مراتب زمان در عوالم مختلف؛ لیلة القدر
(20:36)
ببینید من که تأکید کردم برای عالم ناسوت است، برای این است که حتماً از روایات هم بر میآید که مفصّل هم هست؛ لیلة القدر یک حقیقت ملکوتی دارد. آن بالا بالا در رأس هرم وجود است. اما اینکه منافاتی ندارد با اینکه همینطور مراتبش [پایین] میآید می آید تا «تنزّل الملائکة»، در بستر زمان هر سال یک فردی از "تنزل ملائکه" هست. یک عین ثابت دارد، یک طبیعی لیلة القدر دارد، یک وجود سِعی در عوالم بالا دارد، یک افرادی از آن در عالم حرکت و زمان دارد. پس منافاتی ندارد آن مسائل لازمانی که دارد، در زمان هم لیلة القدر داشته باشیم. احکام برایش آمده و توضیح دادهاند.
شاگرد: اتصال لازمان به زمان را متوجه نمیشوم. ملکوت عالم به عالم ماده متصل میشود بعد میگوییم این اتصال در لیلة القدر اتفاق میافتد. تنزل الملائکه در لیلة القدر اتفاق میافتد.
استاد: عالم تجرد و عوالم بالا، مراتبی از زمان دارند. این جور نیست که یک دفعه از عالم لازمان طلق به عالم زمان محض بپریم. «وَأَوۡحَىٰ فِي كُلِّ سَمَآءٍ أَمۡرَهَا»[1] را نگاه کنید؛ هر سمائی برای خودش درجاتی از زمان را رسم میکند. ولذا تقسیم میکنند و میگویند ایام ربوبی و ایام الوهی. روز پنجاه هزار سال به چه صورت است؟ «تَعۡرُجُ ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ إِلَيۡهِ فِي يَوۡم كَانَ مِقۡدَارُهُۥ خَمۡسِينَ أَلۡفَ سَنَة»[2]؛ یک زمانی داریم که واحد شمارشش پنجاه هزار سال است. در این آیه شریفه می گوید: «وَإِنَّ يَوۡمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلۡفِ سَنَة مِّمَّا تَعُدُّونَ»[3]؛ - كه می گویند: الوهي - یک روز هزار سال است. يعني به واحد آن زمان. .لذا قبل از آیه «و اوحی» دارد: «وَجَعَلَ فِيهَا رَوَٰسِيَ مِن فَوۡقِهَا وَبَٰرَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَآ أَقۡوَٰتَهَا فِيٓ أَرۡبَعَةِ أَيَّام سَوَآء لِّلسَّآئِلِينَ، ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ ...،فَقَضَىٰهُنَّ سَبۡعَ سَمَٰوَات فِي يَوۡمَيۡنِ وَأَوۡحَىٰ فِي كُلِّ سَمَآءٍ أَمۡرَهَا». این «اوحی» را داشته باشيد، در کنارش ضمیمه کنید: «يُدَبِّرُ ٱلۡأَمۡرَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ ثُمَّ يَعۡرُجُ إِلَيۡهِ فِي يَوۡم كَانَ مِقۡدَارُهُۥٓ أَلۡفَ سَنَة مِّمَّا تَعُدُّونَ»[4]؛ یعنی یک تدبیری از عالم بالا صورت می گیرد، در یک روزی که هزار سال است. امر هم از این سماوات پایین می آید؛ «وَأَوۡحَىٰ فِي كُلِّ سَمَآءٍ أَمۡرَهَا». در مضمون خود آیه شریفه اشاره بود یا در روایت بود که حضرت فرمودند: سماءٌ سماءٌ به ترتیب، نزول امر می شود. هر سمائی بعد از سماء بالاتر.
البته این بحث ها، بحث های کلامی است. علی ای حال گویا اين در فضای فقه مفروغ عنه است که ما در عالم زمان، شب قدر داریم. ارتباطش و خصوصیاتش جای خودش باشد. مباحثش گسترده است.
[1] فصلت ۱۲
[2] المعارج۴
[3] الحج۴۷
[4] السجده ۵