شبهه تشابه کسوف با ظاهرة سماوی اهلال هلال
(31:35)
تنبیهاتی را هم که فرمودهاند ملاحظه بفرمایید. در اینجا هم بحثهای خیلی خوبی مطرح است. من دو بحث دیگر یادم هست. چون الآن نزدیک دو سال وخرده ای طول کشیده. خیلی از مباحث نیمه کاره رها شده؛ الآن خیلی یادم نیست. بعضی از مباحث هم اصلاً بحث نشده. هر کدام در ذهن شریفتان هست؛ بحثهایی که نیمه کاره مانده یا اصلاً بحث نشده را بفرمایید. من دو تا را یادم هست. این دو را ضمن همین دو-سه تنبیه بحث میکنیم.
یک بحث مسأله تشابه کسوف یا خسوف با مسأله رؤیت هلال است. مرحوم آقای خوئی فرمودند: «ظاهرة سماویة». خروج قمر از تحتالشعاع چون ظاهره سماوی است، ربطی به آفاق ندارد. در«اسألة حول رویة الهلال» ایشان فرمودند اگر چه به این صورت است ولی باید از اول شب بگیریم. چون راهها دارد. به آن میرسیم.
در رسالة حول مسالة رویة الهلال متعلق به مرحوم آقای تهرانی در صفحه چهل و یک، چاپ من –مثل اینکه چاپ بعدی هم شده است- میفرمایند:
و بما ذکرنا ظهر اولاً… خامساً و اما الاستدلال … دعوی بلادلیل. ولعمری ما الفرق بین الطلوع القمر اذا خرج عن تحتالشعاع و بین الکسوف؟
نزدیک یک صفحه و نیم مقابله میاندازند. میگویند اگر بگویید خروج قمر ازتحت الشعاع و اهلال هلال ظاهرة سماویة لاترتبط بالآفاق الارضیه، پس برای کسوف هم باید این را بگویید. و حال آنکه در کسوف کسی نمیگوید لذا اینجا هم نمیآید. ان شاءالله عبارات ایشان را ببینید. من عبارات ایشان را سریع میخوانم. تفاوت این دو مهم است. الآن میدانیم کسوف شده اما ما نمیبینیم. حالا به صرف اینکه نشده، بگوییم ظاهرة سماویة لذا باید نماز آیات بخوانیم. چون الآن خورشید گرفته، خب نماز بخوانید! میگوییم نه. با اینکه ظاهرة سماوی است اما افق در بالفعل شدن حکم وجوب صلات آیات دخالت دارد. این فرمایش ایشان است. ان شاءالله بعد از تنبیه اول آن را میخوانیم.
بدون نظر