حمل روایت ابن خلاد بر نفی تاکد استحباب، راهحلی برای اعراض مشهور
پس فعلاً نتیجه عرض من این شد: اینکه بگوییم روایت ابن خلاد مبتلا به اعراض است، باید فکر بیشتری شود. فقط من در جلسه قبل چیزی عرض کردم. این بود که اگر «لا استحباب» را بهمعنای نفی استحباب بگیرید و اصحاب هم گفته باشند «یستحب صوم یوم الثلاثین مطلقاً ولو بلا شک» که میرزای قمی فرمودند، دراینصورت اعراض محقق میشود. اما اگر با مجموع توضیحاتی که در جلسه قبل عرض کردم شما «لا» را بهمعنای «لا تاکد لاستحباب الصوم» بگیرید، اگر این سر برسد دراینصورت بههیچوجه اعراض نیست. یعنی روایت ابن خلاد کاملاً با فتوای اصحاب قابل جمع است. چرا؟ چون آنها به اصل استحباب برای صوم یوم الثلاثین فتوا دادهاند. روایت ابن خلاد میگوید درصورتیکه «لا عله و لا شبهه» باشد، «لا تاکد للاستحباب». خب اصحاب هم که هیچ مشکلی ندارند که بگویند در صورت «لاعله و لاشبهه»، «لا تاکد فی استحباب». پس اعراض روی این فرض است که شما تأکد معنا نکنید. یعنی بگویید «لا استحباب» به معنای جنس رفتن استحباب است. وقتی جنس آن رفت میگویید پس چطور اصحاب گفته اند «یستحب»؟! این هم معلوم باشد که در مقام جمع این فرق را داریم.