رفتن به محتوای اصلی

ب) کلمه «غَدوه» و ترجیح اجزاء رؤیت قبل از زوال در روز سی‌ام

 

داشتیم روایت داود رقی را می‌خواندیم، دو نکته در فرمایش ایشان بود. ایشان از مبنای سید بحر العلوم دفاع کرده بودند. یعنی مقصود از روایت شریفه «اذا طلب الهلال غُدوتا - یا احتمال غَدوتا که ایشان می‌دهند - فی المشرق»؛ یعنی یوم الثلاثین؛ صبح روز سی‌ام. و لذا مفهوم«اذا طلب فلم یر» می‌شود «اذا طلب و رئی»، از طرف صبح هلال جدید است و روز هم همان است. این مبنای سید بود. اگر هم دیده نشد، دیگر آن روز نیست. خُب من عرض کردم کلام ما سر «غَدوة» نیست، سر «غُدوة» است. ایشان فرموده‌اند: خُب چرا در روایت «غَدوة» نخوانیم؟! در روایت هم «غَدوة» می‌خوانیم.

شاگرد: ایشان چه کسی است؟

استاد: همانی که در جلسه قبل از ایشان مطلبی خواندیم. من این‌ها را ذیل عبارت دیروز گذاشته‌ام.

لذا اول گفته‌اند احتمال فتح هست. در توضیحش هم فرموده‌اند: «فهلا قرئ بالفتح ثم كان المراد منها»؛ اگر آن با به فتح بخوانیم معنا این می‌شود: حضرت فرمودند: «اذا طلب الهلال فی المشرق غَدوتا»، «غَدوه» یعنی کاری که از صبح شروع می‌شود تا زوال ادامه دارد. مثل «غَدوةٌ» و «روحة» که در روایت بود. به این صورت توضیح داده‌اند. مراد این می‌شود: «أنه إذا غدوتم في طلب الهلال بعد طلوع الشمس مرة واحدة استمرت إلى زوالها فكذا و كذا...». 

«فكان قولنا: "إذا غدوت لطلب الهلال غدوة" كقول القائل: "إذا غدوت لطلب الحلال غدوة"»؛ چه فرقی می‌کند؟! «لطلب الحلال غدوتا»، آن جا «غَدوة» بود؛ برای همان اول صبح است.

«ناظرا إلى السعي طول ما بين الفجر الثاني و الزوال»؛ دنبال هم است. «فإن من رزق الحلال ليس بأشد فرحة ممن رزق الهلال غرة الشهر كان أو سلخه»؛ یعنی اول و آخر باشد. «لحلول إِحدى الحسنيين عليه»؛ حالا عبارات ایشان را خودتان می‌بینید. این یک مطلب.

 6:42

مطلب دوم؛ «ثم انّ»؛ من گفتم دو مبناء با هم جور در نمی‌آیند. باز خواستند توضیح بدهند که دو مبناء با هم جور در بیاید.

 «ثم إن طلب الهلال مرغوب فيه ما بين طلوع الشمس إلى الزوال بكل آناته  من اليوم الثلاثين»؛ روز سی‌ام از صبح تا زوال، وقتی کلش باشد، «عند من يرى أن الرؤية في ذلك الوقت يحوّل الثلاثين غرة الشهر الجديد»؛ که مبنای سید بود، «و هم على مبنيين: الأمارية و الموضوعية. والغالب على الأول أن يطلب في اول النهار»؛ که من عرض کردم. «كما أن الغالب على الثاني أن يطلب قبيل الزوال إذا كان صحوا»؛ هوا صاف باشد.

«إلا أن سائر الاوقات مشترك بينهما إذا احتملت الموانع والطوارئ. فقد يكون - ومن سوء الحظ- غمامة في مظان طلب الهلال تسير بسير النهار يحول دون تبيّن خيط الهلال مما يوجب الترقب إلى الزوال. فاشترك المبنيان في استفادة كل رأيه من الغدوة بالفتح لو تم من غير تهافت». این هم مطلب دوم.

شاگرد: خود «غَدوة» به چه معنا است؟

استاد: «غَدوة» یعنی کاری را از طرف صبح شروع کند و ادامه بدهد. «غدوة او روحة» در روایت بود. عرض کرده بودند به چه اندازه تلقی رکبان حساب می‌شود؟ فرموده بودند «غَدوةٌ او روحةٌ»؛ یعنی به اندازه‌ای که طرف صبح سیر کنید، یا طرف عصر سیر کنید.