رفتن به محتوای اصلی

الف) معلوم بودن اول ماه قبل و اماریت رویت صبح بیست و نهم

 

در روایت داود رقی بودیم. دیروز یک استظهاری را عرض کردم، هچنین پنج قولی که مرحوم آقا رضی خوانساری در کتاب «تکمیل شوارق الشموس» فرموده بودند، عرض شد.

شاگرد: در معیاری که دیروز فرمودید، اگر در زمان غدوة مثلاً مقارنه چهار درجه باشد، تا زمان غروب تا بخواهد به ظهور برسد یا از مقارنه رد نشده یا مقدار کمی رد شده. لذا تا بخواهد هلال متولد شود، تا فردایش باید ماه حرکت کند. لذا طبق این بیانی که شما داشتید، معیار زوال می‌شود. معیار زمان مغرب نمی‌شود. یعنی چون تا زوال فردا از تحت‌الشعاع خارج می‌شود هلال داریم و ماه شروع شده، نه زمان مغرب. این خودش مؤید سید بحر العلوم می‌شود.

استاد: بله، این نکته هست. امروز هم می‌خواستم دو نکته را راجع به بحث دیروز تذکر بدهم. نکته ی اول این است: روی فرض این‌که اول ماه معلوم است، روایت را معنا کردم. لذا گفتم روی فرض این‌که اول ماه معلوم است، شما می‌توانید تنها در بیست و نهم غدوتا به‌دنبال هلال بروید. این عرض دیروز من بود. اول ماه معلوم است، اگر سی‌ام شود می‌دانیم غدوتا نمی‌توانید به‌دنبال هلال بروید. چون در سی‌ام هلال هنوز طلوع نکرده و بعد از طلوع خورشید طلوع می‌کند. این عرض دیروز من بود. لذا وقتی اول ماه معلوم است قبل از طلوع شمس، در بیست و هفتم، در بیست و هشتم، و بیست و نهم می‌توانید قبل از طلوع شمس به‌دنبال هلال بروید. همین که سی‌ام شد دیگر قبل از طلوع هلال ندارید. این عرض من بود.

خُب با این توضیح بیست و هفتم، و بیست و هشتم قطعی البطلان هستند. یعنی کسی که اندک اطلاعی از شرع و عرف داشته باشد، نمی‌گوید اگر صبح بیست و هفتم ندیدی همان غروبش ماه تمام می‌شود و ماه بیست و هفت روزه است. نمی‌گوید اگر بیست و هشتم ندیدید، ماه بیست و هشت روزه می‌شود. این‌ها قطعی البطلان است. پس معلوم می‌شود تنها چیزی که محتمل است صبح بیست و نهم است. این بیان دیروز من بود.

دو نکته الآن می‌خواهم عرض کنم. یکی همین سؤالی است که شما اشاره فرمودید و دیگری را هم می‌خواهم الآن عرض کنم. در تتمیم بحث دیروز هستند.