رفتن به محتوای اصلی

امکانیت رؤیت هلال قبل از زوال در کلام وحید بهبهانی

 

قرار شد عبارت مرحوم سید را بخوانیم. اما این عبارتی که وحید در رساله خود داشتند را بعداً هم کار داریم. وحید برای قول مشهور نه دلیل آورده‌اند. مرحوم سید در مصباح هفت دلیل برای قول مشهور آورده‌اند. این‌که تفاوت‌های آن‌ها در چیست، باید ببینیم. مثلاً یکی از آن‌ها، همین روایت اسحاق بن عمار است که مشغول هستیم. وحید آن را برای قول مشهور آورده‌اند؛ هشتمین دلیل همین روایت اسحاق بن عمار است. ولی سید آن را برای قول خودشان آورده‌اند؛ برای رؤیت قبل از زوال. این‌ها سبب شده که شماره‌ها فرق کند. علی ای حال وحید برای مشهور نه دلیل آورده‌اند و سید هفت دلیل آورده‌اند.

دیروز عبارتی را عرض کردم که مهم است و از مثل وحید یادداشت کردنی است. دلیل اول و دوم وحید را خواندیم؛ در دلیل سوم و چهارم می‌گویند:

الثالث: الاستصحاب، و قولهم عليهم السلام: «لا تنقض اليقين إلّا بيقين مثله».
الرابع: قولهم عليهم السلام في خصوص المقام: «لا يدخل الشكّ في اليقين» و قولهم عليهم السلام: «لا يجوز الصوم و الإفطار بالتظنّي»، لكن ما ذكرت مضمون الأخبار، و متنها ليس ببالي[1]

سه و چهار را به این صورت قرار داده‌اند. بعد فرموده‌اند:

و معلوم أنّ الرؤية قبل الزوال لا تقتضي كون الهلال من الليلة الماضية قطعا؛ لأنّ خروج الشعاع إذا وقع قبل المغرب بمقدار لا تتحقّق الرؤية به ليلا جزما، يرى الهلال من الغد قبل الزوال قطعا، بل إذا وقع خروج الشعاع عند المغرب أيضا يرى من الغد قبله قطعا، بل إذا وقع بعد المغرب أيضا بدرجات يرى قبل الزوال قطعا، كما لا يخفى على المطّلع، و لذا كثيرامّا لا يرى الهلال بلا غيم و لا غبار و لا شبهة، و مع ذلك يرى من الغد قبل الزوال[2]

منظور من «و معلوم» است. این یادداشت کردنی است تا این‌که یادمان باشد این حرف وحید - نه این‌که بگویم من- حرف ریشه داری نزد مطلعین است. می‌فرمایند:

«و معلوم أنّ الرؤية قبل الزوال لا تقتضي كون الهلال من الليلة الماضية قطعاً»؛ این «قطعاً» به «کون» می‌خورد، نه به «لایقتضی». لایقتضی کون الهلال قطعاً من اللیلة؛ قبل از زوال که دیدیم قطعیت ندارد.

«لأنّ خروج الشعاع»؛ وقتی قمر هلال می‌شود و از تحت‌الشعاع خارج می‌شود، «إذا وقع قبل المغرب بمقدار لا تتحقّق الرؤية به ليلا جزما»؛ یعنی قبل از غروب است و از تحت‌الشعاع خارج شده اما تنها دقائقی است. مثل دو دقیقه‌ای که در آن برگه بود. می‌فرمایند شب که نمی‌توانیم ببینیم، یعنی تا چند لحظه قبل از مغرب، طوری باشد که نمی‌توان آن را دید، غروب می‌کند و قابل رؤیت نیست. اینجا منظور من است؛ خیلی جالب است: می‌گویند اگر قبل از غروب به مقدار بسیار کمی - به‌طوری‌که قطعاً نمی‌توانید آن را ببینید -  از تحت‌الشعاع بیرون شده، «يرى الهلال من الغد قبل الزوال قطعاً»؛ قبل از زوال قطعاً دیده می‌شود.

«بل إذا وقع خروج الشعاع عند المغرب أيضا»؛ نه حالا قبل از مغرب، حتی نزد مغرب هم از تحت‌الشعاع خارج شود، «يرى من الغد قبله قطعاً»؛ فاصله زمانی زیاد است. این هم دوم است. سومی جالب است؛ «بل إذا وقع بعد المغرب أيضا بدرجات»؛ یعنی مغرب ما شده و از تحت‌الشعاع خارج نشده، چند درجه بعد از مغرب از تحت‌الشعاع خارج شد، در اینجا آیا می‌توانیم قبل از زوال ببینیم؟ می‌فرمایند اگر به درجاتی، بعد از مغرب باشد، «يرى قبل الزوال قطعاً»؛ به‌طور قطع می‌توان آن را قبل از زوال دید. «كما لا يخفى على المطّلع»؛ یعنی کسی که ضوابط به دستش هست و می‌داند.

این‌ها را برای «ولذا» خواندم؛ یعنی آن‌ها همه مطالب علمی بود. این «ولذا» مهم است که از وحید یادداشت کنیم؛ «و لذا كثيرامّا لا يرى الهلال بلا غيم و لا غبار و لا شبهة»؛ هیچ مشکلی نداریم؛ آسمان صاف است و هلال را نمی‌بینیم، «و مع ذلك يرى من الغد قبل الزوال»؛ قبل از زوال دیده می‌شود. این یک شاهد تجربی و وقوعی از مثل وحید است. فرمودند اهل فن می‌دانند که هلال قطعاً دیده می‌شود و کثیرا مّا دیده شده.

شاگرد: معیار خروج از تحت‌الشعاع، نه خروج از مقارنه، چیست؟ قبلاً می‌گفتید وقتی از تحت‌الشعاع خارج می‌شود قابلیت رؤیت دارد. اما حالا می‌گویند از تحت‌الشعاع خارج شده اما قابلیت رؤیت ندارد.

استاد: اگر من «قابلیت» را در عبارت ایشان اضافه کردم، اشتباه است. فرمودند: «لأنّ خروج الشعاع إذا وقع قبل المغرب بمقدار لا تتحقّق الرؤية به ليلا جزما»؛ اگر «لاتحقق» را به «امکانیت» معنا کردم منظورم امکان عرفی و همین تحقق بوده، نه امکانیت نفسی. اگر امکانیت نفسی گفتم اشتباه است. لذا ایشان می‌فرمایند «بمقدار لاتتحقق الرویة». یعنی الآن امکانیت رؤیت قبل از مغرب دارد، اما چون خیلی نزدیک مغرب است و هلال نزدیک افق است، این رؤیت عملاً در خارج محقق نمی‌شود. عبارتشان روشن است. من هم اگر گفتم ممکن نیست ببینیم، یعنی ممکن وقوعی؛ یعنی در خارج نمی‌توانیم ببینیم. نه این‌که امکانیت نفسی نداشته باشد.


[1] رؤيت هلال، ج‌۱، ص: ۵۰۱

[2] همان