رفتن به محتوای اصلی

الف) نفی تکرر کفاره در مستمسک، استنادا الی ماهیة الصوم

 

مرحوم سید می‌فرمایند:

تتكرر الكفارة بتكرر الموجب في يومين أو أزيد من صوم له كفارة و لا تتكرر بتكرره في يوم واحد في غير الجماع، و إن تخلل التكفير بين الموجبين، أو اختلف جنس الموجب على بالإفطار، الصادق مع الجميع، كما يقتضيه البناء على أصالة عدم التداخل مع عدم ما يوجب الخروج عنه[1]

«تتكرر الكفارة بتكرر الموجب في يومين أو أزيد من صوم له كفارة»؛ امروز اگر افطار کردید باید کفاره بدهید، اگر فردا هم افطار کردید باید کفاره بدهید. اما آیا اگر در یک روز روزه، دوبار چیزی خوردید، باید دو کفاره بدهید یا نه؟ بحث خوبی است. خب روی ارتکازی که ما داریم اگر سؤال کنند می‌گوییم نه. وقتی روزه را خوردی دیگر شکست. همان روزه وضعی­ای است که به نظر جلیل به آن نگاه می‌کنیم. روزه وضعیت دارد. همان عبارتی که مرحوم علامه فرمودند؛ «و الصوم غير قابل للتجزّي»[2]؛ صوم که تجزیه بردار نیست. وقتی خوردی دیگری صوم رفت. وقتی صوم منتفی شد نمی‌توانید بگویید اگر دفعه دوم خوردید باید دو کفاره بدهید.

«و لا تتكرر بتكرره في يوم واحد في غير الجماع»؛ همه می‌دانیم تعدد جماع، حسابی دلیل دارد و بحث آن بین فقها سنگین تر است. اما خوردن این مشکل را ندارد. مرحوم آقای حکیم می‌فرمایند چرا در یوم واحد نیست؛ بعد از این‌که می‌فرمایند اطلاق دلیل در اینجا نیست، می‌فرمایند:

و من ذلك يظهر ضعف القول بالتكرار مطلقاً، كما عن المحقق الثاني في حواشي الشرائع، و في المسالك: «إنه الأصح، إن لم يكن سبق بالإجماع على خلافه». و كأنه اعتماد على أصالة عدم التداخل. و لأنه كما يجب الإمساك قبل فعل المفطر يجب بعد فعله أيضاً، فإذا وجبت الكفارة في الأول، لمخالفة وجوب الإمساك، كذلك تجب في الثاني. إذ فيه:

أن أصالة عدم التداخل إنما تجدي لو تكرر عنوان السبب، و قد عرفت امتناعه. كما أن مجرد مخالفة وجوب الإمساك لم يجعل موضوعاً للسببية، ليبنى على عدم الفرق بين المخالفتين، و إنما المجعول الإفطار- الذي هو نقض الصوم- و ليس له إلا فرد واحد.

و دعوى: أنه لا دليل على انتقاض الصوم باستعمال المفطر أولا، بل من الجائز صحته حتى بعد استعماله. و دليل القضاء لا ينافي ذلك، لإمكان كونه واجباً تعبداً، نظير الكفارة. مندفعة: بأنه خلاف صريح النصوص الدالة على ماهية الصوم، و بيان المفطرات، و نصوص القضاء أيضاً، إذ‌ ليس القضاء إلا فعل ما لم يفعل في وقته. فراجع، و تأمل.[3]

«و من ذلك يظهر ضعف القول بالتكرار مطلقاً»؛ یعنی معلوم می‌شود در میان فقها کسی هست که می‌گوید اگر عمداً خوردی یک کفاره و اگر دوباره خوردی دو کفاره دارد. خب چرا در روزه باطل کفاره بدهد؟! می‌گویند قولی که برای تکرر هست ضعیف است. «مطلقاً»؛ یعنی اگر حتی پنجاه بار هم خورد باید پنجاه بار کفاره بدهد. آن ارتکازی که همه ما از وضعیت داریم، نه این‌که در این فقها نیست، اما با بستر وسیعی از ادله شرعیه در مورد صوم مواجه شدند که وقتی آن بستر را می‌بینند مواضعی از آن هست که این بحث‌ها را پیش آورده است.

«كما عن المحقق الثاني في حواشي الشرائع»؛ خب ایشان هم آدم کمی نیست. آشیخ علی کرکی. می‌گویند الشیخ علی المحقق. درکتب فقهی هر کجا گفتند «کما قال به الشیخ علی» منظورشان محقق ثانی است. من عبارت ایشان را می‌خوانم؛


[1] مستمسك العروة الوثقى؛ ج‌۸، ص: ۳۵۳

[2] تذکرة الفقهاء، ج ۶، ص ۲۰۳-۲۰۵

[3] مستمسك العروة الوثقى؛ ج‌۸، ص: ۳۵۳