وقایع شرعی، موید شخصی بودن لیلة القدر و شهر
(9:07)
بر این مطلب، مسائلی را اضافه کنیم که بحث کردیم. مثل آن وقایعی که در السنه شرعیه برای بعضی از زمانها گفته شده است. مثل نزول ملائکه در لیلة القدر. این یک واقعه است. واقعه که نوعی نمیشود. حالا بگوییم دو نزول داریم! این نوعی میشود. اما ظاهر ادلهای که میگوید در آن شب ملائکه نازل میشوند…؛ پس نفس این واقعه باید دو نزول داشته باشیم، چارهای نداریم. چون اگر واقعه نوعی شد، باید هم دو واقعه باشد. و حال اینکه ظاهر «غلّت مردة الشیاطین» این جور نیست. اول ماه مبارک همه شیاطین مغلول میشوند. «غلّت» کاشف از یک امر ملکوتی وقوعی است. هیچ منافاتی هم با ارتباط باطن با ظاهر ندارد. ولی خلاصه باید یک ظهوری در عالم ناسوت داشته باشد. این ظهور، واقعة فی زمان و مکان. این واقعه که در السن شرعیه هست، ذهن را سراغ این میبرد که آن لیلش هم شخصی است. ولو اگر بعداً به مشکل خوردیم توجیه میکنیم. میخواهم اول ذهن را عرض کنم.