وجه دوم در معنای «ازیده»: نهی از صوم یوم الشک برای حفظ اغراض شارع
در «ازیده» این را عرض میکنم. فرمایشی را فرموده بودند، دیدم گاهی که مطالب نزدیک هم است مقصود اشتباه میشود. من که میخواهم بگویم «ازیده» در استظهار دوم بهمعنای نیت نیست، نمیخواهم عرض کنم این «ازیده» در روایت هشتم از ادله استصحاب است. من دیروز اصلاً نمی خواستم این را بگویم. آن مکاتبه قاسانی بود که عرض کردم دلیل استصحاب است و احتمال دیگری نیست. این روایت که از ادله استصحاب نیست. بله، طبق آن بیانی که من داشتم و الآن هم میخواهم عرض کنم استصحاب میتواند از مبادی این «ازیده» استفاده شود. خیلی تفاوت است که این دلیل استصحاب باشد با اینکه خودش مبتنیبر این باشد که در مبادی این «احب» و «ازیده» استصحاب باشد. من نمیخواهم بگویم این از ادله استصحاب است. من این حرف را نزدم. استظهار من این است که این «ازیده» را در کدام طیف از روایات دستهبندی کنیم.
الآن عرض میکنم؛ هم در روایت وسائل هست، اهلسنت را هم که الآن گفتم. شارع با بیانات خودش برای اهلسنت چه کار کرده بود؟ میخ شریعت را در حدی که هم آسان باشد و هم برای کل بدنه ماندگار باشد جا انداخت. بهطوریکه آنها توهم کردند صوم یوم الشک، یا حرام است یا مکروه. در روایات شیعه هم بود. در همین باب ششم که حدیث دوم و حدیث سوم را ببینید. قبلاً هم خواندهام.
32:03
عن قتيبة الأعشى قال: قال أبو عبد الله عليه السلام: نهى رسول الله صلى الله عليه وآله عن صوم ستة أيام: العيدين، وأيام التشريق، واليوم الذي يشك فيه من شهر رمضان[1]
ببینید میگوید «نهی»؛ نهی است؛ نمیخواهم. چرا نمیخواهم؟ یعنی روزه ماه شعبان خوب نیست؟ یعنی احتیاط کردن در یوم الشک برای ماه مبارک بد است؟ ابدا. این نمیخواهم یعنی میخواهم میخ یک مطلبی را در شرع خودم بکوبم، برای بقاء و حیاتش؛ بعداً میگویم که میخواهم یا نه. آن هم کسی که سراغ اهل البیت برود میفهمد که میخواهد یا نه.
شاگرد: وقتی میخش را میکوبد… .
استاد: آن چیزی که برای خودش در نظر گرفته استمرار و بقاء شریعت و استیعاب آن است. بعد میخواهد این بقاء به این غرض برسد. محمل غرض این است؛ آن چیزی که میخواهد این است که شرع باقی بماند. وقتی میخواهد برسد در مدیریت امتثال احکام خودش آن هایی را که دیروز گفتم را اعمال میکند. یکی این است که کاری میکند که نظم به هم نخورد. حفره هایی که میتواند سبب شود تا اختلال نظام شود را میبندد. ولو بگویید در برخی از جاها هم مصالح دارد. خب داشته باشد. الآن باید سدّ راهش شود بهعنوان امری که نظر مردم را جلب کند و موجب اختلال شود. دوم تسهیل بود. یعنی باید آسان باشد. بتوانند آن را انجام بدهند. سوم هم تعظیم شعائر است و موارد دیگری که اگر به ذهن شما آمد بفرمایید. بنابراین طبق این مسائل میگوید «نهی».
[1] وسائل الشيعة - ط الإسلامية ج۷ص۱۶