رفتن به محتوای اصلی

افتادگی در عبارت

 

خلاصه کتاب صوم مصابیح مفصل نیست و مختصر است. بحمدالله همین مصباحٌ که در رؤیت قبل از زوال نظر داده‌اند را مباحثه می‌کنیم. خدا همه را رحمت کند. مرحوم صاحب جواهر ما را به سمت مصباحٌ ایشان هول دادند. فرمودند با این‌که سید استقامت طریقت دارند، اما در اینجا چرا خلاف مشهور رؤیت قبل از زوال را گفتند؟ آن هم خلاف استادشان مرحوم وحید بهبهانی!

در این فضا مرحوم سید شش دلیل آوردند که رؤیت قبل از زوال کافی است و اثبات حلول ماه می‌کند. الآن می‌فرمایند: «احتج القائلون بعدم اعتبار الرویة قبل الزوال بوجوه». حالا سر ادله آن طرفی ها می‌روند. آن‌هایی که وحید بهبهانی و سائرین آورده‌اند. قول مشهور و همان حرف مشهور است.

احتجّ القائلون بعدم اعتبار الرؤية قبل الزوال بوجوه: الأوّل: الأصل، و المراد به الاستصحاب. الثاني: قوله تعالى: ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيٰامَ إِلَى اللَّيْلِ، و قوله عزّ و جلّ: وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ[1]

مرحوم سید برای مشهور هفت دلیل می‌آورند. بعد شروع به جواب دادن می‌کنند؛ «و الجواب: أمّا عن الأوّل».

ظاهراً مثل صفحه قبل که عرض کردم حدس می‌زنیم کلمه‌ای افتاده است. در این «و الجواب اما عن الاول» هم حدس می‌زنیم کلمه‌ای افتاده است. فردا که تعطیل است، برای جلسه بعدی اگر زنده بودیم، تأمل بفرمایید. به گمانم عبارت سقط دارد. ولو در دو نسخه ای که برای مجلس هست، هر دو به این صورت است. در صفحه یازدهم همین جزوه ببینید:

و الجواب: أمّا عن الأوّل- فهو الأصل- فبالخروج عن شهر رمضان و لا نزاع فيه، و إنّما النزاع في أنّ اليوم الذي رئي فيه الهلال قبل الزوال من شهر رمضان أو غيره، و لا دلالة للآية على تعيين ذلك. و كذا الآية الثانية… [2]

به گمانم بین «من شهر رمضان» و «و لا نزاع فی ذلک» افتاده‌ای هست. کلمه «شهر رمضان» تکرار شده بود، ناسخ به اولی که رسیده آن را نوشته، بعد چشمش افتاده روی «شهر رمضان دوم»، لذا ادامه را از «شهر رمضان» دوم نوشته است. و حال این‌که «فبالخروج عن شهر رمضان»، مثلاً «بالدلیل» یا «بالرویة». «و اما عن الثانی فبان کذا». باید ببینیم چه چیزی مناسب‌تر است. شما هم برای جلسه بعد تأمل کنید. یا این‌که نسخه خطی دیگری پیدا کنیم.

اینجا باز سقط داریم. به عبارت دیگر این چیزی که می‌خواهم الآن بگویم، جواب سید از اصل و استصحاب، به روشنی واضح نیست که چطور جواب داده‌اند. یک کلمه گفته‌اند «فبالخروج» مثلاً «بالدلیل»؟ «بالرویة»؟ همین یک کلمه بوده؟ یا بیشتر توضیح داده‌اند؟ این الآن نزد ما روشن نیست. چون در «و لا نزاع فیه» در «و اما عن الثانی» رفته‌اند. یعنی در جواب از آیه شریفه «اتموا الصیام الی اللیل» رفته‌اند. این جواب از آیه است. معلوم است که بین این‌ها افتاده است. برای جلسه بعدی روی آن تأمل کنید.


[1] رؤيت هلال، ج۳3، ص: ۱۹۷۸

[2] همان