رفتن به محتوای اصلی

تاریخچه نصف النهار مبدأ و وجه پذیرش آن

(25:55)

الآن تاریخش هم یادم آمد. این نصف النهارِ مبدأ، اول به‌عنوان وسط، در سیستان و مکه بود. بعد فرانسه نصف النهار را برای خودش آورد. بعد گرینویچ شد. گرینویچ که برای خودش بود، ظاهراً نصف النهار گرینویچ را از بین دو پایه این ساعت را رد کرده‌اند. درست وسط آن دو پایه است. این نصف النهار بود، اما چرا همه پذیرفتند. مثلاً خیلی مناسبت داشت که آمریکایی‌ها نپذیرند! بگویند «نحن رجال»! چرا می‌گویید حتماً اینجا باشد؟! کما این‌که چرا عثمانی ها پذیرفتند؟! گفته‌اند: وقتی در سال هزار و هشتصد و هشتاد و شش سمینار تشکیل دادند، مدتی بود که شرکت راه آهن های آمریکا طبق این گرینویچ به‌خاطر نظم عمل کرده بودند. آن‌ها دیدند اگر بخواهند تغییر بدهند یک بی نظمی ای پدید می‌آید، لذا آن‌ها هم پذیرفتند. در تاریخش این‌طور گفته‌اند. اما چرا عثمانی پذیرفت؟ نمی‌دانیم. آیا از سر سهل انگاری بود؟ یا چون مدتی نظم ها مستقر شده بود و کارهایی صورت گرفته بود، خود عثمانی هم می‌دید که باید به هم بزند؟ تاریخش را نمی‌دانم. چیزی که برای من جالب بود، این بود: حکومت عثمانی که در هزار و هشتصد و هشتاد و چهار زیر این قرارداد را امضاء کرده به‌عنوان ترکیه در این فایل آمده است. یعنی [آیا]عثمانی هم در زمان خودش به‌عنوان ترکیه امضاء می‌کرده؟! یا امضای دیگری داشته و این‌ها تغییر دادند؟ این مطلب خوبی است. فقط یک کشور رأی ممتنع داده بود و یکی هم مخالف بود. یا یکی ممتنع و همه موافق بودند. کشور عثمانی به ترکیه امضاء کرده بود. می‌خواهم ببینم در زمان عثمانی هم آن‌ها به‌عنوان ترکیه امضاء می‌کردند؟ یعنی بعد از جنگ این ترکیه همان امضای عثمانی در زمان خودش است؟ بعید است. شاید تغییر داده باشند. حالا هر چه که هست، خلاصه این کار را کرده‌اند. این مسیر طی شده است. می‌گویند به این خاطر خود آمریکا هم پذیرفت چون شرکت‌های آمریکایی مدتی به‌صورت خودش جوش برای نظم کارشان طبق آن عمل کرده بودند، حالا که می‌خواستند رسمی کنند، همه این‌ها به هم می‌خورد لذا پذیرفتند. حالا دروغ و راستش را نمی‌دانم.

علی ای حال وقتی بخواهد کارهایی به‌صورت هم زمان صورت بگیرد، باید تعیین کنند. همین کلاسی که در مشهد هست، اگر بخواهند بگویند شما شرکت کنید به‌نحوی‌که همه باید حرف بزنید، ویدیو کنفرانس است و شما هم باید شرکت کنید. اینجا اگر نیم ساعت به ظهر بگویند، همه ایران به اذیت می‌افتند. یعنی ببینیم ظهر مشهد چه زمانی است و نیم ساعت قبلش به ساعت ما چه می‌شود. به محض این‌که مردم ایران در یک کاری بخواهند با هم اقدام کنند، نه این‌که به یک کار محلی مراجعه کنند، مراجعه به یک کار محلی، میقاتیتش با ساعت محلی در می‌رود اما اگر همه بخواهند به یک کار هماهنگ اقدام کنند، اینجا است که به‌شدت نیاز به یک میقات واحد احساس می‌شود.