ضخامت هلال، شرط کمال هلال، نه مقوم آن؟
شاگرد: آن موضوعی که در روایات آمده همین است؟ مقصودم این است که شاید یک درجه ضخامت خاصی باشد که حس آن در مزاج بیننده تأثیرگذار باشد.
استاد: من در صدق عرفی آن حرفی ندارم. فعلاً میگویم که بحث خودش را جا بیاندازد. و الا شما بگویید ما قبول نداریم که تنها نود درجه محور صدق هلال است، حتماً در مقومیت صدق هلال یک ضخامتی هم باید باشد. خب آن چقدر است؟ این در عکسهایی که از دوربین آن آقای آلمانی هست، بسیار باریک است. عکس هلالهای باریک را گرفته است و عکسهای آن هم معلوم است. آن جا اگر نگاه میکنید به چشم حتی خود این دستگاه یک قوس است. یعنی وسط هلال با آن تفاوتی پیدا نمیکند. حالا صحبت سر این است که آیا در ارتکاز عرف وقتی یک قوس نورانی نود درجه ببینند، کافی است تا بگویند هلالی است؟ یا صبر میکنند و میگویند صرف یک قوس کافی نیست، باید صبر کنیم و ببینیم ضخامت کمر آن چقدر است؟ وقتی آن را دیدم به شما میگویم هلال است یا نه؟ این چیز خوبی است. ارتکاز عرف کدام یک از آنها است؟
مثلاً اگر در یک جایی هلال احمر نوشته باشد و بعد تنها یک قوس کشیده باشد، میگویند اینکه هلال نیست؟! یعنی صحت سلب دارد، چون کمر ندارد؟ یا نه، میگویند هلال است، ضخامت وسط آن مکمل کار است؟ جزء مقوم صدق هلال نیست. جزء مکمل این است که قشنگ دیده شود. به قول شما نقاشیاش خوب باشد. نه اینکه اصلاً نقاشی نکرده باشد. گفتهاند وتر بکش اما او رفته درخت کشیده است.
اگر اینها را پیجویی کردید و فرمایشی به ذهنتان آمد حتماً بنویسید، اگر خواستید آن را پی میگیریم. اما فعلاً آن چه که من عرض کردم خلاصهاش یک کلمه است: ما شکی نداریم که ثبوتا مشکلی نداریم در علم خدا یک لحظهای هست که آن لحظه شروع شهر جدید است. و یک لحظهای هست که لحظه پایان آن شهر است. ولو تشکیل هلال، رؤیت هلال همه امارات بر آن لحظه هستند و مهمتر اینکه اماره بر مضی آن لحظه هستند، وقتی ما هلال را میبینیم میفهمیم که آن لحظه قطعاً گذشته است.