جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 7817
تحلیلی از حرکت؛ امکان تقسیم یک وجود سیال به دو وجود و تنافی آن با یک وجود بودن آن
شاگرد: آن چیزی که در زید در قنداق و زید پیرمرد یکی است، طبیعی زید است یا فرد زید؟ استاد: فرد مستمر زید است. اینها همه وجودات هستند. شاگرد: فرد مستمر دائماً دارد تغییر میکند؟ استاد: آن بحث را یادآوری کنم. در یک متحرک، وجود ثابت است و ماهیات تغییر میکند...
خضوع تخوم ثوابت و تکوین در مقابل خداوند
منظور من این بود که وقتی حضرت میفرمایند «اذعنت»، کارشان با فرد است. اما نگاهشان به فرد با متعلق تخوم است. یعنی چه؟ «خضعت»، چه کسانی خاضع هستند؟ موجودات و افراد طبایع. اما نه افرادی که الآن شما تقریر کردید. بلکه افرادی که «وَإِن مِّن شَيۡءٍ إِلَّا عِندَنَا...
خضوع وجودات از حیث مقهوریتشان در مقابل خداوند و معرفت آنها از حیث ذو نفس بودنشان
شاگرد: اگروجود تکوینی زید را گرفتیم، علم حضوری هم داریم که اذعنت در اینجا هم صادق است. شما میگویید: طبیعتش علم دارد؟؛ اگر وجود را با آن عمقش بگیرید، خُب، وجودش علم حضوری هم دارد. چرا اینطور شد، ما قانع نشدیم. استاد: وقتی وجود خارجی زید را در نظر میگیری...
عدم حیثیت مقهوریت در طبایع به جهت خلقی نبودن آنها
شاگرد: فرشتهها، وجود عقول، طبایع، از آن حیث که مقهورند، آیا علم دارند؟ خیر؛ ندارند. خُب، چه فرقی کرد؟ شما میگویید این مال عالم پایین است و آن مال عالم بالا است؛ این مال فرد است و آن مال طبیعت است ... . استاد: خیر؛ طبایع که مقهوریت «کن» ندارند. «یرجع الیه...
اتحاد عاقل به معقول، نشاندهندهی عاقل بودنِ معقول
شاگرد: خود استحالهی تناقض که حقیقتی از حقایق نفسالامری است، خودش اذعان دارد؟ استاد: اتفاقا در این کتابها هم رایج است. شما آن را درک میکنید یا نه؟ اتحاد عاقل و معقول را شما قائل هستند یا اتحاد عاقل به معقول؟ کدام یک از اینها؟ شاگرد: آنها اتحاد عاقل ب...
نفس الامریت استحالهی اجتماع نقیضین و تصویر عاقل بودنِ آن حقیقت
شاگرد: این با ارتکاز ما سازگار نیست. این را گفتهاند. یعنی خود استحالهی تناقض درک دارد؟ استاد: ببینید اگر بازتاب عاقل در درجات خیال متصل، نفس متصل و عقل جزیی را میگویید، درست میگویید. یعنی الآن آیینه جلوی شما بگیرند و عکس شما را در آیینه ببینند. میگوین...
تفریع تعبیر «مستشهد» بر تقسیم ثوابت و رواصن
شاگرد ٢: الآن در توضیح شما، مستشهدٌ پس دیگر ناظر به ثوابت نیست، فقط ناظر به «رواصن» است. استاد: خیر؛ چرا شما فقط «مستشهدٌ» را میخوانید و جملهی بعدی آن را نمیبینید؟! بعد از «مستشهد» چه فرمودند؟ «و بعجزها». عجز برای طبایع است؟! « و بفطورها». شاگرد: اگر ش...
پیشگفتار (چکیده)
سلسله درس گفتارهای شرح توحید صدوق در سال ۱۳۹۸ (جلسۀ ششم)؛ شرح فقرۀ «مستشهد بكلية الأجناس على ربوبيته وبعجزها على قدرته» سه احتمال در معنای «کلیة الاجناس»، تغییر معنا از موصوفیت به وصفیت در مصدر صناعی، اختلاف حقائق و دلالت بر ربوبیت خداوند.
توحید صدوق تنها منبع خطبهی بیست و ششم
به این قسمت از خطبهی شریفه رسیدیم: «مستشهد بكلية الأجناس على ربوبيته وبعجزها على قدرته، وبفطورها على قدمته وبزوالها على بقائه»[1]. نسبت به این خطبهی شریفه، با این فقرهای که میبینید، در مقایسه با کتب حدیثی متقدم، توحید صدوق منحصر به فرد بود. تعبیر ...
انعکاس اکثر روایات کافی در توحید صدوق دون العکس
یک وقتی توفیقی شد و میان کتاب التوحید کافی و کتاب توحید شیخ صدوق مقارنه انجام دادم. نوعاً روایاتی که در کافی شریف هست، در توحید صدوق هم هست. یک چند روایت هست که در کافی وجود دارد ولی در توحید صدوق نیست. ولی روایاتی که در توحید صدوق هست و در کافی نیست، فراوا...
انعکاس خطبهی بیست و ششم در دو موضع از بحارالانوار
شاگرد: فقط همین تعبیر «مستشهد بکلیة الاجناس» را میفرمایید؟ استاد: خیر؛ این خطبهای که مشتمل بر این عبارت است، منظور است. در جلد چهارم بحارالانوار این خطبه آمده است که برای آن بیاناتی هم دارند. یکی هم در جلد نود چاپ اسلامیه آمده است. نمیدانم نسخههای چاپی...
الف) کلیت بهمعنای جمیع
«رقاب الصعاب» من إضافة الموصوف إلى الصفة أو رقاب الاشخاص الصعاب والصعب خلاف الذلول ، والتخوم جمع التخم بالفتح وهو منتهى كل قرية أو أرض «رواصن الاسباب» أي الحبال الثابتة ، قال الجوهري الرصين المحكم الثابت و السبب الحبل ، وقال شهق ارتفع ، والشاهق الجبل المرت...
ضرورت فکر روی ثابتات منطقی مانند سور
از الفاظی که در زبان بهعنوان اشتراک لفظی، بشر از آن هنگامهای در آورده و استفاده کرده و هنوز هم حل شدنی نیست، الفاظ سور است. سور در منطق از ثابتات منطقی است. قبلاً هم در مباحثه عرض کردم که در فضای طلبگی قدر فکر روی ثابتات منطقی را بدانید. مهمترین بخش از فکر ...
ضرورت فکر روی ثابتات منطقی مانند سور
سور قضایا ثابت منطقیای که واقعیت خارجی ندارند کلمهی «کل»، «کلیت» و امثال آن چیزهایی است که محتوا دارد، اما محتوای آن برای عملکردها و اموری است که برای خود ذهن است. ما در خارج چیزی نداریم که اسم آن «کل» یا «هر» باشد. «هر انسانی»؛ در خارج «هر» را به ما نشا...
پرفایدهبودن و ظریفبودن ثوابت منطقی
شاگرد: در ادبیات هم میگویند که حتماً باید مضاف الیه داشته باشد. استاد: بله؛ باید مضاف الیه داشته باشد. کلمهی «متوغل در ابهام» هم همین بود. مثلاً کلمهی «غیر»؛ «غیر الانسان». ما چیزی به نام «غیر» نداریم. «غیر» مفهومی است که متوغل در ابهام است. یعنی ترفنده...
تاملی در معنای اول؛ ترادف واژهی جمیع با کلمهی کل؛ مصدر صناعی کلیة دارای مفاد تاکید
شاگرد: کلیت مصدر صناعی نیست؟ استاد: از کل، مصدر درست کردهایم. الآن این مصدر صناعی فعلاً نقشش چیست؟ ما داریم با حالت مسامحهای از آن عبور میکنیم. و الا فعلاً کلیت یعنی همان کل. «جمیعها» شد «کل». شاگرد ٢: این ترجمهی آن نیست. استاد: نیست. بله؛ داریم با ع...
مصدر صناعی: تجرید کلمه از معنای اشاری موصوف و اشراب معنای وصفی
خُب، ما در مصدر صناعی چه کار میکنیم؟ داریم اسم را از اسم جنس، از معنای اشاریای که اسم جنس دارد، از یک نحو خاصی از موصوفیت به وصفیت میبریم. وقتی میگویید انسان، قابل حمل بر زید است؛ «زیدٌ انسانٌ». اسم جنس است. یک نحو اشاره در آن هست و قابل حمل هو هو است. ...
ب) «کلیة الاجناس» به معنای تجرید وصف کلیت از اجناس و استشهاد به آن در ربوبیت
بنابراین اگر حضرت فرمودند: «کلیة الاجناس»، نمیخواهند به خود جنس و جمیع اجناس در ربوبیت استشهاد کنند. میخواهند در اجناس یک وصفی را تجرید کنند و بگویند الاجناس. الاجناس زیاد هستند، یک وصفی دارند به نام کلیت. آن وصفش را تجرید کنید، آن کلیت است که خداوند متعا...
معنای سوم در «کلیة الاجناس»
استاد: بله؛ یک جوری کلیت بالمقابله در خود عبارت میشود. ما الآن داریم کلیت را در فضای طلق و جدای از عبارت معنا میکنیم، خوب هم هست، همهی وجوه را میبینیم، اما یک وقتی است که اینطور نیست. همانطوری که در فضای طلبگی میگوییم مصنف «مطلقاً» گفته است، میگوییم...
«الاجناس» بهمعنای انواع
شاگرد: کلمهی «اجناس» که در این عبارات میآید یک معنای وسیعتری از جنس منطقی است؟ استاد: بله؛ شک نداریم که مقصود حضرت علیه السلام از جنس، جنس در اصطلاح منطق نیست. بلکه انواع را هم میگیرد. اجناس یعنی انواع. در لغت هم میگویند. در قرآن کریم که کلمهی جنس ند...