خط زمان و تعیین شب و روز
(25:42)
شب هم همینطور است. یعنی وقتی میگوییم حالا که یک شنبه معلوم شد، حالا که نصف النهار معلوم شد، شب هم معلوم شد. چون این نصف النهار برای خودش شب دارد و برای خودش روز دارد. فقط میماند که ابتدای آن بیست و چهار ساعت را از نصف شب بگیریم یا از اول شب بگیریم یا از طلوع خورشید بگیریم یا از زوال بگیریم. همه اینها گزینههایی است که میشود. الآن دنیا توافق کردهاند در اینکه شروع شب را از ساعت دوازده بگیرند. لذا شب دو قسمت شده است. شنبه که تمام شد، یک شنبه شب داریم که تا دوازده است، یکی هم شب یک شنبه داریم که نیمه بعدش است. در تقویم هم یک شنبه است. این کاری است که کردهاند. با چقدر پشتوانه تاریخ مفصلی که تا اینجا رسیده است.
خب حالا اگر یک راهی پیدا شده تا یک قوس شخصی گردش زمین در یک سال را با یک قرارداد، برچسب زنی منظمی بکنیم - میدانیم چه کار میکنیم، در آن هرجومرج نیست، نگاشت و برچسب زنی روشنی است- حالا به بحث خودمان برگردیم. اول قدم در بحث ما این بود: اگر ناچار هستیم که یک نصف النهار داشته باشیم تا این قوس قمر را – که یک قوس شخصی است- برچسب زنی شب و روز و هفته بکنیم، ببینیم میتوانیم این قرارداد را از ادله شرعیه به دست بیاوریم یا نه. اصلاً چنین چیزی بوده با نبوده؟ شما میگویید ناچار هستیم، این ناچاری در ادله اثباتیه هست یا نه؟
شاگرد: دلیل این ناچاری را توضیح دادید؟
استاد: بله، در خط زمان گفتم. چون دست راست مقابلش دست چپ من شد. روی این تأمل کنید. دست راست او دست چپ من است، جای شرق و غرب عوض شد. الآن غرب من شرق او است. خیلی روشن است. شرق هیوی است، اما غرب من که طرف چپ من است، طرف راست او است. همه احکامی که برای طرف چپ میآوردم، تمام شد. برای او محو شد.
شاگرد۲: تفاوت اینکه قرارداد پشتوانه تکوین داشته باشد یا نداشته باشد، چیست؟
استاد: صحبت الآن ما است.