ابن کثیر و محاکمه حضرت صدیقة س
(21:22)
جلوترها هم عرض کردم؛ استثنائی که حضرت صدیقه سلام الله علیها دارند، این است که تقیه نکردهاند. خب حالا چرا؟ قبلاً عرض کردهام. راجع به این مقالهای هم [در فدکیه] هست. شاید یک محمل روایتِ «امّنا فاطمه حجة الله علینا» همین باشد. جلوترها عرض کردم و توضیح دادم. چطور است که «نحن حجج الله علی الخلق و امّنا حجة الله علینا». یکی از محامل آن را همین وجه عرض کردم. این مقاله جدایی است.
لذا عرض کردم ابن کثیر حضرت صدیقه را محاکمه میکند. مقاله محاکمه ابن کثیر را ببینید. ابن حجر و اینها نمیتوانند، چون میگویند دختر پیامبر است! چه کار کنند! یک جوری در میروند و مطلب را تمام میکنند. ابن کثیر با حضرت زهرا سلام الله علیها درگیر میشود و میگوید «ما کان لها»! میگوید حضرت به شیعه بهانه داده اند! چرا قهر کردند؟! چرا نرفتند؟! اینها در در البدایه[1] هست. این را کنار بگذارید. شما برخورد میکنید که ممکن است یک سنی بگوید شما شیعیان دروغ میگویید که امیرالمؤمنین با خلیفه اول و دوم اصطکاک داشت. خود همین ابن کثیر در البدایه دارد. خیلی عجیب است. میگوید حضرت علی به قدری شائق بیعت با ابوبکر بود که بدن مبارک حضرت هنوز روی زمین بود و تجهیز نکرده بود، دوید و آمد و بیعت کرد و برگشت. بعد میگوید اصطکاک پیش آمد و مراعات حضرت زهرا را کرد. یک فاصلهای انداخت، بعد از اینکه شهادت حضرت زهرا پیش آمد دوباره برگشت و بیعت کرد. این حرف ابن کثیر است. عجایب است عجایب، معلوم است که آنها اینها را میگویند.
ببینید کسی مثل البدایه میتواند اینها را بگوید؛ اینکه حضرت شائق بیعت بودند، بیعت هم کردند. اصطکاک هم نبود و شما روافض دروغ میگویید. اما آن چه که عرض من است، این است: امیرالمؤمنین که بیعت کردند، برای امت اسلامیه اتمام حجت کردند که من با زور بیعت کردم. یعنی من بیعت نکردم. از کجا؟ اینها نکات مهمی است. تعلیقه آقای دکتر مصطفی البغاء بر صحیح بخاری را ببینید. در سایتهای اهلسنت موجود است. به حدیث صحیح بخاری میرسد؛ میگوید وقتی خلیفه اول سر کار آمد، امیرالمؤمنین علیهالسلام تا شش ماه با او بیعت نکردند؛ «وَعَاشَتْ بَعْدَ النَّبِيِّ ص سِتَّةَ أَشْهُرٍ…» بعد که حضرت زهرا شهید شدند «فَلَمَّا تُوُفِّيَتِ اسْتَنْكَرَ عَلِيٌّ وُجُوهَ النَّاسِ، فَالْتَمَسَ مُصَالَحَةَ أَبِي بَكْرٍ وَمُبَايَعَتَهُ، وَلَمْ يَكُنْ يُبَايِعُ تِلْكَ الْأَشْهُرَ»[2]. بعد که به خانه آمدند، گفتند نباید کسی بیاید«کراهیة محضر عمر» اینها را قبلاً عرض کردم.
نکته این است: آخر این روایت چه میگوید؟ ناقل این روایت هم که عایشه است. میگوید «وَكَانَ الْمُسْلِمُونَ إِلَى عَلِيٍّ قَرِيبًا، حِينَ رَاجَعَ الْأَمْرَ الْمَعْرُوفَ»؛ میگوید وقتی علی علیهالسلام به امر به معروف و کار درست رجوع کرد، مردم هم با او خوب شدند. این متن صحیح بخاری است. میخواهم بگویم ببینید چطور امیرالمؤمنین برای امت امروز اتمام حجت کردند. صحیح بخاری است، باز کنید بخوانید. آقا دکتر مصطفی البغا تعلیقه زده است. میگوید عبارت «وقتی علی به کار خوب بازگشت مردم با او خوب شدند» یعنی چه؟ میگوید: «(راجع الأمر المعروف) أي رجع إلى ما هو حق وخير ومطابق لشرع الله، ووافق الصحابة بالمبايعة للخلافة»[3]. سطر قبل میگوید ایشان شش ماه بیعت نکردند. تازه آن هم قربةً الی الله حضرت با او بیعت نکردند. «استنکر علیٌّ وجوه الناس فالتمس…». خودش صریحاً میگوید. ابن حجر واینها جمع میکنند. در البدایه میگوید وقتی ابوبکر در مسجد روی منبر می نشیند، میگوید: «وَذَكَرَ شَأْنَ عَلِيٍّ وَتَخَلُّفَهُ عَنِ الْبَيْعَةِ، وَعُذْرَهُ بِالَّذِي اعْتَذَرَ إِلَيْهِ». خب آقای ابن کثیر تو که میگویی روز اول با شوق بیعت کرد و برگشت. پس چطور در صحیح بخاری میگوید «تخلفه عن البیعه»؟! او که تخلف نکرده بود! اینجا که دیگر صحیح بخاری و همه چیز را زیر پا میگذارد. چون میخواهد به عامه مردم بگوید که روز اول بیعت کرد. لذا خلاف نص صریح صحیح بخاری رفتار کرده است.
شاگرد: یعنی ایشان بیعت با سیف را در زمان حضرت صدیقه انکار کرده؟
استاد: بله، او میگوید با شوق آمد. بیعت با سیف را ابن قتیبه در الامامه و السیاسه دارد. باید در جای دیگر ثابت شود.
آن چه که امروز میخواهم عرض کنم، این است: با اینکه اهلسنت میگویند شیعه ها در آوردهاند، امیرالمؤمنین چه کار کرده؟ کاری کردهاند که این محقق کتاب این عبارت را آورده است. من همیشه عرض میکنم که این عبارت در قرن پانزدهم و چهاردهم در کل اینترنت آمده و یک اتمام حجتی برای کل اهلسنت است. میگوید دارد میگوید امیرالمؤمنین «رجع إلى ما هو حق وخير ومطابق لشرع الله». شما فکر کنید. خلاصه باید تصمیم بگیرید؛ تواترِ «من کنت مولاه» را قبول داری یا نداری، ولی در مورد این شش ماه باید حرف بزنی. این شش ماه همراه آقای دکتر میشوی و میگویی بعد از شش ماه، آن هم نه بهخاطر خدا، بهخاطر «استنکر وجوه الناس» بیعت کرد و «وافق شرع الله»! بسیار خب، حرفی نداریم. شما میگویید علی شش ماه موافقت نکرد و با شرع مخالفت کرد و بیعت نکرد. این معنایش چیست؟ معنایش این است که امیرالمؤمنین به امت اسلامیه گفته اند که من بیعت نکردهام. «ما منّا الّا وفی عنقه بیعة» یعنی بعد از کار امیرالمؤمنین است که الآن در قرن پانزدهم در تعلیقه صحیح بخاری میآید «وافق شرع الله». بنابراین حرام است ابتدا به ساکن با طاغین بیعت کنند.
[1] البداية والنهاية ج۵/ص۲۸۶
[2] كتاب صحيح البخاري - ت البغا، ج۴، ۱۵۴۹.
[3]همان