ترجیح استظهار توبیخ در تعبیر «فالتفت الیّ علی بن حنظله»
نکته دوم را ایشان در آخر کار گفته اند. من در اول کار میگویم. فرمودهاند: «شاید اگر حضرتعالی هم در مواجهه اول روایت را در سیاق تحریض به تعلم می دیدید، همراه میشدید»؛ بله، مانعی نیست. من مکرر مباحثه کردهام و خدمت شما گفتهام؛ بعضی جاها گفته ام ممکن است این احتمال در فضای علمی صفر نباشد اما از باب درد دل طلبگی و عرض حال ذهن خودم محضر شما است. گاهی دیدید میگویم این در ذهن من صفر است. یعنی نه اینکه بگویم واقع شده، بلکه حال خودم را عرض میکنم. اما دیروز هم عرض کردم که اینجا به این صورت نیست. یک برداشتی بوده وقتی حدیث را با نسخه بصائر دیدم. اساتیدی هم که کلامشان را خواندیم درفضای خودش .... الآن هم احد الاستظهارین بهصورت مسلم سر نمیرسد که دیگری صفر شود. تا آن جایی که فعلاً در ذهن من است. این جور نیست. هر دوی آنها کاملاً مطرح است که ببینیم کدام یک از آنها است. و لذا ما میخواهیم بحث کنیم تا قرائن و شواهد را کاملاً پیدا کنیم که کدام یک از آنها است.
دیروز که مباحثه تمام شد آقا یک نکتهای گفتند که قابل دقت و تأمل است تا ببینیم میتواند آن احتمال را قوی کند یا نه؟ فرمودند ابن اعین میگوید «فالتفت الیّ علی بن حنظله و قال احکمناه»، خب اگر اینطور بود که او دو-سه سؤال کرده، الآن هم خوشحال است، اول مقام خوشحالی او این است که به امام خطاب کند و شکرا لله تعالی و تشکرا من الامام علیهالسلام بگوید یابن رسول الله احکمناه. چهار وجه یاد گرفتیم. نه اینکه به ابن اعین نگاه کند و بگوید احکمناه. این نکته مهمی است. میگویند خب چرا نگفت «احکمته»؟ گاهی «احکمناه» در دو جبهه است. وقتی در یک کلاس شاگردان نشسته اند استاد یک طرف کار است که دارد القاء میکند. شاگردان متلقی هستند. ولو یک شاگرد هم حرف بزند میگوید ما. یعنی ما در طبقه شاگردان سبب شدیم که استاد از حرفش برگردد. لذا این «احکمناه» با اینکه خود او حرف زده مانعی ندارد. علاوه که میگوید «التفت الیّ».
نکته دیگر این است: میگوید با هم وارد شدیم. چه بسا این با هم وارد شدن که در نسخه بصائر است –در محاسن نیست- نکتهای دارد. در بصائر میگوید «دخلت انا و علی بن حنظله علی ابی عبدالله علیهالسلام»، خب قبلش چه صحبتی شده بود. بین آنها یک سابقهای بود یا نبود. ایشان چیزی نقل نکردهاند. ولی با هم وارد شدند.
خب در این جور فضایی میگوید «التفت الیّ» و اینطور گفت. جالب این است که اگر به امام علیهالسلام خطاب هم نمی کرد باز مناسب بود که وقتی در ذهنش آمد که این باب را خوب یاد گرفتیم، بهعنوان یک عبارت رسمی در مجلس بگوید. عبارت رسمی در مجلس یعنی چه؟ یعنی ولو مخاطبش امام هستند، اما همه بفهمید الحمدلله احکمناه. یعنی مخاطب، مجلس است که احکمناه. اما این حالت طرفینی پیدا کرد. میگوید بهصورت من رو کرد و این را گفت. بعد هم میگوید «سمعه الامام علیهالسلام». یعنی حتی او خواست طوری باشد که امام نشنوند. ولی امام شنید. ببینید کار چقدر تفاوت میکند. اینها نکات مهمی است. او یک جور میخواست به عبدالاعلی بن اعین بگوید «احکمناه». امام شنیدند و فرمودند اینطور نگو. و حال آنکه اگر اتقان بود، او که خوشحال شد چهار وجه را یاد گرفتند، ولو با امام هم خطاب نکند، باید در مجلس بگوید الحمد لله قد احکمناه. نه اینکه به او رفیقش بگوید، بهطوریکه خود امام بشنوند. یعنی او نخواست اسماع امام علیهالسلام بکند.
شاگرد: اینکه حنظله موضوع را عوض میکند، شاید در تلاطم بوده که حضرت آن را جواب بدهد. در محاوره عرفیه هم همینطور است. وقتی یکی به پای دیگری میپیچد همینطور است. وقتی طرف غالب میشود، به او نگاه میکند و میگوید دیدی حضرت غالب شد؟! این به معرفت حنظله بیشتر میخورد. یعنی حتماً لازم نیست که احکمناه را معنای منفی کنیم.
استاد: ببینید بعد از اینکه آقا این نکته خوب و قشنگ را گفتند، اما چرا میگویم واضح است که به صفر نمیرسد؟ چون همانطور که شما میگویید در همین التفات نکتهای هست. من خودم در یک مجلس مکرر دیدهام. ده نفر جمع هستیم. دو نفر هم صحبت میکنند. برداشت افراد حاضر در مجلس از مقصود این دو و مباحثه آنها اختلافی است. یعنی این قدر نیست که بگویید کار تمام شد. او «التفت الیّ» میگوید، خُب شاید قبلش یک صحبتی کرده بودند. بین آن دو صحبتهایی بوده که با «التفت الیّ» میخواست ابراز خوشحالی کند که ببین چقدر چیز یاد گرفتهایم. نه یعنی بخواهد تعریض کند. عرض کردم این مشکلی ندارد. ولی علی ای حال نکتهای است که باید مطرحش کنیم تا بعداً برای جمعبندی نهائی به درد بخورد. ببینیم آن دو محتملی که هر دویش باقی است، کدام ارجح میشود.
شاگرد: چیزی که چهار وجه دارد، دیگر ضیق نیست.
استاد: ضیق که اولی بود.
شاگرد: وقتی امام میفرمایند «من الاشیاء ما هو ضیقة»، فرض هم این است که این مسأله چهار وجه دارد، طبق بیان او دیگر نمیتوان به چیزی که چهار وجه دارد، ضیق گفت.
استاد: این فرمایش شما را عرض میکنم.