رفتن به محتوای اصلی

خاستگاه تقویم جهانی؛ راه‌حلی برای عویصه نوعیت و اختلاف در ماه مبارک

(00:15)

راجع به جلسه قبل مطلبی ارسال فرمودند. ذیل جلسه دویست و نود و هشت آمده است. اشکالی به مطالبی است که عرض کرده ام. اشکالی است که رنگ فنی دارد. فرموده‌اند: اکتفاء به صدق مسمی در مواردی است که فعل مکلف مسمای موضوع حکم را محقق کرده است. بحث ما بر سر این بود که آیا ممکن است یک نصف النهار خاص میزان قرار بگیرد و بتوانیم یک تقویمی ارائه بدهیم که همخوانی با ارتکازات اولیه داشته باشد و خروجی آن هم قابل توجیه فقهی باشد؟ این مقصود ما بود. اصل مطلب این بود.

البته این مدت هم که بحث پیش رفت، نزدیک بود تمام بشود ولی لطف خدا بود. برای خود من که جالب بود. یکی ماه جمادی الاولی بود، دیگری هم آقایی بودند که فرمودند یازده سال است مشغول تحقیق در این امور هستم؛ ایشان مطالبی را مطرح فرمودند. ما هم ضمن استفاده از فرمایش ایشان جلو رفتیم و چند جلسه‌ای طول کشید. الآن هم آقا نیامده اند. گفتند پیغامی فرستاده‌اند که یازدهمین همایش رؤیت هلالشان در مشهد مقدس، امروز و فردا برگزار می‌شود. در کانالشان می‌توانید ببینید. اشاره هم کرده‌اند که قرار است همین وجهی که ما بحث می‌کنیم را نقد کنند. علی ای حال از نظر تبادل فکر خوب است. بنائشان هم بر نقد همین حرف‌ها است.

البته اگر حرف من محضر ایشان برسد، خواهشی که دارم، به‌عنوان طلبه‌ای که این بحث‌ها را مطرح کرده‌ایم، این است که خاستگاه عرضی که من دارم خوب معلوم باشد. گاهی آدم می‌گوید: این جور می‌گویند، این هم اشکالاتش است؛ این مانعی ندارد اما یک وقتی است که دقیقاً می‌خواهیم بگوییم چه جور شده که این حرف به میدان آمده است؟ چرا این حرف زده شده است؟ من جلوترها هم عرض کردم؛ چون فراموش می‌شود عرض می‌کنم؛ تأکید من بر این است: طرفین نزاع، اطراف نزاع، همگی به یک جایی می‌رسند و می‌گویند این عویصه را شما هم دارید؛ مشترک الورود است.  

اساس عرض من اینجا بود؛ آن عویصه ای که هم آقای خوئی مجبور شدند فتوایشان را به اشتراک در شب تغییر بدهند و هم بر دیگران اشکال وارد می‌شود، آیا می‌توان این عویصه را از راه‌های دیگر حل کرد یا نه؟ خاستگاه بحث ما این بود. یعنی این جور نیست که بگوییم حالا حرف در می‌آورید؟! حرف درآوردن یک چیز است، اما این‌که یک عویصه ای را طرفین به هم اشکال می‌کنند و به هم پاس می‌دهند که شما هم همین مشکل را دارید، حرف دیگری است. پس حالا همه قبول داریم که این مشکل هست؛ باید صبر کنیم و با آن بسازیم؟! یا ممکن است فکر کنیم و راه‌های مختلف آن را ببینیم. یکی از راه‌های آن همینی است که من عرض کردم. ببینید خاستگاه حرف مهم است. پی جویی کردن برای یک عویصه مشترک الورود مهم است.

در همین رسالة حول رویة الهلال، سه موسوعه بود که مرحوم آقای تهرانی فرستاده بودند، در موسوعه سومش وقتی می‌خواهند از نامه ای که منسوب به آقای شاهرودی هست جواب بدهند، می‌فرمایند: شما به خیالتان می‌گویید همه مسلمانان باید روز واحد داشته باشند، چرا این جور اختلاف می‌اندازید؟! از این تعبیر می‌کنند که یک کار احساسی است. یک فکر احساسی که باید تقویم واحد باشد! شروع موسوعه ثالثه همین است. می‌گویند این یک توهمی است. چنین چیزی اصلاً ممکن نیست. در دو-سه صفحه این عویصه را توضیح می‌دهند. با عبارات این چنینی ختم می‌شود؛

«و قد علم ممّا ذكرنا أنّ اختلاف مبدء الشهور القمریة كالشمسیة»؛ [av1] یعنی اشکالی است که در هر دو جا است. «ممّا لا مجال لأحد فی إنكاره»؛ آن چیست؟ اختلاف مبداء شهر. حتی ببینید مرحوم آقای خوئی که اشتراک در شب را آورده‌اند، در موسوعه ثالثه به ایشان اشکال می‌کنند؛ « فنرى أنّه على ما ذهبتَ إلیه ربّما یختلف بالحساب الدقیق»[av2] ؛ یعنی اشتراک شب، «مبدء شهر كربلا و النجف الاشرف»؛ یعنی می‌گویند شما اشتراک شب را می‌گویید؟ خیلی خب، چرا اشتراک شب را گفتید؟ چون همه کره یکی باشند. ولی روی همین اشتراک شب می‌بینید باید بگویید در نجف ماه شروع شده ولی در کربلا نشده است. یا کربلا شروع شده و نجف نشده است. چون دقیقاً اشتراک در شب لحظه‌ای است. 


 [av1]نقل قول
[av2]نقل قول