رفتن به محتوای اصلی

اختلاف نسخه روایت عبدالاعلی بن اعین در تعبیر «احکمناه»

 

حالا برگردیم آن چیزی که در ذهن من گذشته را سریع بگویم. اول دفعه که این روایت را دیدم، همینی که در جلسه قبل گفتم به ذهنم آمد. به ذهنم آمد که ایشان می‌خواهد بگوید حضرت را گیر انداختیم؛ تعبیر عامیانه است. منظورش محکوم کردن غلط نبود. از اصحاب حضرت است. خُب در جلسات بحث حالاتی دارند. یک موانستی برقرار می‌شود. چیزهایی بوده که نظیر آن خیلی در کتب روائی هست. ایشان که می‌گوید «احکمناه» یعنی ببین یک جایی شد که حضرت را گیر انداخته‌ایم. این‌که گفتند لغت معیت نمی‌کند عرض می‌کنم. این در ذهن من آمد. چرا آمد؟ به‌خاطر حرف امام علیه‌السلام، نه به‌خاطر کلمه «احکمناه». کلمه «احکمناه» ظهور این چنینی ندارد. اگر امام بعدش این را نفرموده بودند، من از «احکمناه» این را نمی فهمیدم. نسخه ای که اولین بار من دیدم بصائر بود. در سه کتاب قدیمی این حدیث را نقل کرده‌ اند؛ محاسن، اختصاص مفید، بصائر. نسخه بصار و محاسن نزدیک هم هستند. ولو محاسن اقدم از بصائر است ولی حدوداً زمانا نزدیک هم هستند. اما اختصاص برای قرن چهارم و پنجم است که برای جناب مفید است. نسخه‌ها این است.

شاگرد: انتساب اختصاص به مفید برای شما محرز است؟

استاد: من طبق معروف می‌گویم. فعلاً بدل نداریم.

شاگرد: بدل نداریم ولی برخی می‌گویند از شیخ مفید نیست.

استاد: خُب، ولی بگویند برای چه کسی است؟

شاگرد: نمی‌دانیم.

استاد: این خودش یک فضایی است. در آن فایل منابع روائی بود که برای مرحوم مجلسی صاف بوده. نسبت می‌دهند. ما هم از باب مشهور نسبت می‌دهیم. و الا بحث‌های فنی که فعلاً بدل ندارد بماند. ما فعلاً روی انتساب مشهور عرض می‌کنم. ولی مقصود من فعلاً لفظ آن است.

اگر اولین دفعه در اختصاص این را دیده بودم، ذهنم به این صورت نمی رفت. چون در آن جا دارد:‌ «فالتفت إلي علي بن حنظلة فقال يا أبا محمد قد أحكمناها»[1]؛ ضمیر «ها» است و مرجعش دیگر به امام صادق علیه‌السلام نمی‌خورد. «احکمناها»؛ یعنی چند مسأله پرسیدیم و حضرت هم چهار جواب دادند؛ «احکمناها». این برای اختصاص مفید است که عرض کردم اولین بار ندیدم. بعدها دیدم که از ذهنم گذشته بود؛ اولین دفعه در ذهنم بود.

نسخه محاسن را هم که ندیده بودم، کلمه «باب» را اضافه دارد. کلمه «باب» مثل اختصاص نیست که معنای «احکمناها» باشد. ولی دارد: «فقال علي بن حنظلة يا با محمد هذا باب قد أحكمناه»[2]. این هم نسخه محاسن که یک کلمه «باب» دارد. باز نزدیک می‌کند که منظور، مطالب علمی باشد. ولو با آن هم منافاتی ندارد. حالا لغت آن را می‌گویم. اما در بصائر این‌ها را ندارد. فقط دارد: «فالتفت إلي علي بن حنظلة قال يا أبا محمد قد أحكمناه»[3]. این در ذهن من بود.


[1] الإختصاص، النص، ص: ۲۸۸

[2] المحاسن، ج‏۲، ص: ۲۹۹

[3] بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج۱، ص: ۳۲۸