رفتن به محتوای اصلی

اذعان شیخ انصاری به جمع‌های خلاف ظاهر در کلام معصوم ع

(18:53)

در مانحن فیه هم از مرحوم شیخ انصاری عبارتی بود که چون زیاد عرض کردم، فقط اشاره می‌کنم. عبارتی است که بارها در مباحثه گفتم ام. ولو با سائر عبارات خود مرحوم شیخ در بحث تعادل و تراجیح موافق نیست. بحث تعادل و تراجیح یکی از سنگین ترین و پر بارترین بحث‌های اصولی است؛ تعادل و تراجیح هم سنگین است و هم پربار است. خیلی برای اصول یا دستگاه فقاهت فایده دارد. در صفحه صد و سی مرحوم شیخ فرمودند: آیا همه روایات کتب روائی قطعی الصدور است؟

فرمودند:

فالذي يقتضيه النظر - على تقدير القطع بصدور جميع الأخبارالتي بأيدينا، على ما توهمه بعض الأخباريين، أو الظن بصدور جميعها إلا قليلا في غاية القلة، كما يقتضيه الإنصاف ممن اطلع على كيفية تنقيح الأخبار وضبطها في الكتب - هو أن يقال: إن عمدة الاختلاف إنما هي كثرة إرادة خلاف الظواهر في الأخبار إما بقرائن متصلة اختفت علينا من جهة تقطيع الأخبار أو نقلها بالمعنى، أو منفصلة مختفية من جهة كونها حالية معلومة للمخاطبين أو مقالية اختفت بالانطماس، وإما بغير القرينة لمصلحة يراها الإمام (عليه السلام) من تقية - على ما اخترناه، من أن التقية على وجه التورية - أو غير التقية من المصالح الاخر.

وإلى ما ذكرنا ينظر ما فعله الشيخ (قدس سره) - في الاستبصار- من إظهار إمكان الجمع بين متعارضات الأخبار، بإخراج أحد المتعارضين أو كليهما عن ظاهره إلى معنى بعيد. وربما يظهر من الأخبار محامل وتأويلات أبعد بمراتب مما ذكره الشیخ[1]

«فالذي يقتضيه النظر على تقدير القطع بصدور جميع الأخبارالتي بأيدينا، على ما توهمه بعض الأخباريين»؛ قطع به صدور را قبول ندارند. اما آن چه که قبول دارند: «أو الظن بصدور جميعها إلا قليلا في غاية القلة كما يقتضيه الإنصاف»؛ ظن به صدور جمیع است. بعد فرمودند: بعد که این را گفتیم، «هو أن يقال: إن عمدة الاختلاف إنما هي كثرة إرادة خلاف الظواهر في الأخبار»؛ یعنی همه این روایات هست، بسیار زیاد هست ظاهر روایتی که می‌بینید حتی چه بسا در نظر عرف بین آن‌ها تعارض عرفی برقرار شود، اما اصلاً حضرت اراده ظاهر نکرده‌اند. چرا نکرده‌اند؟ سه-چهار مورد را می‌فرمایند: «إما بقرائن متصلة اختفت علينا من جهة تقطيع الأخبار أو نقلها بالمعنى، أو منفصلة مختفية من جهة كونها حالية معلومة للمخاطبين أو مقالية اختفت بالانطماس»؛ سومی به مانحن فیه مربوط است؛ می‌گویند یا حضرت اراده خلاف ظاهر کرده‌اند، «وإما بغير القرينة»؛ یعنی حتی قرینه خلاف ظاهری هم نبوده اما امام علیه‌السلام بدون قرینه اراده خلاف ظاهر کرده‌اند. خب چطور می‌شود؟ می‌فرمایند: «لمصلحة يراها الإمام»؛ خودشان می‌دانند که چرا بدون قرینه خلاف ظاهر را اراده کرده‌اند. «من تقية - على ما اخترناه، من أن التقية على وجه التورية - أو غير التقية من المصالح الاخر». بنابراین این‌طور نیست که بگوییم وقتی دو روایت آمد سریع بگوییم معارضه عرفیه هست؛ عرف این‌ها را معارض می‌بیند، شما چه کار دارید که بگویید محمل دیگر هم هست! نه.

بعد می‌گویند شیخ هم که در استبصار جمع های تبرعی دارند، این جمع های شیخ از بعضی از خلاف ظواهری که در روایات آمده بهتر است.

«وإلى ما ذكرنا ينظر ما فعله الشيخ (قدس سره) - في الاستبصار- من إظهار إمكان الجمع بين متعارضات الأخبار، بإخراج أحد المتعارضين أو كليهما عن ظاهره إلى معنى بعيد. وربما يظهر من الأخبار محامل وتأويلات أبعد بمراتب مما ذكره الشیخ»؛ خب وقتی فضای روایات این‌چنین است و کثرت خلاف ظواهر را اراده کرده‌اند مقصود داشته‌اند.


[1] فرائد الأصول نویسنده : الشيخ مرتضى الأنصاري    جلد : ۴ صفحه : ۱۲۹