امکان بطلان عبادتی که بهواسطه مدیریت امتثال، منهی شده
شاگرد: یعنی اگر به نیت ماه رمضان روزه بگیرد، دال بر فساد نخواهد بود؟
استاد: منافاتی ندارد. ما میتوانیم نهی در مرتبه مدیریت امتثال را طوری معنا کنیم که موجب فساد هم باشد. ملازمه ندارد که چون برای مدیریت امتثال است، پس فاسد هم نباشد. بله، چون برای مرحله مدیریت امتثال است، میتوانیم نهی را طوری تبیین کنیم که موجب فساد نباشد. نه اینکه قطعاً اگر برای مدیریت امتثال است، فاسد نباشد. ملازمه قطعیه نیست.
شاگرد: از آن طرف هم اگر نهی به عالم جعل بخورد، ملازم با فساد نیست.
استاد: بله، همینطور است.
شاگرد: مدیریت امتثال به چه بیانی است؟
استاد: ببینید چون میگویند «انفراد الانسان بالصیام»، انسان یعنی ممتثل و مکلفی که میخواهد انجام بدهد. انفراد به صیام پیدا کند، یعنی وقتی که ممتثل است از دیگران منفرد است. الآن داریم مرحله امتثال مأمور را مدیریت میکنیم که منفرد نشود. نه اینکه چیزی واجب هست یا نیست. لذا عرض میکنم اظهر در این روایت این است که نهی جهتی ناظر به مدیریت امتثال باشد.
شاگرد: بیانی که فرمودید موجب فساد است، چه بیانی است؟
استاد: وقتی مولی در مدیریت امتثال میگوید که این کار را نکن، یعنی ولو این فرد مأمورٌ به قهرا بر آن منطبق است، ولی این فرد او برای من مطلوب نیست. لذا در مواردیکه اجتماع امر و نهی میشود، ما طبق قاعده گفتیم که امکان اجتماع دارد، مانعی ندارد دلیل خاص بگوید در این مورد اجتماع امر و نهی، من این را درست نمیدانم. یعنی ما طبق قاعده میگوییم که اگر اجتماع امر و نهی ممکن شد، موجب صحت است. منع نمیکند از اینکه این فردی که اجتماع در آن است، مورد قبول شارع نباشد. لذا اگر یادتان باشد میگفتند که نیاز به قید مندوحه هست یا نیست. در اصول معروف است که قید مندوحه نیاز است. یعنی اگر قید مندوحه نبود، اجتماع امر و نهی نمیشد و از محل بحث خارج میشد. حالا آیا نیاز بود یا نه، خودش محل کلام بود. ولی در اصول الفقه و دیگران فرموده بودند که به قید مندوحه نیاز است. یعنی باید مکلف به سوء اختیار خودش بین فردی که هم منطبَقٌ علیه عنوان امر است و هم نهی است. و لذا مانعی ندارد و محال نیست که در آن فردی منطبقٌ علیه دو عنوان است، خود مولی در مقام مدیریت بگوید من این فرد را نمیخواهم. یعنی به نحوی نهی کند که اگر کردید باید اعاده کنید. لذا گفتند ملازم نیست.