رفتن به محتوای اصلی

قول چهارم؛ تببین حکم زمان زائد در شهر

 

تفاوت روایت اسحاق بن عمار و روایت محمد بن قیس؛ تفاوت دو تعبیر «اذا رایته وسط النهار» و «اذا رایته قبل الزوال او بعده»

مبنای چهارم چه بود؟ در یک کلمه این بود که حدیث در صدد برچسب زنی روز اول و دوم نیست. تفاوت معنایی که من عرض کردم با حرف سید این است: سید می‌گویند اگر قبل از زوال دیدید، امروز روز اول است. مثل روایت حماد و عبید. اما روی استظهار معنای چهارم از این حدیث، این حدیث نمی‌گوید «اذا رایته وسط النهار فاتمّ»؛ یعنی امروز از شهر آتی است؛ بنابرمبنای سید. این ملازمه را ندارد.

روایت می‌خواهد چه کار کند؟ روایت می‌خواد بگوید سه حرکت هست که بر هم منطبق نمی‌شوند. یک زائده دارد. زمان زائده دارد. می‌خواهد حکم این زائده را بگوید. لذا لازمه این حدیث اسحاق بن عمار در فضای بحث تحقیقی، این نیست که اگر گفتیم «اتمّ» پس امروز هم اول ماه مبارک است. ملازمه ندارد. یعنی شما می‌توانید در این زائده به روایت اسحاق عمل کنید و بگویید اگر دو بعد از ظهر دیدی،‌اتمّ. «اتمّ» به همان معنای وسیعی که صحبتش شد می‌آید، ولی امروز هم روز اول نیست. حتی برای قبل از زوالش.

 می‌گویید روایت اسحاق می‌گوید اگر ساعت هشت صبح دیدید، اتمّ. اما ملازمه ندارد که روز اول است. این یک فضای خوبی است که این روایت با کلمه «وسط النهار» باز می‌کند. به خلاف «اذا رایته قبل الزوال فهذا الیوم من الشهر الاتی، و اذا رایته بعد الزوال فهذا الیوم من الشهر المستقبل»، این دیگر در آن نمی‌آید. این دارد برچسب زنی روز می‌کند. به خلاف روایت اسحاق بن عمار در معنای چهارم، که اساساً مقصود از روایت این است که حکم شرعی زائده را می‌گوید. نه این‌که آن زائده، روز اولش یا دومش است. کاری با آن ندارد. حالا این حکم لزومی است یا وجوبی است یا فضیلتی است؟ جای خودش از آن بحث می‌کنیم. این هم جمع‌بندی حدیث، راجع به چهار معنایی که در حدیث محتمل است.

من خیلی رفتم و برگشتم که بین این سه معنا -  حالا آن معنای چهارم هیچ - یک اظهری پیدا کنم، سخت شد. گاهی گفتم این اظهر است و سر رساندم، اما دوباره مشکلاتی پیش آمد. اگر شما توانستید بیانی کنید که کدام یک از آن سه معنا اظهر است، برای من هم بفرمایید. حرف سید اظهر است؟ حرف وحید در آخر ماه اظهر است؟ یا حرف شیخ اظهر است؟ حرف وحید و شیخ برای مشهور هزینه‌ای درست نمی‌کند. اما حرف سید برای مشهور هزینه درست می‌کند. خلاف مشهور می‌شود.

عرضی هم که من کردم، اگر حکم لزومی باشد مشهور قبول نمی‌کنند کما این‌که در حکم لزومی آن بحث است. اما اگر یک حکم فضیلتی باشد برای مشهور هزینه‌ای درست نمی‌کند. ولی فی حد نفسه سر برسد یا نه باید بحث کنیم.

شاگرد: قبلاً فرموده بودید هر کسی رؤیت قبل از زوال را معتبر می‌داند می‌گوید روز اول است. اما الآن غیر از آن را فرمودید.

استاد: می‌خواستم این روایت را بگویم. در فضای تحقیق این‌طور عرض کردم. آن فضای اقوال است. اجماع مرکب است. درست هم می‌گویید و الآن هم قبول دارم. هر کسی گفته آن را هم قبول دارد. مطلب درستی است. من عرض کردم این روایت در فضای تحقیق فقهی اگر بگوییم به معنایی ناظراست - دارد حکم آن زائده را بیان می‌کند - دیگر ربطی به اقوال پیدا نمی‌کند.

شاگرد٢: به‌خصوص در آخر ماه که باید با حرمت صوم جمع شود.