احتمال دوم در معنای «ازیده»؛ نهی از اضافه عملی یوم الشک به رمضان
در روایت هشتم -«ازیده»- بودیم. طبق روایات شارحهای که بود و فهم خود صدوق در فقیه رضواناللهعلیه و همچنین توضیح خود روایات و فتوای مشهور امامیه که اینطور جمع کرده بودند، «ازیده» حمل بر نیت شده بود؛ ازیده بالنیه فی شهر رمضان: لایجوز، اما اصوم علی انه من شعبان: یستحب. فتوای مشهور بر استحباب بود. این جمعی بود. احتمال دوم «ازیده» را هم بیان کردیم. تنها روایتی که فعلاً در ذهنم هست که لسانش ذهن را سراغ احتمال دوم میبرد، تنها روایت اول از باب شانزدهم ابواب احکام شهر رمضان است. گمان من این است که لسان این روایت با احتمال دوم در «ازیده» خیلی موافق است. چون حضرت، هم استشهاد به کلام جدشان میکنند و هم واژه «الحق» در آن هست که خیلی نزدیک به «ازیده» است و هم اینکه لسان آن از لسان نیت، اباء دارد. یعنی ذهن ما سراغ نیت نمیرود.
شاگرد: احتمال دوم را جمعبندی میفرمایید. «ازیده» به چه معنایی شد.
استاد: احتمال دوم این بود: درست مقابل روایت دومی است که شافعی نقل کرده و در کتب شیعه هم هست؛ حضرت فرمودند اگر من یک روز از ماه شعبان را روزه بگیرم، نزد من، احب است تا اینکه یک روز از ماه رمضان را افطار کنم. این روایتی که بود که بحث ما در آن بود. در روایت دیگر چه فرمودند؟ فرمودند اگر من یک روز از ماه مبارک را افطار کنم، نزد من احب از این است که یک روز از ماه شعبان را روزه بگیرم و آن را در ماه رمضان اضافه کنم. این مضمون دوم است. این «ازیده»، یعنی «ازیده بنیتی» که بحث کردیم. معنای دوم چیست؟ معنای دوم این است که من اصلاً رغبتی ندارم که روز دوم را روزه بگیرم. ولو بما انه من شعبان. چرا؟ چون طوری میشود که روزه گرفتن من ولو به نیت شعبان هم باشد، اما عملاً طوری است که دارد یک روز به ماه رمضان اضافه میشود. این معنای دوم است.
18:22
شاگرد: در اذهان مردم اینچنین میشود.
استاد: بله، در اذهان مردم؛ عملاً مردم یوم الشک را جزء ماه مبارک میکنند.
شاگرد٢: «لان افطر احب» تا زمانی ادامه دارد که این ذهنیت اصلاح شود و میخش کوبیده شود… .
استاد: ببینید چون بین عوام یک رسم زود جا میگیرد، شارع در آن فرائضی که برایش خیلی اهمیت دارد و در بدنه امت میخ آن را میکوبد، مثل اموری است که تجدیدپذیر میگویند؛ یعنی بهگونهای نیست که آن را رها کند و برود. یک چیزی را روز اول بگوید و بعد آن را رها کند و برود. چون این حالت رسومات تجدیدپذیر است. اگر آن را رها کند بعد از مدتی نقض غرض خود او میشود. و لذا به مناسبتهایی تکرار میشود. یکی از آنها همین «ازیده» است. یکی از آنها همین روایتی است که الآن میخواهم بخوانم. ببینید از لسان این روایت چه چیزی به ذهنتان میآید.
شاگرد: برای اینکه رسم نیت وجوب برنگردد، همچنان بهتر است که ما هم یوم الشک را افطار کنیم؟
استاد: هر کجا زمینهی این است که استحبابی…؛ یاعلی اذا رأیت الناس یشتغلون بالنوافل فاشتغل بالفرائض.
شاگرد: یعنی میفرمایید در زمان ما هم اگر دارد جا میافتد که یوم الشک واجب است، بهتر است که ما هم افطار کنیم.