رفتن به محتوای اصلی

عدم تنافی دو تعبیر «هيهات منّا الذلّة» و «ما منّا الّا و فی عنقه بیعة»

(29:58)

حاج آقا مکرر می‌گفتند؛ شاید دو-سه هفته یک بار این بحث‌ها را تکرار می‌کردند. ذیل این جمله معروف «ألا إنّ الدعيّ ابن الدعيّ قد ركز بين اثنتين بين السلّة و الذلّة و هيهات منّا الذلّة» می‌فرمودند. «و فی عنقه بیعة» یعنی «و فی عنقه ذلة»؟! «ما منّا الّا و فی عنقه بیعة» یعنی «ذلة»؟! خب اگر ذلت باشد که «هیهات منا الذله» می‌شود! پس چرا آن جا می‌گویند «هیهات منا الذله»؟ این را حاج آقا خوب توضیح می‌دادند در کلماتشان هم آمده. می فرمودند: ذلت همان است که مرحوم علامه مجلسی هم در بحارالانوار فرموده‌اند. می‌فرمودند: «الدعی ابن الدعی» ملعون ابن‌زیاد، گفته بود نزول بر حکم شود. یعنی ما از شما بیعت نمی‌خواهیم. شما فعلاً تسلیم ما شوید. شما را تسلیم محض به کوفه می‌آوریم تا نظر بدهیم. نظر بدهیم که راجع به شما چه کنیم. بینی و بین الله من به‌عنوان طلبه وقتی مطالعه کرده بودم قاطع شدم اگر حضرت را به کوفه می‌آوردند، بلاریب حضرت را بدتر از حضرت مسلم شهید می‌کردند. حضرت مسلم را شهید کردند و بدنش را در کوفه انداختند و …. بدتر از او حضرت را شهید می‌کردند. چرا؟ واضح ترینش این بود: ابتداء خلافت یزید بود، می‌خواست کاری کند که ابتدا کار همه را بترساند. بگویند اگر این سبط پیامبر بود و این شد، حالا بقیه چه می‌شوند!