جایگاه تقویم کره و احکام آفاقی
(25:29)
شاگرد: میخواهم ببینم بنده درست متوجه شدهام یا نه؛ میخواهید بفرمایید همانطور که ساعت جهانی برای کل کره ساعت درست نمیکند، فقط برای رفع نیازهای اضطراری است، ما هم با این وقت دحو الارض نمیخواهیم برای کل کره ماه درست کنیم. بلکه برای دفع اضطرار است؛ حالا آن اضطرار میتواند سفینه باشد، قطب باشد، میقاتیت باشد یا شب ماه مبارک باشد. آن را برای اینها در نظر گرفتیم.
شاگرد۲: دقیقاً برعکس است.
استاد: نکته این است که شما از ثبوت جلو بیایید تا فرمایشتان معلوم بشود. شما فرض بگیرید که نصف النهار دحو الارض آثار تکوینی دارد و مبتنیبر تکوینیات است. اگر می آیید آن را در نظر می گیرید چون تکوینی است، آن را در نظر میگیرید. اگر این جور شد، پدیدههای بیرون کره زمین که میخواهید کل کره را بهعنوان یک نقطه با آنها تنظیم کنید و این نصف النهار را بهعنوان تنظیم یک ساعت از اول عالم خلقت در نظر میگیرید، [ آیا] این تنظیم ها و برچسب زدن هایی که عرض کردم، برای رفع اضطرار است؟! بلکه برای کشف یک امر ثبوتی است. برای کشف امور ثبوتی است. خیلی تفاوت می کند.
شاگرد۲: نقشش اعتباطی نیست. مثلاً در بحث عید فطر، افقها فرق میکنند. درست است که یک منشأ تکوینی دارد ولی….
استاد: ببینید قرار شد در اصل تقویم برای کره بهعنوان یک نقطه، سراغ یک امر تکوینی برویم که آثار تکوینی دارد. هر آثار تکوینی که برای آن حرکت قمر در قوس خودش است، نه روز یا شب، برای شهر مبارک است. آثاری که برای شهر مبارک است، این نصف النهار تکوینی با آثار تکوینی خود، آن آثار شهر را به دست ما میدهد. ولذا لیلة القدر را میتواند به نحو تکوینی اش معین کند؛ ولو فی علم الله تعالی، ولی میگوییم معلوم است. یعنی خداوند در علمش میتواند دو نقطه را در این قوس تعیین کند و بگوید این شروع لیلة القدر است و این هم پایانش.
شاگرد: برای عید فطر هم میتوانیم از این استفاده کنیم؟
استاد: نه، در عید فطر میخواهیم نماز بخوانیم. شما میخواهید نمازش را بگویید؟ یا اول شوال را؟ این معلوم باشد. شما میگویید اول شوال، این بیست و چهار ساعت اول شوال است. با آن ضابطه هایی که بود. اگر میخواهید این را بگویید، بله همین اول شوال از روز اول عالم خلقت با این نظمی که دارد معیّن است. اما اگر میخواهید نماز عید بخوانید و در نماز عید بگویید «هذا الیوم»، در شب که نماز عید نمی خوانید. لذا آن برای مرحله بعدی است. یعنی شما وقتی با تقویم کل کره بهعنوان یک نقطه، آثار تکوینیِ مجموعیِ گردشِ ماه به دور زمین را سامان دادید، حالا اعمالی که قاطنین در آفاق مختلفه میخواهند طبق موضوعات خاصه روز و شب انجام بدهند را معین میکنید. منظور شما از نماز عید چیست؟ یعنی روز عید بهمعنای عید گرفتن؟ یا روز عید بهمعنای اول شوال؟ بیست و چهار ساعت اول شوال بعد از پایان ماه مبارک؟ اگر آن را میگویید، بله. آثار تکوینی اش همه بار است. اما اگر عید گرفتن به جهت خارجیتش و نماز عید خواندن و روز -«وَجَعَلَ ٱلنَّهَارَ نُشُورا»[1] - را میگویید، مردم را که در نیمه شب از خانه بیرون نمی کشند و بگویند چون تقویمی که ما گفتیم میگوید حالا ساعت ده صبح است، یا وقت طلوع روز عید است، شما هم در نصفه شب نماز عید بخوانید و بگویید «اسألک بحق هذا الیوم»! و حال اینکه ساعت دو بعد از نیمه شب است. اگر منظورتان از عید این است، همان طولیتی که عرض کردم پیش میآید. یعنی ما میگوییم درست است که [غرض] ما از آثار تکوینی [درست شد]، اما شما یک حکمی دارید که در موضوعش روز و شبی که دارید، دخالت کرده است. خب پس آن تقویم کلی چه فایدهای داشت؟به مستمسک عروه بگردیم. شما در قطب میروید، الآن در قطب، چه زمانی «هذا الیوم» بگویید؟ شش ماه روز است یا شش ما شب است. «اسألک بحق هذا الیوم» را میتوانید بگویید یا نه؟ آقای حکیم میگویند شما نمیتوانید بگویید. اما روی ضابطه ای که عرض شد، شما میتوانید بگویید. چرا؟ چون دستتان از آن دلیل طولی ای که میگفت روز و شب و نصف شب بیرون نیایید ، کوتاه شد. آن دلیل طولی الآن برای شما کارآیی ندارد. قطب رفتهاید که شش ماه شب و شش ماه روز است. ولی دلیل قبلی که کارآیی دارد. چرا؟ شما برای کل کره بهعنوان یک نقطه، ماه تعیین کردید. روز یک شنبه و دوشنبه تعیین کردید. با آن آثار تکوینی ای که دارد، شب لیلة القدر تعیین کردید. و روز اول شوال را تعیین کردید. قبلاً بحث شد که از روز اول، چه زمانی را شب قرار بدهیم. در همان اول تاریخ این ممکن است. عدهای گفته بودند چون حضرت فرموده بودند شمس وسط سماء است، شبانهروز از زوال تا زوال شروع میشود. ولی این فعلاً بهعنوان یک احتمال ثبوتی است. آن چه که الآن بین متشرعه مرسوم است، غروب تا غروب است. ما هم مشکلی نداریم. میگوییم الآن از اول، غروب تا غروب بیست و چهار ساعت است. میگوییم یک بیست و چهار ساعتی است که غروب تا غروبش دقیق معلوم است.
شاگرد: این جعل در «جعلته للمسلمین عیدا» با آن جعل منافات پیدا نمیکند؟
استاد: نه، جعل های طولی است. «جعلته هذا الیوم»؛ برای آفاقی است که یوم دارند. هذا الیومِ شما طولی بود. اما وقتی به قطب رفتید، اصلاً موضوع «هذا الیومِ» افقی میرود. برمیگردید به حکم پایهای که برای کل است. «هذا الیوم» یعنی یومی که از تاریخ اول برای کل کره فی علم الله تعیینشده، و آن هم معیّن است. نصف النهارش برای دحو الارض است. نصف النهاری است که از وسط کعبه معظمة رد میشود.
شاگرد: در اینجا آیا میتوانیم بگوییم پایه آن چیزی میشود که بیشتر به آن احتیاج دارند؟ آن چیز هم ضوابط روز و شبشان میشود. بعد که به روابط بینالملل اضطرار پیدا کردند، آن جعل بعدی بشود. به جای اینکه تکوین را پایه بگیریم از احتیاجات مردم شروع کنیم.
استاد: ببینید احتیاجات مردم شبیه هلیة مرکبه است. بعد از این است که مردمی هستند.
شاگرد: فی علم الله که مانعی ندارد، فرض گرفته شده باشد.
استاد: بسیار خوب ولی قبل از اینکه آنها بیایند ادله اثباتیه میگوید تقویم بود. روایتش را آوردند؛ لیلة القدر از روز اول در هر سالی بوده است. این را چه کار کنیم؟
شاگرد۲: خداوند متعال نمیتواند تغییر بدهد؟
استاد: یعنی طبق علم خودش به آینده مردم؟! همه اینها محتملاتی است که محال نیست. یعنی خدای متعال انشائاتی از روز اول داشته باشد، اما طبق علم خودش به مخلوقی که در آینده میآید و نیازهایی دارد. این محال نیست.
شاگرد۲: همان خدایی که رد الشمس کرد و هیچ اتفاقی نیافتاد، در تکوین دست ببرد و جلو و عقب بکند. یا در تشریع دست ببرد و آن را به حسب نیازهای مردم جا به جا کند.
استاد: «يَدَاهُ مَبۡسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيۡفَ يَشَاءُ»[2].
شاگرد۲: عرضم این است که با توجه به همان ادله اثباتیه که می گوید: شب اوّل ماه رمضان این دعا را بخوان و شب عید فطر این دعا را بخوان … .
استاد: در ادله اثباتیه یک واقعه را میگوید. «اذا اهلّ هلال شهر رمضان غُلّت مردة الشیاطین»؛ این "غُلّت"، یعنی در قم هست ولی در کابل نیست؟! این خلاف ارتکاز از ادله است.
[1] الفرقان ۴۷
[2] المائده۶۴