موضوع ادله شرعی، امکانیت رؤیت توسط ناظر یا خروج از تحتالشعاع؟
شاگرد٢: اینکه فرمودید در تولد هلال و خروج از تحتالشعاع امکان رؤیت آن هست، کسی قائل به دخول شهر هست؟ یعنی بگوید تولد هلال، ملاک اولِ دخول شهر است.
استاد: منظورتان از تولد هلال چه شد؟
شاگرد٢: خروج هلال از تحتالشعاع؛ امکان رؤیت پذیری نفس الامری.
استاد: که هلال تشکیل شده؟
شاگرد٢: هلال تشکیل شده ولی امکان رؤیت آن در زمین نیست. یعنی یک موقع هست که با این دستگاه تلسکوپ فعلی هم نتوان آن آنِ اول را تشخیص داد، یعنی وقتی وقتی ماه از تحتالشعاع خارج میشود در نفس الامر هلال متولد میشود، کسی قائل هست که بگوید این تولد هلال، ملاک دخول شهر است؟
شاگرد: شاید نقاط متصل نشده باشد و الا هلال تشکیل شده.
استاد: یعنی میخواهید بگویید فاصلهای که نور خورشید تا زمین میرسد چه طور میشود؟
شاگرد٢: هر چه، یعنی لحظهای که اهلال هلال نفس الامری محقق شده.
شاگرد٣: نفس الامری را از ناظر زمینی بریده است.
شاگرد: فقها به این تولد هلال نمیگویند، وقتی رؤیت شد به آن تولد هلال میگویند.
استاد: ایشان میگویند قابل رؤیت هست ولی هنوز نور آن به ما نرسیده است. این تفاوت میکند. یعنی نور طوری است که دارد میآید ولی هنوز به چشم ما نرسیده، اما آنکه قابل رؤیت شده! یعنی اگر ما نزدیک تر باشیم آن را میبینیم، اگر دورتر باشیم هنوز نور آن به ما نرسیده است.
شاگرد٢: اولی که شما تولد نفس الامری را فرمودید این به ذهنم آمد. میخواستم ببینم کسی قائل به این هست؟
استاد: بعضی از مباحث قبلاً بحث شده است. آقا هم در اینجا چهار سؤال مطرح کردهاند. این چیزی که شما فرمودید شاید در چند جلسه بحث شده است. فایلهای آن هست، مراجعه کنید. در آن جا در وجه تسمیه هلال بحث کردیم؛ اینکه هلال اصل قابلیتش، جزء موضوع است یا قیدش است؟ سر اینکه قید هست یا نیست، بحث شد. اگر بگوییم اساساً هلال یعنی آن چه که میتواند دیده شود، ولو الآن شرائط خارجی نباشد، مثل بخشی از عالم؛ در علم امروز میگویند جهان قابل مشاهده و جهان غیر قابل مشاهده. این تقسیمبندی را دارند؛ یکی میگویند جهان پیدا، یکی میگویند جهان قابل مشاهده.
شاگرد: ماده تاریک را میگویید؟
استاد: نه، همان پیدا. تعبیر به «visible» میکنند. یک جهانی است پیدا است؛ همین جهان ما است که ماده است. ماده تاریک، پیدا نیست و تاریک است. مثل انرژی تاریک. آن یک جور است. اما موردی هم هست که در همین بخش ماده پیدا - که ماده تاریک نیست - قابل مشاهده نیست؛ «observable». حالت مشاهده برای آن نیست، آن کجا است؟ ماده آن ماده روشن است، ما با تلسکوپ نمیتوانیم آن را مشاهده کنیم. چرا؟ میگویند از روزی که با بیگ بنگ، خلقت صورت گرفته، تا حالا نور دارد از آن جا میآید ولی هنوز به ما نرسیده است. میگویند ماده آن، ماده «visible» است، ماده تاریک نیست، اما نور آن هنوز به ما نرسیده است، چطور آن را ببینیم؟! پس قابل مشاهده نیست. الآن هلال شده و نور ماه دارد میآید، اما به ما نرسیده است. قابل مشاهده نیست اما پیدا است، یعنی طوری است که نورش میآید. تفاوت بین قابل مشاهده با پیدا بودن.
اگر به این صورت باشد ما مشکلی نداریم در این لحظهای که اهلال شد در علم الله تعالی بگوییم ماه شروع شده، ولو ما الآن ابزار و موقعیت مکانیای که بتوانیم آن را ببینیم نداریم. این از چیزهایی است که امکان ندارد.
شاگرد: یعنی نفس خروج از تحتالشعاع ملاک دخول شهر شود.
استاد: بله، باز هم در آن جلسات صحبت شد. گمانم به این صورت است که لحظه خروج قمر از تحتالشعاع، در علم الله تعالی یک لحظهای است. آن را خدا میداند، ما ضعیف هستیم و آن را نمیبینیم، حرف دیگری است. برای خدای متعال آن لحظهای که ماه شروع میشود معلوم است. چرا؟ چون لحظه، زمان است، و زمان کم متصل غیر قار است. وقتی غیر قار است قطعه ی ثابت ندارد. لحظاتش تا میآید منعدم میشود. ولذا درجاییکه سر و کار ما با زمان است، لحظه شروع لابد منه است. زمان شروع لابد منه است. در دو-سه جلسه یا بیشتر از این صحبت شد.
بنابراین در چنین فضایی فی علم الله تعالی ماه لحظه شروع دارد. وقتی آن لحظه را دارد، آن لحظه را خدای متعال میداند. ما باید این موضوع را احراز کنیم، به چه وسیلهای؟ به وسائل مختلف. و لذا سید بن طاووس فرمودهاند بدون اینکه من نیاز به دیدن داشته باشم میفهمم؛ به این تصریح کرده بودند. فرمودند بدون محاسبات نجومی بلکه به نوری از جانب خداوند میفهمم.
شاگرد: این مطلبی که ایشان میفرمایند شاید همان مطلبی است که مد نظر شارع است، حالا یا با چشم مسلح یا با غیر مسلح. لذا لحظه تولد در ارتکاز ما بهعنوان متشرعین نیست که بگوییم علم خداوند متعال هم همان است. جایی که امکان مشاهده اتفاق بیافتد، حالا یا با چشم مسلح یا با غیر مسلح. حالا در زمان تولد ماه و آن زمان خاص را نمیتوانیم بگوییم چون در علم خداوند بود، همان وقت هم زمان شروع ماه است.
استاد: قبلاً از اینها مفصل صحبت کردیم. شما میگویید ما ببینیم، خُب کدام یک از ما؟! تند و تیزی چشمش چقدر باشد؟!
شاگرد: بهترین جایی که امکان رؤیت هست.
استاد: خُب چه کسی؟! دو نفر کنار هم میایستند و یکی میبیند و یکی نمیبیند؛ کسی که چشمش تیز است میبیند و دیگری نمیبیند. کدام یک از آنها میزان هستند؟
شاگرد: اصلاً کاری به این نداریم. همین که در بهترین منطقه بتوان با بهترین تلسکوپ دید.
استاد: چه کسی ببیند؟! با چه قوهای از چشم بینا ببینند؟!
شاگرد: با بهترین قوه چشم.
استاد: بهترین کدام است؟ قبلاً مفصل صحبت کردیم.
شاگرد: فرض میکنیم با بهترین تلسکوپ ببیند. این قابل رؤیت بودن در نفس الامر اتفاق بیافتد و حاصل شود.
استاد: ما از جزء لایتجزی چشم هم بحث کردیم. گفتیم جایی که در پرده شبکیه کوچکترین جزء لایتجزای تصویر میتواند محقق شود، همان جا نور هم باید بیاید یا نه؟ الآن نور در راه دارد میآید، هنوز فی علم الله اول ماه نشده؟ چون هنوز نور به ما نرسیده است. وقتی رسید خُب کجای کره زمین باشیم؟! در هواپیما آن بالا باشیم زودتر میبینیم. اگر پایین باشیم نمیبینیم. یک امر شناور میشود. آن لحظه کدام است؟! ما دنبال آن لحظهای هستیم که شما میخواهید ببینید. به چشم چه کسی برسد؟! کجای کره زمین باشد؟! در چه فاصلهای باشد؟! این مشکلاتی بود که ما داشتیم. در جلسات متعددی در اینباره صحبت شده.
38:33
برخی از بحثها در این دو-سه سال مباحثه در حد وسع ما سر رسیده؛ خیلی از مسائل مطرح شده که هنوز خام است و هنوز نیمه کاره است. یا مثل من طلبه باید بیشتر روی آن کار کنم، یا اگر هم قبلاً یک فکری کردهام هنوز محضر شما نگفته ام. ولذا برگردیم و ببینیم چه بحثهایی مطرح شده که سر نرسیده است و هنوز نیمه کاره است.
الآن هم چهار سؤال آقا را بخوانم؛ «چهار سؤال اساسی: موضوع شروع ماه قمری تولد هلال است یا رؤیت هلال؟». بنا شد هیچکدام باشد؛ امکانیت رؤیت. نه رؤیت است و نه تولد. اگر مقصود از تولد خروج از شعاع است، با امکانیت رؤیت یکی میشود.
شاگرد: تولد هلال با امکانیت رؤیت چه فرقی دارد؟ اگر متولد شده باشد امکان رؤیت دارد. هلال همان نوری است که کنار ماه آمد. تا برسد یک هزارم ثانیه میشود، منظور شما این است که یک هزارم ثانیه هم تأثیر دارد؟
استاد: بحث علمی است.
شاگرد٢: قبلاً این بحث مسکوت ماند که با ccd دیده میشود اما با چشم و تلسکوپ دیده نمیشود.
استاد: بله، یعنی دستگاهی که تابشهای نور را ثبت میکند، یک هلالی را نشان میدهد اما چشم ما و سلولهای مخروطی و مکعبی، نمیتواند ببیند. جزء لایتجزای تشکیل تصویر در شبکیه ما محقق نمیشود. ولی این دوربین نشان میدهد؛ چون هر چه پیکسلهای دوربین دقیقتر شود بیشتر نشان میدهد. صحبت اینها شد. لذا سید فرمودند من از ناحیه علم الهی میگویم. بعد هم جالب بود تصریح کردند که اصلاً نیازی به دیدن نیست. بعد گفتند این برای کسی که این علم را دارد کافی است، اما برای دیگران کافی نیست. اگر یادتان باشد عرض کردم حاج آقا میفرمودند اگر دیگران شما را قبول دارند چرا برای آنها کافی نیست؟! حاج آقا میفرمودند اگر واقعاً میدانند که سید جزاف گو نیست… .
ظاهراً خود سید بودند، حاج آقا میفرمودند یک کسی ایشان را خیلی ایذاء کرد، با اصحابشان به نجف مشرف شدند؛ در رواق و صحن امیرالمؤمنین سید به نماز ایستادند؛ مثلاً نماز ندبی. نماز تمام شد و به اصحابشان رو کردند، فرمودند او را نفرین کردم، مستجاب شد، سه روز دیگر وفات میکند! سید این جور بودند. همیشه حاج آقا این را که میگفتند یک لبخندی میزدند و میگفتند بابا صبر کن، شاید نشد! بعد میفرمودند سید میفرمایند این مربوط به شما بچهها است. سید صبر کردن ندارد. دعا کردند، مستجاب شد و سه روز دیگر وفات کرد؛ همینطور هم شد.
شاگرد: سید بن طاووس را میفرمایید؟
استاد: بله، سید علی.
شاگرد٢: اینکه فرمودید تولد ماه خروج از تحتالشعاع است، شما ناظر را در موضوع دخیل نکردید؟ یعنی خروج از تحتالشعاع برای ناظر معنا دارد.
استاد: بحث کردیم ناظر قید داخل در صدق هلال است؟ یا ناظر بودن او بهعنوان توضیح مسمی است و خارج از اصلش است؟ این هم یکی از بحثهایی بود که کردیم. الآن نه، من ناظر را میآورم و مشکلی ندارم اما با همان توضیحی که قبلاً عرض شد.
شاگرد: وقتی ناظر را کنار بگذاریم، لحظه تولد هلال خروج از مقارنه میشود. یعنی از تحتالشعاع خارج شدنش همان خروج از مقارنه میشود. یعنی اگر به حدی بخواهد برسد که برای ناظر هلال تشکیل شود، باز جور در نمیآید.
استاد: یعنی اینکه خدای متعال بداند بندههایی که آفریده طوری است که الآن اگر شرائط باشد و نگاه کنند میبینند. ولی عملاً هیچکدام نمیشود.
شاگرد: یعنی اگر بندهای نداشته باشد ماه هم نداریم.
استاد: لحظه اهلال را داریم. قضیه شرطیه است. لذا اگر یادتان باشد عرض کردم وقتی خداوند هنوز بشر را نیافریده بود، اهلال هلال داشتیم و خداوند هم لحظه آن را میدانست. اینطور نیست که بگوییم حالا که بشر هست هلال صدق پیدا کرده. نه، آنها هم بوده. اما خدای متعال به قضیه شرطیه میدانست. یعنی اگر خداوند مخلوقی با این خصوصیات بعداً بیافریند به اینجا که میرسد آن قوه بینایی او میتواند رؤیت را پردازش کند و آن را بهصورت شکل هلال ببیند.
شاگرد: اینکه فرمودید سید میفرمایند حتی اگر دیده نشود من تشخیص میدهم ماه متولد شده، پس ناظر را در نظر نمیگیرند. یعنی لحظهای دارد که اگر حتی دیده هم نشود متولد شده.
استاد: منافاتی ندارد. حال سید چیست؟ توضیح بیشتری ندادهاند. خودشان میدانند. مورد دیگری را هم گفتم که آن آقا میگفت سیدی در حرم گفت من دیدم ماه مبارک رفت. یک چیزهایی است که ما سر در نمیآوریم که حالات آنها به چه صورت است.
شاگرد٢: در مقام بیان این نبوده اند که ناظر باشد، گفتهاند اگر عرفا هم دیدند برای من حل است.
استاد: عبارات ایشان را خواندیم. شاید هم دوبار یا سه بار فرمودند. اینها مطالبی است که در بعض مواضع تکرارش خوب است.
این را هم بگویم تا مراجعه کنید. آن مطلبی که از المیزان آوردهاید را ما خواندیم. ببینید ایشان که فرمودند:
ففي اتيان الاهلة بصيغة الجمع دلالة على ان السؤال انما كان عن السبب أو الفائدة في ظهور القمر هلالا بعد هلال ورسمه الشهور القمرية وعبر عن ذلك بالاهلة لانها هي المحققة لذلك فاجيب بالفائدة[1]
«…ظهور القمر هلالا بعد هلال ورسمه الشهور القمرية»؛ نه «رسمه الشهر القمریه». شما پشت صفحه معنا میکند که هلال های مختلف یک ماه را تشکیل میدهد. فرمودید: «از هلالهای شهور مختلف سؤال کردند هلال چرا کوچک و بزرگ میشود؟»، خُب در ماههای مختلف که هلال کوچک و بزرگ نمیشود. در یک ماه هست که هلال، فردایش بزرگ میشود. در المیزان هلال در «يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ» را معنا کردهاند که یعنی «هلال الشهور»، نه هلال شهر واحد. قبلاً هم در اینها بحث کردهام. نوع این مطالبی که در اینجا آوردهاید بحث شده است. شاید حدود دویست جلسه باشد. اگر مروری بعضی از اینها را ببینید خوب است. بهخصوص اینکه در برخی از صفحات خلاصه بحث را در کنار آوردهاند.
والحمد لله رب العالمین
[1] الميزان في تفسير القرآن نویسنده : العلامة الطباطبائي جلد : ۲ صفحه : ۵۶