شاهد روائی اهتمام معصوم به لحظه زوال
(43:20)
خب ببینید مرحوم مجلسی در جلد پنجاه و هفت، مطلب خوبی را داشتند؛ قبلاً عرض کرده بودم ولی الآن حتماً نیاز به تذکر دارد. برای چه؟ برای اینکه ببینیم آیا در چنین فضایی روایت عبید میتواند معنای دیگری داشته باشد یا نه. یک حدیث بود که در مجمع البیان نقل شده بود. در صفحه دویست و بیست و شش از تفسیر عیاشی نقل شده بود. میگوید در محضر امام رضا علیهالسلام بودیم. فضل بن سهل و مامون هم بودند. از حضرت سؤال کردند:
مجمع البيان: نقلا من تفسير العياشي بإسناده عن الأشعث بن حاتم، قال: كنت بخراسان حيث اجتمع الرضا عليه السلام والفضل بن سهل والمأمون في الإيوان الحيري بمرو، فوضعت المائدة فقال الرضا عليه السلام: إن رجلا من بني إسرائيل سألني بالمدينة فقال: النهار خلق قبل أم الليل؟ فما عندكم؟ [قال:] فأداروا الكلام ولم يكن عندهم في ذلك شئ، فقال الفضل للرضا عليه السلام: أخبرنا بها أصلحك الله. قال: نعم، من القرآن أم من الحساب، قال له الفضل: من جهة الحساب. فقال: قد علمت يا فضل أن طالع الدنيا السرطان والكواكب في مواضع شرفها، فزحل في الميزان، والمشتري في السرطان، والشمس في الحمل، والقمر في الثور، وذلك يدل على كينونة الشمس في الحمل من العاشر من الطالع في وسط السماء، فالنهار خلق قبل الليل، وأما في القرآن فهو في قوله تعالى (لا الشمس ينبغي لها أن تدرك القمر ولا الليل سابق النهار أي قد سبقه النهار.[1]
«النهار خلق قبل أم الليل؟»؛ اول روز بوده یا شب؟ حضرت فرمودند: میخواهی از فن علم حساب و هیئت برایت بگویم یا از کتاب خدا بگویم؟
«فقال الفضل للرضا عليه السلام: أخبرنا بها أصلحك الله. قال: نعم، من القرآن أم من الحساب، قال له الفضل: من جهة الحساب»؛ تا آن جا که به این میرسد. حضرت فرمودند:«… و ذلك يدل على كينونة الشمس في الحمل من العاشر من الطالع في وسط السماء، فالنهار خلق قبل الليل»؛ مفاد این حدیث چه شد؟ ابتدای آن خلقی که امام علیهالسلام میگویند، میگویند آن لحظه؛ یعنی لحظهای بحث میکنند. خیلی جالب است. میگویند آن لحظه خورشید کجا بود؟ «فی کبد السماء» بود؛ روی نصف النهار بود. در وسط آسمان بود. لحظهای که خورشید بخواهد روی نصف النهار باشد، روی همه نصف النهارهای بغداد و کابل و … بوده؟! معنا ندارد. پس اگر بخواهد محمل فرمایش حضرت سر برسد، آن جایی که میفرمایند «فی وسط السماء»، آن نصف النهار خاص منظور حضرت بوده و خورشید هم لحظه شروع آن جا بوده. لذا حضرت فرمودند که روز قبل بوده چون وسط آسمان بوده.
در صفحه دویست و سی یک آمده:
ثم إن بعض الناس توهموا أن هذا الحديث مؤيد لكون اليوم من الزوال إلى مثله كما اعتبره المنجمون لسهولة الحساب، ولا يخفى وهنه على أولي الباب.[2]
«ثم إن بعض الناس توهموا أن هذا الحديث مؤيد لكون اليوم من الزوال إلى مثله»؛ هر چه گشتم این بعض را پیدا نکردم. چه کسی بوده که میگوید این روایت میگوید شارع همانطوری که روز را از غروب تا غروب قرار داده، طبق بدو خلقت و در نظم کل عالم در طول تاریخ، روز را از زوال تا زوال قرار داده. «كما اعتبره المنجمون لسهولة الحساب»؛ این دیگر سهولت حساب نیست، بلکه موافق با شروع عالم است. بعد میفرمایند: «ولا يخفى وهنه على أولي الباب»؛ جلوتر هم از این بحث کردیم. «وهنه» چند احتمال دارد. من الآن تذکرش میدهم. وقتی یک روایتی میآید که لامحالة، «ال» در «الزوال» را عهد میگیرد، خود همین روایت نمیتواند توضیحی برای روایت عبید باشد؛ یعنی اینجا هم که حضرت میفرمایند «اذا رئی قبل الزوال» یعنی ال «الزوال» عهد است و ناظر به تنظیم تقویم کل تاریخ کره زمین. لذا ناچاریم که یک نصف النهار داشته باشیم. این نصف النهار کدام است؟ همان نصف النهاری است که وقتی خلق شمس بود، آن جا وسط السماء بود. این چیزی بود که میخواستم از بحارالانوار به هم وصل کنم.
[1] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث نویسنده : العلامة المجلسي جلد : ۵۴ صفحه : ۲۲۶
[2] همان ۲۳۱
بدون نظر