اشکالاتی به مبنای زمین تختی
(39:51)
اما مشکل از آن جا بود که بخواهیم بگوییم لحظه مقارنه بود، شب اول چه زمانی است؟ اینجا مشکل داشتیم. چون شب نداریم. بیست و چهار ساعت اول، زمین یک دور زده است و برچسب زدیم. اما در لحظه مقارنه هم شب داشتیم و هم روز داشتیم. کره زمین هر دوی آنها را داشت. بله، روی فرمایش مرحوم صاحب حدائق، شب و روز نداریم. چون ایشان میگویند زمین صاف است.
شاگرد: ایشان نقل کرده بود که زمین تخت است. ایشان هم کروی میگوید.
استاد: حدائق اینجا هست. ایشان میگویند تمام ادله شرعیه خلاف کرویت است. جلد سیزدهم بود صفحه دویست و شصت و هفت:
و بالجملة فبطلان هذا القول بالنظر الى الأدلة السمعية و الاخبار النبوية أظهر من ان يخفى و ما رتبوه عليه في هذه المسألة من هذا القبيل، و عسى ان ساعد التوفيق ان أكتب رسالة شافية مشتملة على الأخبار الصحيحة الصريحة في دفع هذا القول ان شاء الله تعالى.[1]
در تعلیقه کتاب میگویند: «انّ كرؤية الأرض أصبحت في عصرنا هذا من الأمور الواضحة البديهية». این را محقق کتاب در پاورقی میگویند.
شاگرد: صفحه دویست و شصت و چهار چیست؟
استاد: آن جا از علامه نقل میکنند. مطالب منتهی را میآورند. امثال شیخ بهائی، کسانی که در این فن تخصص داشتند، برایشان واضح بوده است.
شاگرد۲: اصلاً شیخ بهائی در کرویت رسالهای دارد.
استاد: بله.
علی ای حال روی فرمایش ایشان ما شب و روز نداریم. روی مبنای کسانی که میگویند خورشید کوچک هست و دور میزند، من عرض کردم خب خسوف را چه کار میکنند؟! نمیدانم. مورد دیگر تقویم است. تقویم را نمیتوانند کاری کنند. یعنی ولو خورشید را کوچک میکنند تا دور زمین بگردد، اما چارهای از خط زمان ندارند. یعنی خط زمانیکه ما داریم. خلاصه روی فرض آنها هم ما تقویم میخواهیم. یعنی آنها هم محتاج هستند روی مبنایی که میگویند این جسم کوچک دور قله ای مثل دماوند میگردد و شب و روز پدید می آورد، تقویم داشته باشند. خب یک شنبه چه زمانی است؟ برای کجا؟ باید تعیین کنید. مرز میخواهد. از حیث تقویم چارهای ندارند که حرف بزنند. نمیدانم این را گفته اند یا نه. باید این سؤالات را جواب بدهند.
[1] الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة نویسنده : البحراني، الشيخ يوسف جلد : ۱۳ صفحه : ۲۶۷