات منطقی مانند سور
سور قضایا ثابت منطقیای که واقعیت خارجی ندارند کلمهی «کل»، «کلیت» و امثال آن چیزهایی است که محتوا دارد، اما محتوای آن برای عملکردها و اموری است که برای خود ذهن است. ما در خارج چیزی نداریم که اسم آن «کل» یا «هر» باشد. «هر انسانی»؛ در خارج «هر» را به ما نشا...
پرفایدهبودن و ظریفبودن ثوابت منطقی
شاگرد: در ادبیات هم میگویند که حتماً باید مضاف الیه داشته باشد. استاد: بله؛ باید مضاف الیه داشته باشد. کلمهی «متوغل در ابهام» هم همین بود. مثلاً کلمهی «غیر»؛ «غیر الانسان». ما چیزی به نام «غیر» نداریم. «غیر» مفهومی است که متوغل در ابهام است. یعنی ترفنده...
تاملی در معنای اول؛ ترادف واژهی جمیع با کلمهی کل؛ مصدر صناعی کلیة دارای مفاد تاکید
شاگرد: کلیت مصدر صناعی نیست؟ استاد: از کل، مصدر درست کردهایم. الآن این مصدر صناعی فعلاً نقشش چیست؟ ما داریم با حالت مسامحهای از آن عبور میکنیم. و الا فعلاً کلیت یعنی همان کل. «جمیعها» شد «کل». شاگرد ٢: این ترجمهی آن نیست. استاد: نیست. بله؛ داریم با ع...
مصدر صناعی: تجرید کلمه از معنای اشاری موصوف و اشراب معنای وصفی
خُب، ما در مصدر صناعی چه کار میکنیم؟ داریم اسم را از اسم جنس، از معنای اشاریای که اسم جنس دارد، از یک نحو خاصی از موصوفیت به وصفیت میبریم. وقتی میگویید انسان، قابل حمل بر زید است؛ «زیدٌ انسانٌ». اسم جنس است. یک نحو اشاره در آن هست و قابل حمل هو هو است. ...
ب) «کلیة الاجناس» به معنای تجرید وصف کلیت از اجناس و استشهاد به آن در ربوبیت
بنابراین اگر حضرت فرمودند: «کلیة الاجناس»، نمیخواهند به خود جنس و جمیع اجناس در ربوبیت استشهاد کنند. میخواهند در اجناس یک وصفی را تجرید کنند و بگویند الاجناس. الاجناس زیاد هستند، یک وصفی دارند به نام کلیت. آن وصفش را تجرید کنید، آن کلیت است که خداوند متعا...
معنای سوم در «کلیة الاجناس»
استاد: بله؛ یک جوری کلیت بالمقابله در خود عبارت میشود. ما الآن داریم کلیت را در فضای طلق و جدای از عبارت معنا میکنیم، خوب هم هست، همهی وجوه را میبینیم، اما یک وقتی است که اینطور نیست. همانطوری که در فضای طلبگی میگوییم مصنف «مطلقاً» گفته است، میگوییم...
«الاجناس» بهمعنای انواع
شاگرد: کلمهی «اجناس» که در این عبارات میآید یک معنای وسیعتری از جنس منطقی است؟ استاد: بله؛ شک نداریم که مقصود حضرت علیه السلام از جنس، جنس در اصطلاح منطق نیست. بلکه انواع را هم میگیرد. اجناس یعنی انواع. در لغت هم میگویند. در قرآن کریم که کلمهی جنس ند...
نحوهی استشهاد به وجه اول و دوم در معنای «کلیة الاجناس» در ربوبیت خداوند
«فانّها مشتركة في الامكان»؛ همه ممکن الوجود هستند. «و الحاجة إلى الصانع»؛ همه محتاج به صانع هستند. پس مستشهدٌ به تمام اجناس ممکن الوجود؛ چون ماهیت امکانی دارند مستشهد است به ربوبیتش که خالق میخواهد. وجه دوم: «أو بكونها كلية»؛ اجناس کلی هستند، فرد نیستند. ...
نسخهی دیگر از فقرهی: «باختلاف کلیة الاجناس»
«وفي بعض النسخ «باختلاف كلية الاجناس» أى بحقايقها المختلفة أي إنّها مع اختلاف حقايقها مشتركة في الدلالة على صانعها أو أنّ اختلافها دليل على الحاجة إلى الموجد إما بناء على أنّ زيادة الوجود دليل الامكان ولا يمكن أن يكون عينا لتلك الحقايق المختلفة ، أو أنّها...
نحوهی دلالت اختلاف حقائق بر ربوبیت الهی
«باختلاف کلیة الاجناس أى بحقايقها المختلفة»؛ اجناس را نگاه کنید، مختلف هستند. خُب، از اختلاف چطور ربوبیت در میآید؟ «أي إنّها مع اختلاف حقايقها مشتركة في الدلالة على صانعها»؛ همه در اینکه بر خالق خودشان دلالت میکنند، مشترک هستند. چطور اشتراک دارند؟، شبیه آ...
پیشگفتار (چکیده)
سلسله درس گفتارهای شرح توحید صدوق در سال ۱۳۹۸ (جلسۀ هفتم)؛ ادامۀ شرح فقرۀ «مستشهد بكلية الأجناس على ربوبيته وبعجزها على قدرته و بفطورها علی قدمته و بزوالها علی بقائه» بررسی معنای «کلیة الأجناس با قرینیت سه فقرۀ «بعجزها على قدرته و بفطورها علی قدمته و بزو...
مقدمه
در این عبارت از خطبه شریف بودیم: «مستشهد بكلية الأجناس على ربوبيته و بعجزها على قدرته، وبفطورها على قدمته، وبزوالها على بقائه»[1]. در جلسهی قبل از مرحوم مجلسی عبارتی را خواندیم. عرض کردم چون این عبارات در دوجای بحارالانوار آمده است، از مواردی است که ...
بررسی احتمال سوم در معنای «کلیة الاجناس» به قرینهی مقابلاتش
ببینید چهار جمله است. کلی یعنی مقابل سه واژهای که در سه جمله بعدی آمده است. «مستشهد بکلیة الاجناس علی ربوبیته»؛ الاشیاء تعرف بمقابلاتها. مقابل کلی چیست؟ مقابلش این است که در ادامه میگوید. اجناس یک «کلیة» دارند و مستشهد خدای متعال اند. «بکلیة الاجناس علی رب...
ظهور تعبیر «فطور الاجناس» در فرد الطبیعة
حالا سؤال؛ فطور هر جنسی؛ فطور الاجناس برای طبیعت جنس است یا برای فردش است؟ وقتی مخلوق میشود و موجود میشود؛ فطور یک جنس یعنی موجود شدنش و بعد هم زوالش است؛ مفطور موجود شده است و بعدش هم زوال پیدا میکند. فطور و زوال؛ ابتدا و انتهاء، وصف برای فرد یک جنس و ط...
سه شأن ماهوی، موجود شدن و زوال، معنای کلیت اجناس
بنابراین وقتی «عجز» به طبیعی اضافه میشود، در کلام امام علیه السلام ناظر به نفس الطبیعه میشود و امکان ذاتیای که دارد. اما فطور ناظر به وقتی میشود که خدای متعال انسان کلی را، در ضمن یک فردی موجود میکند. پس عجز ناظر به امکان طبیعت میشود. فطور، وجود فرد آ...
امکان معنای عرفی در عجز
شاگرد: میتوان عجز را عرفی معنا کرد؟ استاد: مانعی ندارد. اتفاقا این وجه بعد از مدتی به ذهن من آمده است. همین الآن هم که بهعنوان وجهی که درست است، خدمت شما نمیگویم. مباحثهی طلبگی میکنیم. آنهایی که شما میفرمایید هم مطرح است. من مکرر این عبارت را رفتهام...