رفتن به محتوای اصلی

کمتر بودن خطای استصحاب بقای شهر از خطای بسیاری از اصول عملیه

 

نعم إن کانت هذه المدعاة هي الحقيقة: «کانوا يرون» الدالّة علی الاستمرار، أو صحّ التعبير: «قلّما يرى…» الدالّ علی الغالب، فلا ينبغي معارضة هذا الاستيحاش، بل لا ينفع السعي للجواب عنه، لأنّ المخاطب يحتاج إلی الاطمئنان النفسيّ بعد استماع الجواب، فما دام المفروض أنّ الحقيقة هكذا فلا يحصل الاطمئنان بأيّ جواب. أمّا إذا فرضنا أنّ الحقيقة ليست وقوع الخطأ کثيرًا، بل لعلّ الخطأ في ثبوت الشهر بالعين المجرّدة أقلّ بمراتب من الخطأ الحاصل في العمل بالأصول العملية الدارجة بين المتشرّعة، فلا يحصل هذا الاستيحاش قهرًا، و يذوب تعظيم الأخطاء جهرًا، و هذا ما يحتاج إلی توضيحٍ نذکره في التعليقة الآتية إن شاء الله.[1]

« نعم إن کانت هذه المدعاة هي الحقيقة… فلا ينبغي معارضة هذا الاستيحاش»؛ استیحاشی است که در کلمات هست، امروز هم عرض کردم از نظر بحث فقهی قابل این حرف هست که اولاً گاهی است که تنها اماره نیست، بلکه اصل است. بر فرض هم که اماره باشد، همه جا که ملاک اماره محض احراز نیست. می‌تواند اماره ای باشد که ملاکات دیگری هم دارد.

این ان قلت را در اصل بحث هم عرض کردم، ولی فعلاً پذیرفتیم که این هست.

«أمّا إذا فرضنا أنّ الحقيقة ليست وقوع الخطأ کثيرًا، بل لعلّ الخطأ في ثبوت الشهر بالعين المجرّدة أقلّ بمراتب من الخطأ الحاصل في العمل بالأصول العملية الدارجة بين المتشرّعة»؛ مثل «کل شیء لک حلال» و اصولی که بین متشرعه هست. آیا وقتی با تلسکوپ می‌بینند و بدون تلسکوپ خطا می‌کنند، خطا بیشتر است؟ یا وقتی متشرعه اصالة الطهارة جاری می‌کنند و درواقع نجس است؟ شما تفحص کنید. اصالة الطهاره‌ای که محل ابتلای آن‌ها است، بسیار بیشتر در معرض خطا قرار دارد تا این‌که بگوییم اگر با تلسکوپ ببینید در معرض خطا است.

شاگرد: نسبی است… .

استاد: در صفحه بعدی کثرت اضافی و نسبی را توضیح می‌دهیم. فعلاً به این صورت است. یعنی فضایی است که کثرت خطا اگر قرار بود اصول را کنار بزند، خیلی از اصول هست که خود متشرعه می‌دانند خطایش از تلسکوپ بیشتر است. در اینجا که به اصول تعبیر شده یعنی کاری با اماره نداریم. اعم از اصل و اماره است. به عبارت دیگر در یک کلمه، حکم ظاهری است. حکم ظاهری در مقابل حکم واقعی. مرحوم مظفر فرمودند ما دو اصطلاح حکم ظاهری داریم. یک حکم ظاهری هست که مقابل حکم واقعی است. یک حکم ظاهری هست که مقابل اماره است. دلیل اجتهادی یک جور می‌شود و دلیل فقاهتی هم جور دیگری می‌شود. الآن که من در اینجا عرض می‌کنم منظورم مطلق حکم ظاهری است. اعم از احکام اجتهادی و احکام فقاهتی مراد است.


[1] رؤیة الهلال بالعین المسلحة