جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 6
ترکیب اجزاء غیر متشابه؛ عاملی در تشکیل جزء لایتجزی
به مطالبی برگردیم که در جلسه قبل ناتمام ماند و برای مقصود ما در اینجا بسیار مهم است. وقتی از متن سختافزار شروع کردیم، یک شیء فیزیکی، اگر دو حالت علی البدل داشت، اینجا ذهن میتوانست برای او یک سیستم دودویی برپا کند و از آن برای دو حالت استفاده کند. لذا یک بی...
متشابه بودن اجزاء در عملگرهای ریاضی
` ببینید در ما نحن فیه این را عرض کردم که وقتی شما با بیت جلو آمدید، برای اینکه بتوانید پیش ببرید، حتماً لازم بود به جای اینکه اجتماع شما، اجتماع با عملگرهای ریاضی باشد، [با عملگرهای منطقی باشد]. عملگرهای ریاضی که جمع و ضرب و تفریق است، همان متشابه الاجزاءه...
انواع ترکیب غامض؛ اعتباری و انضمامی
در اینجا قبل از آن باید مطالبی که خیلی راجع به آن فکر شده، بررسی کنیم. ببینید وقتی اجزائی مثل بیتها و بایتها بخواهند ترکیب شوند، ترکیب، انواعی دارد. قدیم میگفتیم «لیس الکل الا الاجزاء بالأسر». این بحث ترکیب، در کتابها خیلی گسترده مطرح نشده است. از قرن نو...
ترکیب انضمامی اکسیژن و هیدروژن و تشکیل شیء ثالثی به نام آب
حالا برای اینکه توضیح این جمعها را عرض کنم، به آن مثال معروف خودمان برگردیم؛ مثال آب. تقریباً در مباحثی که علامه مطرح کردهاند و بعد شاگردان ایشان، و بعد شاگردان شاگردان ایشان در این پنجاه سال بحث کردهاند، دیدم نوعاً این را قبول دارند که وقتی شما میگویید...
مثال جفت شدن پیچ و مهره و تشکیل شیء ثالث
حالا مثالهای عوامی آن را عرض کنم. یک پاکت داشته باشید که پیچ و مهرهها از هم جدا باشند؛ ۲۰ پیچ و ۲۰ مهره جورواجور در این پاکت ریختهاید و یک پاکتی پر از پیچ و مهره است؛ این، ترکیب است یا اختلاط است؟ اختلاط است. پیچ و مهرهها با هم مخلوط هستند. خلاصه، ترکیبش...
تهافت مبنای جسم پیوستار با مثل افلاطونی
لذا در نظرتان باشد: مبنای آخوند در جسم، حرف ارسطو است. یعنی جسم را پیوسته میگیرند و اتمیست نیستند. درعین حال، قائل به مثل هستند. و حال آنکه به خیالم میرسد بین این دو مبنا تهافت است. لذا من میگویم پایه. شما اگر با جسم ارسطویی بخواهید مثل افلاطونی ترسیم کن...