ج) نهی طولی از صوم وصال
اما «نهی المسلمون عن صوم الوصال»، چرا؟ بهخاطر ملاحظه یسر و عدم عسر؛ بهخاطر شریعت سهله سمحه و عجز عباد. خُب این یک امر طولی شد. یعنی اقتضاء صوم در «فلیصمه» از بین نرفت، بلکه بهخاطر ملاحظه امر سهولت، آمده وصال نکنید. پس وصال بهخاطر عجز است. بهخاطر ضعف ما است که آمده. پس وصال نیست. ولی اینطوری که نقل شده، خود حضرت وصال را انجام میدادند؛ چون فرمودند من جهت عسر شما را ندارم. حالا هم که از وصال نهی شد، مثل روزه ی سفر- البته تنها در سفر دارد که «صدقة الله لاترد» - وقتی خدای متعال بهخاطر عجز و ضعف ما یک جایی تخفیف میدهد، اگر آن تخفیف را بی خودی رد کنیم، میگویند «رد صدقة الله» است. و لذا «إن الله تبارك و تعالى يحب أن يؤخذ برخصه كما يحب أن يؤخذ بعزائمه»[1]؛ جایی که خداوند متعال رخصت داده، بهعنوان ثانوی عزیمت میشود. حالا دیگر مسافر نمیتواند روزه بگیرد، نمیتواند تمام بخواند. پس این مرحله بعدی است؛ وصال ممنوع شد.
[1] تفسير القمی ج۱ ص۱۶
بدون نظر