تبعض در ماهیت روزه مسافر
این فرمایش ایشان بود. ولی این فرمایشی که میگویند بعض روز را روزه نگرفته، واقعاً با بعض موارد دیگرش هماهنگ است؟! مثلاً کسی که مسافر است و قبل از زوال میرسد؛ چیزی هم نخورده، اما وقتی در ساعت یازده به وطن میرسد و نیت میکند، یعنی در تمام روز صائم بوده؟! بعید است خود ایشان هم این را بگویند. چرا؟ چون قبل از اینکه به وطن برسد مسافر بوده و بر مسافر روزه گرفتن حرام است. واقعاً و بالدقه روزه نبود، خود ایشان هم میگویند روزه بر او حرام بوده، خُب چطور صائم باشد؟! این را چطور توجیه میکنند؟! الآن او صائم است در بعض الیوم؟ یا کل الیوم؟
شاگرد: کل الیوم هم تصور دارد.
استاد: قبل از زوال به وطن رسید، قبلش مسافر نیست، ساعت هشت که مسافر بود روزه بود یا نبود؟
شاگرد: سفری نبوده که مانع از صوم است. اینجا مراعی است.
استاد: ببینید فرض گرفتیم در ساعت هشت، مسافری است که روزه بر او حرام است. ساعت یازده به وطن میرسد و حالا نیت میکند. چیزی هم نخورده است. در اینجا قبلش را چه بگوییم؟ کل روز روزه است؟!
شاگرد٢: به حکم شارع روزه است.
استاد: به حکم شارع یعنی قبلش روزه بود؟
شاگرد: مراعی است.
استاد: روزه حرام بود. کجا مراعی بود؟!
شاگرد٢: مقصود این است که روزه، طبیعت اعتباری است و به اعتبار شارع است. شارع گفته اگر قبل از ظهر برسی و نیت کنی، تو این روزه را داری.
استاد: یعنی انقلاب ما مضی شد؟! ما مضی مضی؛ روزه بر او حرام بود. بالدقه صائم نبود؛ چون مسافر بود.
شاگرد: میفرمایند حرمت مراعی داشته.
استاد: حرمت مراعی نداشته، حرمت بالفعل قطعی داشته.
شاگرد٢: اگر می دانسته که میرسد حرام بوده؟
استاد: اگر می دانسته که میرسد افطار بر او جایز بوده. همراه مرحوم صدوقی بزرگ بیرون رفتیم؛ هم بحث من بود؛ سنم کمتر بود متوجه نشدم. گفت شما ندیدی، وقتی به چهار فرسخی رسیدیم، حاج آقا یک چیزی خوردند. درست هم میگفت. خُب من در ماشین بودم و ندیدم. سنم هم کم بود. به خیالم رفتیم و برگشتیم. حاج آقا فرمودند شماها الآن نیت صوم ندارید. این را به کسانی که در ماشین بودند اشاره کردند. همین که از حد ترخص بیرون رفتیم گفتند شماها نیت صوم ندارید. یعنی مسافر هستید. ولی ایشان همان جا باید یک چیزی میخوردند. بهخاطر اینکه قند داشتند و برای سفر رفته بودند. منظور من این است تا چیزی نخورده باشند جایز است روزه بگیرند، ولی تا وقتی مسافر است جایز بخورد ولو قاطع است که بر میگردد.
شاگرد٣: هم می تواند بخورد هم می تواند روزه بگیرد.
استاد: ببینید بالدقة الفقهیه حرمت صوم برای او بالفعل است و صائم هم نیست. نه اینکه ما یک صوم مراعی داریم. صائم نیست.
شاگرد: حرمت امساک و کف که بعداً روزه بگیرد فعلی است؟
استاد: نه، امساک که حرام نیست. صوم حرام است. بالدقة الفقهیة ساعت هشت که مسافر است، «لیس هو بصائم».
شاگرد٢: صوم که اصلاً امکان ندارد. به این معنا برای او فرضی نیست.
استاد: چون حرام است؟
شاگرد: بله.
استاد: نیت میکند و کار حرام را انجام میدهد. مگر مسافر نمیتواند نیت صوم کند؟! بعداً هم باید قضاء کند. میتواند نیت کند و بگوید من روزهام. میگوییم مسافر هستی! باشم، من میخواهم روزه بگیرم! چطور فرض ندارد؟!
شاگرد۲: شما آن طرفش را پررنگ کنید؛ وقتی میرسد و روزه اش مشروط به این است که قبلش چیزی نخورده، الآن شارع برای او چه چیزی اعتبار میکند؟
استاد: شارع ما مضی را منقلب میکند؛ اعتبار است. من فرمایش شما را مفصل گفته ام. مشکلی هم ندارد. مدافع آن هستم. میخواهم روی مبنای معروفی که ایشان میگویند - اینکه بعض نمیشود - میگویم. و الّا آن چیزی را که شما میگویید را قبلاً به این صورت تقریر کردهام…؛ بهخصوص در بحث اجازه که کاشف است یا ناقل یا کشف حکمی است. اگر یادتان باشد تقریر کردم که نه ناقل بود و نه کاشف بود و نه کشف حکمی بود. تقریر دیگری بود. روی آن مبنا که در اینجا قشنگ میتوانم توضیح بدهم. چرا؟ چون وقتی امور اعتباری است، در دو زمان با دو غرض، اعتبار دو وضع در زمان واحد محال نیست. انقلاب ما مضی نمیآید. اما در کتاب فقها هست که «ما مضی» نمیتواند منقلب شود. میخواهم روی آن مبانی عرض کنم و الّا در اعتباریات است. ساعت هشت روزه بوده یا نبوده؟ شارع او را لاصائم اعتبار کرده بود؛ واقعاً اعتبار کرده بود. بالدقة الفقهیة لاصائم بوده. حالا که به وطن رسید و نیت صوم کرد، حالا در ظرف آینده او را در همان ظرف گذشته، صائم اعتبار میکند و محال نیست. چون اعتبار برای اغراض حکیمانه است. آن مبنایی بود که در اجازه گفتم. حتی کشف حکمی هم به این صورت نمیشود. کشف حکمی این بود که ولو واقعاً از آن وقت نیست ولی حکما هست. اما این چیزی که من عرض میکنم حکما هم لازم نیست.
26:03
شاگرد: تعبیری که دارند کشف انقلابی است. یعنی میتواند مبدل شود. آیتالله سیستانی تعبیر کشف انقلابی دارند.
استاد: ما احکام هر کدام را سرجایش جاری میکنیم. اگر به این ملتزم هستند همین میشود. یعنی در بعض موارد آثار نقل بار میشود و در بعض موارد به تناسب، آثار کشف بار میشود. دیگر مشکلی هم ندارد. اگر انقلاب را به این صورت میگویند همین است.
شاگرد: یک مقدار سعه آن فرق میکند ولی اصل اینکه میگویند تا زمانیکه نبوده میتواند ناقله باشد و بعد منقلب شود و از همان ابتدا کاشف محض باشد؛ ولی همه آثار فرمایش شما را ندارد.
استاد: علی ای حال میخواهم بگویم من به فرمایش شما توجه دارم. روی مبنایی که وحید میفرمایند میگویم.
شاگرد: اگر علی المبنای ایشان، ایشان بگوید صوم یک روز، جامع است؛ اینکه از اول در وطن باشید و از فجر تا غروب را نیت کنید، جامع بین این، یا اینکه اولش روزه نباشید ولی قبل از زوال برسید و از آن زمان نیت کنید.
استاد: بسیار خب؛ پس صوم یعنی نه همه روز صائم باشید. یا همه روز را صائم باشید بالصوم الفقهی، که مشکلی هم نیست. یا نه، شارع میگوید ولو من قبلش میگویم «انت لست بالصائم» ولی چون قبل از زوال رسیدی و نیت کردی، من باز میگویم «انت الصائم». چرا؟ چون معنای صوم را توسعه دادم.
شاگرد۲: خلاف فرمایش ایشان میشود. ظاهرش این است که میخواهند بگویند درتمام روز روزه بوده؛ نه اینکه حکم میکنیم؛ واقعاً روزه بوده.
استاد: ایشان این «بعض فی بعض الاحوال» را توضیح ندادهاند؛ من قدر متیقن را گفتم. گام دوم سر نیت مسافر رفتم. چون علی ای حال فرق میکند. از نظر فقهی میدانیم که مسافر صائم نیست. و لذا این فرمایش ایشان را نیاز دارند که باید یک کاری بشود. بنابراین در بعض روز بگوییم که صوم این است.
حالا به مرحله بعدتر برویم؛ روایاتی که میگفت حائض صبح هم چیزی را خورده است ولی حالا پاک میشود، لسان روایات این بود که صومش را تمام میکند. با اینکه چیزی خورده است. اینجا باز، چالش فرمایش ایشان بیشتر است. چون روایت میگوید «تتمّ صومه». اما ایشان میخواهند بگویند اصلاً وضع معنا ندارد؛ با اینکه فرض گرفته شده که خورده [باز اطلاق صوم میکنند]. خب آن جا مورد اتفاق نیست؛ میتوانند بگویند اینجا مجاز است. اینجا مصداق حقیقی نیست فذا باید قضا کند.
ولی این صحبت هست که شما جایی که سهوا خورده را چه کار میکنید؟ صائم سهوا قضا خورده، آیا صوم هست یا نیست؟ بالدقة الفقهیة خود شارع به او میگوید «انت صائم»؟ یا نمیگوید؟ خب ارتکازی که همه داریم این است که چون سهوا خورده واقعاً صائم است. پس صوم «الامساک عن الطعام و الشراب» نیست. «الامساک عن الاکل و الشرب عمداً» است. چرا؟ چون وقتی سهوا عن الاکل و الشرب امساک نکرده، بالدقة میگوییم «انت صائم». پس صومی که شما میگویید بعض الیوم نمیتواند صائم باشد، در این صوم شما، عمد دخالت کرده. یعنی میگویید بعض یوم نمیتواند صائم باشد؛ کل یوم باید صائم باشد. صائم یعنی چه؟ یعنی «الامساک عن الاکل عمداً؛ الامساک عن الشرب عمداً». و الّا اگر «الامساک عن الاکل و الشرب سهوا» باشد، صوم هست؛ صوم فی جمیع النهار است.
اگر به این صورت است با این توجیهی که ایشان فرمودهاند، کسی که حائض بوده و قبل از زوال پاک شده «و قد اکلت»، حضرت فرمودهاند که صومش را میگیرد. خب الآن چه مشکلی داریم که شبیه آن یک قید اضافه کنیم؟! میگوید شما بهخاطر اکل سهوی مجبور نشدید بگویید صیام کل نهار یعنی الامساک عن الاکل عمداً. و الّا اگر سهوا باشد صیام هست.