رفتن به محتوای اصلی

وجود برخی از نسخه‌های کتب ریاضی در کتابخانه قسطنطنیه

 

لا يشكّ أحد في أنّ الهلال هلالٌ واحدٌ لجميع البلاد، و القمر في لحظةٍ معينةٍ واحدةٍ يحصل له المقارنة للشمس (أي الاقتران المرکزيّ دون السطحيّ)، و يسير في مسيره شيئًا فشيئًا حتّی يصير قابلًا لرؤيته هلالًا بالتلسكوب، و ذلك يختلف بالنسبة إلی البلاد اختلافًا کثيرًا، لكن الراصدين اليوم يحصلون بالبرامج الحاسوبية خرائط عالمية بمعايير مختلفة تصوّر للناظر موقعية کلّ بلد بالنسبة إلی إمكانية رؤية الهلال في صورة شكل شلجمي و قطع مكافئ[1]

« في صورة شكل شلجمي و قطع مكافئ»؛ «قطع مکافئ» همان عبارت اخری از شلجمی است. در هندسه این رسم بوده که اشکال را به شبیهش نام گذاری می‌کردند؛ ذوزنقه، لوزی، هلالی. در اینجا هم شلجمی به‌معنای شکل شلغم است. به اسم اشیاء تسمیه شده است. اسم فنی آن در هندسه، قطع مکافئ است؛ قطع مساوی.

در مقاطع مخروطی ،سطحی که مخروط را برش می‌دهد، اگر به موازات وتر مخروط حرکت کند، شلجمی و قطع مکافئ پدید می‌آید. مقاطع مخروطی بحث قدیمی و سنگین ریاضی بود. یونانی ها هم داشتند. ظاهراً خود ریاضی‌دان‌ها در تاریخ ریاضی قبول دارند که اگر مسلمین در این واسطه کتب یونانی‌ها را حفظ نکرده بودند، الآن این‌ها را نداشتند.

البته در برخی از آن‌ها در طول زمان فی الجمله تغییری کردند. من کلیِ آن را عرض می‌کنم اگر خواستید خودتان مراجعه کنید. وقتی قسطنطنیه فتح شد و استانبول شد، سال‌ها بود که مسلمین تا پشت استانبول می‌رفتند اما نمی‌توانستند آن را فتح کنند. حتی ابوایوب انصاری آن صحابی بزرگ که الآن در حومه استانبول به قبر او می‌روند و حاجت می‌طلبند، لشگری بودند که به آن جا رفتند؛ استانبول را هم محاصره کردند ولی نتوانستند آن را فتح کنند. همین‌طور آرزویی برای مسلمانان مانده بود. تا زمان عثمانی، سلطان محمد فاتح. به همین دلیل هم به او فاتح می‌گویند چون فتحی کرد که قرن‌ها آرزوی مسلمانان بود. سلطان محمد فاتح آن جا را فتح کرد و فتح نهائی شد.

الآن یادم نیست من کجا دیدم، ولی وقتی در قسطنطنیه فهمیدند که دیگر شهر فتح می‌شود از طریق دریا هر چه که از کتاب‌های خطی در مخازنشان داشتند به رم بردند. نگذاشتند در قسطنطنیه بماند. خودشان می‌گویند رمز رنسانس همین بود. می‌گویند قرن‌ها در کتاب‌خانه‌ها و مخزن‌ها خاک می‌خورد و می‌گفتند که این کتاب‌ها را داریم. اما وقتی قرار است شهر فتح شود، این تراث خودشان را از طریق دریا به رم بردند. آن جا کم‌کم گفتند ببینیم که این‌ها چیست! آن جا بود که خیلی از رسائل قدیمیِ قدیمی که فقط طریق انتقال آن مسلمین بودند، مثل تحریر اقلیدس که خواجه نوشته بودند، اصل اصول اقلیدس، نسخه‌های یونانیش هم پیدا شد. مثلاً الآن ما از اصول اقلیدس چند نسخه داریم. غیر از نسخه هارونی، مأمونی و ثابت بن قُرّه و تحریر خواجه که تکمیل همه این‌ها است، امروزه نسخه‌هایی هست که اصلاً یونانی است. یعنی با آن چه که این تحریر در آن صورت گرفته تفاوت دارد.

علی ای حال این نسخه‌ها را داریم. یعنی الآن بعضی از نسخه‌هایی که تنها مسلمین واسطه انتقالش به نسل بعد بودند، بعد از فتح قسطنطنیه، اصل نسخه یونانی کتاب‌های عربی و قدیمی­ای که از یونانی به عربی ترجمه شده بود و بعداً از عربی به لاتین و انگلیسی ترجمه شد، پیدا شد. ظاهراً یکی از کتبی که نسخه یونانی آن پیدا نشد همین مقاطع مخروطی است. سه برادر بودند که مقاطع مخروطی را با چه زحمتی به دست آوردند. آن‌ها هم نسخه کامل را نداشتند. یک برادر که وفات کرد، دو برادر بعدی هم بعدها در جای دیگری به بقیه آن دست پیدا کردند، خودشان علم را پیش بردند و آن‌ها را هم ترجمه کردند. در این مقاطع مخروطی تاریخ جالبی هست. ولی یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین فن‌های عالَم ریاضی است.


[1] رویة الهلال بالعین المسلحة