چند لسانی بودن روایت «ازیده»
شاگرد: بهتر نبود وقتی شارع این مقصود را دارد لسانش همگرا با لسان استصاب باشد؟ در روایتی که مورد بحث ما است، حضرتعالی فرمودید مفاد استصحاب نیست اما نکتهای که میگویم از مبادی آن است. خب از همان لسان استصحاب برای این مدلول استفاده میکردند.
شاگرد۲: اگر نگاه استصحابی را از روایت برداریم بحث ما صغری برای کبرایی میشود که فرمودید. اما اگر نگاه استصحاب را برنداریم اتفاقا آن نظم برقرار میشود.
استاد: من با این که لسانش استصحاب باشد مخالفتی ندارم، اما نکته در این است که اگر لسان استصحاب بود، همان استصحاب بود. اما در این السنه، چند غرض دیگر نیز تأمین میشود. من میخواهم همینها را توضیح بدهم. شارع یک وقتی کاری میکند و میگوییم استصحاب است. اما گاهی میگوید به جای اینکه استصحاب را بگویم چند غرض دارم. گاهی استصحابی است که در آن اینها نیز هست. من فقط اسم استصحاب را نمی برم. کاری میکنم که با یک بیان به چندین غرض برسم. الآن میخواهم عرض کنم. پس «ازیده» را کجا ردهبندی کردیم؟ در ردهای که «نهی رسول الله عن صوم یوم الشک». روی احتمال دومی که من عرض میکنم «ازیده» به این معنا است. «ازیده» یعنی نمیخواهم این روز را روزه بگیری.
شاگرد: «ازیده» در کجا میشود؟
استاد: لسانی که دیروز عرض کردم این بود: هر کسی این حدیث را از امیرالمؤمنین علیهالسلام بشنود ذهنش سراغ این میرود که روزه نگیر. یعنی ترک الصوم. مخاطب خودش را به این سو میبرد که «لان افطر یوما من شهر رمضان احب الی من ان اصوم یوما من شعبان ازیده فی شهر رمضان». در ذهنش چه میآید؟ حضرت گفتند اگر افطار کنم نزد من محبوب تر است. یعنی نگیر.
شاگرد: بار معنایی اضافهای ندارد؟
استاد: فعلاً ردهبندی بکنیم. روی این احتمال دوم در رده استحباب صوم میرود؟ اباحه صوم؟ یا رجحان ترک صوم، «نهی رسول الله» و گرایشهایی که اهلسنت برداشتشان بوده؟ به این طرف میرود. وقتی این احتمال ردهبندی شد در فقه الحدیث روایت مشکلی پیدا نمیکنیم. میفهمیم این «ازیده» دارد حفاظ بر خطوط و مقاصد اصلی میکند. دو تا اصل مهمی که ملاحظه شارع است؛ نه تبیین شارع برای متشرعه. یعنی به متشرعه نگفته چون میخواهم دینم بماند و دینم مستوعب باشد. نیازی هم نیست بگوید. خودش ملاحظه کرده. ولی ما به طریق إن آن را کشف میکنیم. فعلاً ما این «ازیده» را ردهبندی بکنیم تا بعد ملاحظه اضافه آن را ببینیم.