رفتن به محتوای اصلی

و) استصحاب حکمیِ محض عدم وجوب صوم در رویت قبل از زوال

 

سؤال دیگر که در اینجا مانده این است…؛ اگر شبهه حکمیه هست، که فعلاً حکمیه است، آیا در اینجا به نحو شبهه حکمیه، استصحاب موضوع حکم می‌کنیم؟ یا استصحاب خود حکم می‌کنیم؟ مثلاً در مواردی‌که شما در مقوم یک موضوعی شک کنید…؛ مثال خودمان را بگویم، مثال جاهای دیگر بماند. اگر فرض گرفتیم ماه شعبان است، می‌خواهیم بقائش را استصحاب کنیم و عدم دخول شهر مبارک را استصحاب کنیم. در اینجا ما داریم چه کار می‌کنیم؟ ادامه شهر شعبان را استصحاب می‌کنیم که سیتفرع علیه عدم وجوب صیام هذه الیوم؟ چون دیگر ماه شعبان است و واجب نیست. یا نه، ما می‌خواهیم بگوییم من کاری ندارم ماه شعبان است، تا حالا که من در ماه شعبان بودم بر من روزه واجب نبود، من هم محضاً استصحاب می‌کنم امروز روزه بر من واجب شد یا نشد؟ کاری هم با شعبان ندارم. بر من روزه واجب شد یا نشد؟ دیروز واجب بود یا نبود؟ من نفس حکم را استصحاب می‌کنم. نفس عدم وجوب صیامی که دیروز بود. به این استصحاب حکمی محض می‌گوییم. بدون دخالت دادن استصحاب موضوع. ولو هر دو شبهه حکمیه است. در اینجا که استصحاب نفس حکم می‌کنیم، اشکالات موضوعی در آن کم‌تر است.

در مانحن فیه سؤال این است: وقتی چند گزینه داریم و شبهه، شبهه حکمیه است، اصل چه می‌گوید؟ می‌گوید بقاء آن یا نه؟ ببینید ما به جایی رسیدیم، رؤیت هلال کردیم یا نکردیم؟ در فرض مسأله خودمان. فرض ما این است که ساعت نه صبح هلال را دیدیم، خُب پس یک امر موضوعی قطعی را داریم. یعنی در این‌که هلال را دیدیم، هیچ مشکلی نداریم. می‌خواهیم ببینیم الآن در این زمان که هلال را دیدیم، چگونه امروز را نام گذاری کنیم؟ بگوییم امروز اول ماه مبارک است؟ یا امروز سی‌ام ماه شعبان است؟ می‌دانیم که قطعاً باید نام گذاری شود. اگر بین دو محذور دوران شد؛ بگوییم دو گزینه داریم، سه گزینه داریم، چه چیزی را استصحاب می‌کنیم؟ بعد از این‌که قطعاً ماه را دیدیم، فقط آن چه که الآن مشکل ما است، برچسب زنی امروز است. در اینجا چرا می‌خواهیم استصحاب کنیم؟ اینجا می‌خواهیم بگوییم، ماه دیده نشد؟! ماه که دیده شد. می‌خواهیم بگوییم به امروز چه برچسبی بزنیم؟ حالت سابقه که ندارد.

شاگرد: بقاء شرعی شعبان. یعنی از نظر شارع، شعبان بوده که سه-چهار ساعت داشت.

استاد: شعبان روزهای منفصل است. دیروز که قطعاً شعبان بود، ماه را هم که قطعاً دیدیم، می‌خواهید امروز را برچسب بزنید. چند گزینه در کنار هم دارید؟

شاگرد٢: امروز هم قطعاً ماه است.

استاد: نه، ماه را دیدیم، می‌خواهیم برچسب زنی کنیم. ماه را دیدیم، می‌خواهیم تقویم بنویسیم. می‌خواهم آن را از استصحاب در بیاورم. بگویم برچسب زنی حالت سابقه ندارد. ماه شعبان بود، خُب ماه جدید را که قطعاً به‌عنوان ماه دیدیم. دیروز هم که قطعاً برچسب شعبان داشت؛ بیست و نهم شعبان بود. امروز که برای خودش یک موضوع منفرد است. ما می‌خواهیم برچسب بزنیم و چند گزینه هست.

شاگرد: اگر شب قبلش ابری بود… .

استاد: بحث ما نیست.

شاگرد: پس در برچسب زدن به‌روز، استصحاب جا دارد.

استاد: در شبهه موضوعیه بله. صحبت همین‌جا است. ما در شبهه حکمیه آمدیم. در شبهه موضوعیه حرفی ندارم. می‌گوییم ماه شعبان را ادامه می‌دهیم. اما بحث ما در حیث موضوع مبهم نیست. شبهه ما حکمیه است. شبهه حکمیه ما سر بقاء ماه نرفت. بالدقه سر برچسب زنی رفت. چند گزینه در عرض هم داریم، شارع کدام را انتخاب کرده؟ حالت سابقه که نداریم.

شاگرد٢: بقاء سی‌ام شعبان حالت سابقه ندارد، ولی خود شعبان را استصحاب می‌کنیم.

استاد: ماه را دیدیم. چه استصحابی می‌کنیم؟! استصحاب شعبان برای شک ما است.

شاگرد: خُب شک داریم.

استاد: شکی نداریم. شک داریم که شارع به امروز کدام برچسب را می‌زند.

شاگرد: تا دیروز مطمئن بودم که شارع آن را شعبان می‌داند، الآن شک دارم که امروز را شعبان می‌داند.

استاد: به عرض من توجه نمی‌کنید.

شاگرد٢: یک ماه داریم و یک روز داریم. قطعاً یک ماه هست.

شاگرد: می‌خواهم ماه را استصحاب کنم.

شاگرد٢: خُب ماه هست. شما آن را دیده‌اید. ماه شرعی شعبان همچنان مشکوک است.

شاگرد٣: الآن متعلق شک ما چیست؟

استاد: متعلق شک ما این است: شارع چطور می‌خواهد امروز را برچسب زنی کند، و حال این‌که ساعت نه صبح دیدیم؟ اگر راه هیویین را برود، برچسب می‌زند که امروز روز اول ماه است. آن‌طور که نسبت داده‌اند. اگر راه عرف عرب را برود، برچسب نمی‌زند. اگر راه فرس را برود، محتمل است تا استقرار ظهر را بزند. ببینید الآن برچسب زنی شارع در شبهه حکمیه برای ما مبهم است.

شاگرد: اگر برچسب ماه قبل را بزند؛ مثلاً برچسب ماه شعبان را بزند، امروز همان ماه شعبانی است که دیروز بود.

استاد: نه، روز سی ام آن است. ولی از کار آن است. نه از شک ما در موضوع. یعنی ما می‌دانیم امروز رؤیت کردیم، شعبان به‌عنوان هلال، گذشته. فقط نمی‌دانیم شارع امروز را چه برچسبی می‌زند.

شاگرد: اگر بزند همان ماه است. اگر برچسب ماه قبل را بزند، امروز و دیروز در یک ماه هستند.

شاگرد٢: یعنی صدق نقض می‌آید. اگر بگوییم عوض شد، نقض «لاتنقض» شده است.

شاگرد٣: شما می‌فرمایید موضوعی که ما روی آن شک کرده‌ایم اصلاً حالت سابقه ندارد. این هایی که شما می‌گویید یک موضوع دیگری است که حالت سابقه ندارد.

استاد: بله.

شاگرد: شما از چه زمانی شک می‌کنید؟ از زمان اذان صبح یا زمان رؤیت هلال؟

استاد: ما که در خارج شک نداریم. شک ما در این است که شارع کدام یک از این گزینه‌ها را می‌خواهد انتخاب کند. والا از حیث موضوع و بیرون، همه به علم می‌رسیم. قسم خوردنی است. واقعیت خارج را می‌دانیم.

شاگرد: یعنی تا قبل از تشکیل هلال می‌دانم شارع می‌گفت این زمان شعبان است، بعد از این‌که هلال تشکیل شد، دیگر نمی‌دانم نظر شارع چیست. می‌گویم تا نیم ساعت پیش شارع می‌گفت این زمان شعبان است… .

استاد: درست است که قبلاً می‌گفت، اما الآن منشأ شک من چه چیز شارع است؟ ابقاء او، شعبان را است؟ یا برچسب زنی او است؟ چون نیاز به برچسب زنی امروز داریم.

شاگرد: ابقاء و برچسب زنی چه فرقی دارد؟

استاد: به‌خاطر این‌که حرکت‌ها با هم منطبق نیستند.

شاگرد٢: به‌هرحال یک ماه جدید دیده‌ایم، یا امروز روز اول ماه مبارک است، یا جزء ماه شعبان است.

استاد: یا امروز نداریم. شما می‌گویید یا امروز. تا ساعت نه هلال نبود، در ساعت نه هم آن را دیدیم، لذا دیگر «یا» نداریم. روشن است. از کجا می‌گویید این «یا امروز»؟ چون نمی‌دانید شارع کدام گزینه‌ها را برای برچسب زنی انتخاب کرده است.

شاگرد: مشخص است که تا قبل از رؤیت هلال می‌توانیم استصحاب شعبان کنیم.

استاد: قطع داریم که شعبان است.

شاگرد: ساعت هشت صبح. ساعت نه ماه را دیدیم، ساعت هشت قطعاً شعبان را استصحاب می‌کنیم.

استاد: آن‌که شبهه موضوعیه است. بحث ما نیست.

شاگرد: الآن هم که ماه را دیدیم، می‌دانیم ماه جدید است.

استاد: آن استصحاب قبلی هم رفت.

شاگرد: بله، الآن می‌خواهیم برچسب زنی کنیم، شارع ناچار است که یا حکم ماه شعبان را امروز بار کند یا حکم ماه رمضان را.

استاد: چون برچسب زنی دائر مدار بین وجود و عدم است. این هم قبول. ولی چند گزینه داریم. یعنی شارع مثل سائر… .

شاگرد: حالا اگر برچسب ماه رمضان را نزد، شارع چه کار کرده؟ نتیجه می‌گیریم که ماه شعبان را استصحاب کرده.

شاگرد٢: استصحاب عدم ازلی نمی‌توانیم بکنیم؟ درست است که موضوع آن برای وقتی است که هلال است. می‌توان برچسب ماه رمضان زد.

استاد: در آن اشکالی که اصولیین در شبهه مفهومیه مخصص داشتند، چرا می‌گفتند عام جاری نمی‌شود؟ می‌گفتند تمسک به عام در شبهه مفهومیه نمی‌شود، استدلال آن‌ها چه بود؟ می‌گفتند مخصص کاشف از این است که ما بین دو انشاء شارع هستیم. عمومی که نداریم. دو انشاء هست، نمی‌دانم برای عالم فاسق این انشاء شده یا این. وقتی دوران بین دو تا است من چه کار کنم؟ الآن هم دوران  بین بقاء یک چیز نیست. بالدقه در این است که امروز که هیچ جهل موضوعی نداریم، شارع قرار است چه کار کند؟ یکی از راه‌ها تخییر است. فرض ثبوتیش را عرض می‌کنم. شارع می‌گوید مخیر هستید. حاکم شرع دستش باز است که بگوید به این‌طور انسب است یا آن‌طور. شرائط را در نظر می‌گیرد و مخیر است. یک قولی هم در زیدیه هست که اگر قبل از زوال دیدید مخیر هستید که بگویید امروز اول ماه است، یا بگویید امروز سی‌ام است. در ادله فقهی ما، تعارض است. در نهایت هم به تعارض ختم می‌شود. خُب این یک گزینه اش است.

شما می‌خواهید چه چیزی را استصحاب کنید؟! و حال این‌که کار شارع، برای شما مجهول است. یعنی شما بین چند گزینه مردد هستید. در این مورد شکتان حالت سابقه ندارید. آن چه که عرض من است را برسید. وقتی در یک چیزی شک می‌کنیم، می‌بینیم آن چیزی که در آن شک داریم، حالت سابقه دارد. اما آن چه که بالدقه الآن در آن شک می‌کنیم، این است که بعد از این‌که هلال را دیدیم، محتاج هستیم که خلاصه، سر امروز بلایی در بیاوریم.

شاگرد: شما برای امروز برچسب می‌خواهید. تا ساعت قبل از این‌که ماه دیده شود، شعبان بود. الآن برچسب را به امروز می‌زنیم. موضوع ما امروز است، تا دو ساعت پیش شعبان بود، الآن شک می‌کنیم حالا که ماه را دیدیم، همان شعبان را استصحاب کنیم یا نه. اگر موضوع را روی ماه ببریم دو تا شده ولی … .

استاد: در چه چیزی شک داریم؟ در بقاء شعبان شک داریم؟ یا در برچسب زنی شارع، شخص امروز را به‌عنوان شعبان؟ این‌ها خیلی تفاوت دارد.

شاگرد: ما می‌خواهیم برچسب بزنیم و تکلیف را روشن کنیم.

استاد: پس شک ما در انشاء شارع است، نه در بقاء یک حکم.

شاگرد٢: بقاء بالانشاء است.

استاد: نه.

شاگرد: این انشاء به قبل بر می‌گردد. الآن می‌خواهد چطور انشاء کند؟ همان دو ساعتی که شعبان بوده.

شاگرد٢: روزی که وسطش ماه دیده شود، اساساً قبلش برچسب نداشته.

شاگرد: نه، موضوع امروز است.

شاگرد٣: ایشان می‌گویند آن قسمت فاصله، بدون برچسب معنا ندارد. ایشان فکر می‌کند تا اینجا هست و بعد نیست. شارع هنوز برای قبلش هم برچسب نزده است.

شاگرد: ما که هنوز ماه را ندیده ایم، پس برچسب هست.

شاگرد٢: در بحث استصحاب زمان اشکالی بود. می‌گفتند استصحاب زمان، مثبت است. امروز را که اثبات نمی‌کند.

استاد: بله، این هم از اشکالاتی بود که عرض من را بیشتر توضیح می‌دهد. حالا غیر از مسأله استصحاب زمان، آن اشکال جای خودش، من می‌خواهم بگویم، امروز نیاز به برچسب زنی استقلالی نیاز دارد. نه آن برچسبی که اول برای ماه شعبان زدیم.

شاگرد: یعنی امروز اگر ماه شعبان شد، ماه شعبان دیگری شد؟

استاد: بله، چون در سه خط‌کش، توافق نبود.

شاگرد: عرف می‌گوید این همان ماه شعبان است. پس بقاء ممکن است.

استاد: همان عرفی است. شما می‌گویید مثلاً امروز که بیست و نهم اسفند است، این بقاء همان روز اول فروردین است. این همان عرفی است که عده‌ای که منفصل از هم هستند را در یک سلسله جا داده‌اید. انفصال آن را که نمی‌توانید از دستش بگیرید.

شاگرد: اگر ماه اسفند سی روزه شد، همه می‌گویند ماه اسفند سی روزه شد.

استاد: چون نگاه ترکیبی به آن می‌کنید.

شاگرد: «لاتنقض» صادق است. در اینجا می‌توانست عرفا ماه شعبان ادامه پیدا بکند… .

استاد: ما شکی در شعبان نداریم. نکته همین است. بعداً وقتی شارع برچسب شعبان زد، این دفعه عرف می‌گوید پس شعبان باقی است. نه این که … .

شاگرد: ما الآن نمی‌دانیم زده یا نزده.

استاد: الآن در انشاء او شک داریم؛ شبهه حکمیه است.

شاگرد: فرض بگیریم که برچسب زده و همین را گفته ماه شعبان است.

استاد: صحبت سر این است که چند گزینه انشاء هست.

شاگرد: در یک فرض، ماه شعبان همان ماه شعبان است، پس بقاء آن برای ما مطرح است و محال نیست. وقتی بقاء محال نشد، «لاتنقض الیقین بالشک» مطرح می‌شود. من یقینی داشتم که می‌توانست ادامه پیدا کند. نمی‌گویم قطعاً می‌توانست ادامه پیدا کند. شک می‌کنم ادامه پیدا کرده یا نه، لاتنقض می‌گوید ادامه پیدا کرد.

استاد: ما به‌عنوان یک ماه شعبان، در بقاء آن شکی نداریم. هلال را که دیدیم، می‌خواهیم ببینیم حالا این تکه زمان که نصفش این طرف است و نصفش آن طرف است را چه کار کنیم. چند گزینه دیگر هم داریم. اگر به این صورت بگوییم که شما ساعت نه صبح دیدید، به این صورت برچسب زنی کنید. بگویید از صبح تا ساعت نه، ثلثیّ الشعبان است. از نه تا غروب را بگویید دو ثلثیّ رمضان. به این صورت می‌توانید برچسب بزنید یا نه؟ در این مشکلی دارید؟! نه. تمام شد. پس چه شکی دارید که می‌گویید شعبان را استصحاب می‌کنیم؟! من می‌خواهم بگویم انشاء جدید شرع است. اصلاً استصحاب شبهه حکمیه این است که آن انشاء قبلی شارع را می‌کشم. می‌گویم نجاستی که برای ماء متغیر به نجاست بود، آن نجاست را آورده‌ام. حالا هم می‌گویم شعبانی که شارع داشت، آن را می‌آورم. آن‌که تمام شد، شارع الآن باید برچسب بزند. انشاء ابتداء به ساکن است، نه کشاندن یک انشاء قبلی.

شاگرد۲: حرف ایشان این است که اگر برچسب رمضان خورد، ما فرمایش شما را بپذیریم. ولی اگر برچسب شعبان خورد موید این است که آن برچسب هم…

استاد: به‌خاطر تشابه لفظی است.

شاگرد: نه، اگر برچسب شعبان خورد، ادامه همان شعبان است.

استاد: می‌دانیم ماه را دیده‌ایم، چه ادامه ای است؟! برای این‌که کار در برود قرارداد می‌کنیم. فقط می‌خواهیم برچسب بزنیم. و حال این‌که گزینه‌های متعددی داریم.

شاگرد۲: در فرمایش شما یک انشاء جدید نیاز است. انشاء قبلی به درد نمی خورد.

استاد: عرض من همین است. یعنی در اینجا شبهه حکمیه نیست. یعنی استصحاب در شبهه حکمیه نیست. به‌خاطر این‌که الآن نیاز به انشاء جدید از شارع داریم، انشاء قبلی را استصحاب نمی‌کنیم. معلوم باشد که می‌خواهم چه بگویم؛ استصحاب این است که انشاء قبلی را بکشانم و ابقاء کنم. و حال این‌که بحث من این است که من الآن به انشاء جدید نیاز دارم. شارع چند گزینه دارد. الآن من در انشاء جدید او شک دارم. بله، اگر انشاء را طبق شعبان کرد، عرف آن را می‌کشاند، آن هم از باب تشابه لفظ. نه این‌که عرف نیاز شارع به انشاء جدید را بردارد.

 

والحمد لله رب العالمین