طریقیت اهلال هلال به دخول شهر
محاق الشهر یعنی لیس نور برای قمر. نوری برای قمر نیست. این محاق در ادله هم هست. بعد هلال داریم. پس ما یک محاق الشهر داریم و یک اهلال هلال. اهلال هلال چیست؟ یعنی دیگر این لیس، نیست. وقتی شما هلال را میبینید نور دارد، نمیتوانید بگویید هلال را دیدم ولی انمحق نوره. چون شما هلال را میبینید. نور او محق نشده است. وقتی شارع میفرماید یک محاق الشهر داریم و یک شهر جدید بعد از محاق داریم. معنای این چیست؟ یعنی شهر جدید خرج عن المحاق؛ یعنی خرج عن لیس؛ لیس له نور؛ از این عدم در آمد. از این عدم در آمد که من عرض کردم. این یک لحظه است چون زمان است. یک لحظهای است که خدای متعال در علم خودش ثبوتا میداند. یعنی الآن قمر دیگر در محاق نیست؛ یعنی محق نور نیست؛ این خروجی است که خدا میداند. میگوییم خروج از تحتالشعاع فی علم الله است؛ محق نور، تمام شد؛ عدم نور، تمام شد و نور در دایره وجود آمد. اینجا است که من عرض کردم که اهلال هلال –که آن را موضوع قرار دادیم- خودش دوباره طریق به خروج از قمر از محق و از لیس است. یعنی با اهلال هلال میفهمیم وارد وجود نور و تابش و اهلّ برای ما شده است. خروج از تحتالشعاع هم باز مقدمه و طریق بر چه چیزی بود؟ بر اینکه قطعه زمانی الشهر آغاز شده است. برای شروع شهر جدید.