جواب سید به استدلال به اخبار رویت برای نفی اعتبار رویت قبل از زوال
صفحه دوازدهم بودیم. فرمودند: «اما عن الرابع فبانّ…». عرض شد «الرابع»ی که در استدلال قول مشهور فرموده بودند اخبار دال بر این بود که صوم و افطار به رؤیت است. مرحوم سید وجه الاستدلال را دو مورد قرار دادند. یکی اطلاق رؤیت بود که از آنها فهمیده نمیشد. و همچنین «و ایضا فالامر». این قسمت دوم هنوز مانده است. فعلاً در جواب از وجه اول استدلال به اخبار رؤیت هستیم.
و أمّا عن الرابع، فبأنّ ظهور لفظ الرؤية في الرؤية الشائعة المتعارفة لا يدلّ على عدم إرادة غيرها من اللفظ، و إنّما يقتضي ذلك القطع بإرادتها منه، و يتوقّف إرادة الغير و عدمها على دليل يدلّ عليه. و كما لا يدلّ اللفظ على إرادة الرؤية الغير الشائعة فكذا لا يدلّ على عدم إرادتها.
و ليس الظهور هنا بمنزلة ظهور اللفظ في المعاني الحقيقة؛ لأنّ الظهور فيها يقتضي حمل اللفظ على المعنى الظاهر و إرادته منه خاصّة؛ حذرا عن لزوم المجاز، بخلاف الظهور هنا، فإنّه لا يلزم التجوّز على تقدير إرادة المعنى الغير [كذا] الظاهر منه.[1]
«و أمّا عن الرابع، فبأنّ ظهور لفظ الرؤية في الرؤية الشائعة المتعارفة لا يدلّ على عدم إرادة غيرها من اللفظ»؛ اگر لفظ رؤیت، ظهور در رؤیت متعارف داشته باشد، اینطور نیست که دلالت بر عدم هم داشته باشد. در این ظهور دارد اما دلالت ندارد بر اینکه غیر رؤیت شایع هم اراده نشده و دلالت بر نفی کند.
«و إنّما يقتضي ذلك القطع بإرادتها منه، و يتوقّف إرادة الغير و عدمها على دليل يدلّ عليه»؛ تنها چیزی که این ظهور دلالت بر آن دارد، این است که قدر متیقن از اراده این است. پس مقصود از «ارادتها» اراده شایع است.
«و إنّما يقتضي ذلك»؛ ظهور لفظ در رؤیت متعارفه، «القطع بإرادتها منه»؛ مقتضی قطع به این است که این متعارف حتماً هست. نمیتوانیم بگوییم این منظور نیست. «منه»؛ یعنی از این لفظی که رؤیت است که ظاهر در آن شایع است.
«و يتوقّف إرادة الغير و عدمها»؛ اراده و عدم اراده غیر شایع، «على دليل يدلّ عليه»؛ باید از بیرون نگاه کنیم. خودش دلالت بر نفی و وجود ندارد.
بنابراين سید میخواهند بگویند روایات رؤیت قبل از زوال، دلیل بر این است که اینها هم منظور هست. خیلی تفاوت میکند؛ یک وقت میگوییم روایات قبل از زوال، رؤیت را تخصیص میزند. اما سید میخواهند بگویند تخصیص نیست، چون روایات رؤیت ظهور در قدر متیقن دارد و بقیه اش دلیل میخواهد، روایات رؤیت قبل از زوال دلیل میشوند بر اینکه حتی رؤیت در نهار هم منظور از روایات رؤیت هست. این نکتهای است که سید به دنبالش هستند و ازاینجهت اهمیت دارد.
«و كما لا يدلّ اللفظ على إرادة الرؤية الغير الشائعة فكذا لا يدلّ على عدم إرادتها»؛ محتاج دلیل هستیم؛ روایات قبل از زوال دلیل هستند. پس حمل مطلق بر مقید و تخصیص کنار رفت. در اینجا چون مراعی است و ساکت است، روایات رؤیت قبل از زوال دلیل بر اراده میشود. دلیل بر اینکه اصلاً اراده شده است. این قسمت اول فرمایش ایشان است.
[1] رؤيت هلال، ج۳، ص: ۱۹۸۱