رفتن به محتوای اصلی

نقش نظام اغراض و قیم در اعتباریات، در تحقق انشائات طولی

 

اگر نظرتان باشد، ثنائی­ای بود که بین آنها پل زده بودیم. می‌گفتیم ما یک تکوین داریم که خدای متعال چیزها را خلق می‌کند، حکم وضعی در تکوین، مثل همین شیشه است. خداوند طوری قرار داده که اگر شیشه شکست، دیگر تمام است. این تکوین است. اما وقتی در فضای تشریع می‌آیید، دیگر نباید فضای تکوین را در آن جا بیاوریم. محور فضای تشریع، اغراض و قیم بود. شارع مقدس با تشریع می‌خواهد چه کار کند؟ یک اغراضی دارد که می‌خواهد آن‌ها را بیاورد. یک چیزهایی هست که می‌تواند آن اغراض شارع را بیاورد. شارع مدیریت می‌کند تا این مدیریت، توسط حاملین ارزش به اغراض برسیم. جلوتر مکرر عرض کردیم. این در اینجا خیلی مهم است. یعنی شارع در صوم شهر مبارک، اغراض بسیار زیادی قرار داده است. یک بخشی از آن اغراض - اگر فکر کنید برای شما کالشمس می‌شود - به‌صورت روشن متفرع می‌شود بر این‌که شارع غیر از حرمت و احترام تکلیفی، برای طلوع تا غروب یک احترام وضعی نیز قائل می‌شود. اصلاً اگر قائل نشود آن اغراض محقق نمی‌شود. انواع اجرای حدود و کفارات، احکام ظهر و قبل و بعدش، خیلی از احکام متفرع بر این است که شارع این حکم وضعی را برای کل روز قرار بدهد. آثار بسیار زیادی دارد. اما وقتی این وضع را قرارداد که تکوین نمی‌شود. چرا این حکم را قرارداد؟ به ضوابط کلی حقوقی برگردیم. شارع چرا این حکم وضعی را برای کل شبانه‌روز قرارداد؟ برای این‌که اغراضی داشت. می‌خواست توسط جعل این حکم، آن اغراض را تأمین کند.

خب درجایی‌که اغراض دیگری هم در کار می‌آید، اگر بخواهیم آن اغراض را دخالت بدهیم، لازمه اش این است که این حکم وضعی اگر مثل شیشه بود می‌شکست، خب شارع هم حکومت قرار می‌داد. اما اگر انشائات طولی را وضعاً تصور کردیم؛ یعنی شارع می‌تواند در دو-سه مرحله حکم وضعی قرار بدهد. حکم وضعی­ای که اگر در یک مرحله شکست، نه یعنی مثل شیشه شکست. حکم وضعی­ای که اگر شکست، شکستنی است نسبت به آن اغراضی که داشت. آن‌ها دیگر نمی‌آید. اما نسبت به سائر اغراضی که می‌خواهد برای سائر مکلفین تأمین کند، انشائاتی در طول آن دارد و مانعی هم ندارد.

الآن هم فرض دیگری از آن را بخوانم. عبارت منتهی و تحریر را بخوانم.

31:21

شاگرد: شما روی ارتکازیت این حکم وضعی خیلی تأکید دارید، درحالی‌که این ارتکاز از فتاوای علماء است، اما اگر روایات را ببینیم برخی از آن‌ها می‌گویند اگر با مفطری افطار کردیم مثل شیشه‌ای است که می‌شکند و برخی از روایات می‌گویند نمی شکند. دو دسته از روایات متعارض هستند. لذا ما ارتکازی نداریم. مسأله‌ای تعبدی است که ما از روایات می‌فهمیم. این مسأله عقلائی نیست که قبل از این‌که شارع بگوید خودم یک ارتکازی داشته باشم.

استاد: ببینید این‌که از روایات می‌فهمم، یک فهمیده شده‌ای که دارم.

شاگرد: نه، عرض من همین است؛ من هنوز فهمی ندارم مگر از فتاوای علماء. شاید آن‌ها اشتباه استظهار کرده باشند. از کجا شما روی این ارتکاز تأکید دارید که درست است؟

استاد: به گمان من در اینجا ارتکاز متشرعه است، نه علماء. متشرعه هم بین جمیع مسلمین است.

شاگرد: ما این ارتکاز را از کجا گرفته‌ایم؟ چون مراجع تقلید ما گفته اند و در ذهن ما شکل گرفته است.

استاد: پس ارتکاز متقلدین می‌شود، نه ارتکاز متشرعه. یعنی خود فقها این ارتکاز را ندارند؟ یا دارد؟ جلسه قبل عرض کردم؛ شاهد قوی­ای که این ارتکاز در مقلدین و در تقلید نیست، این است که بزرگان علماء، بعد از این‌که این بحث ها را دیدند - همان‌طور که در عروه دارند - محکم می‌گویند «یفسد الصوم» و دیگر صومش تمام شد. به‌خاطر این‌که تحلیل دقیق آن را ما می‌خواهیم جدا کنیم. و الّا آن ارتکاز را علماء داشتند و مقلد نبودند. یعنی این ارتکاز به قدری زور داشته که توانسته سائر اقوال را از میدان دور کند؛ اما از نزد چه کسانی؟ نزد عوام و مقلدین؟ نه، نزد بزرگان فقها. الآن در زمان ما تنها در کتاب «الصوم فی الشریعة الغراء» هست؛ در زمان متأخر تنها ایشان هستند که اشکال کرده‌اند و به حرف قبل برگشته‌اند. و الّا تمام محشین عروة - تا آنجا که من مراجعه کرده ام - همه همراه سید هستند.