لزوم حقجویی در مباحثات علمی
44:55
باز هم روی فرمایشات شما فکر میکنیم. اصلاً مباحثه برای این است که من به سهم خودم روی آنها فکر کنم. کفران نعمت است اگر خداوند مطلب حقی را بر دهان همبحث جاری کند، در اثر سهلانگاری ما این مطلب حق لوث شود. من این را کفران نعمت میدانم. لذا هر کسی هر چیزی میگوید باید روی آن تأمل شود که اگر وجه صحت دارد، آن را درک کنیم. در روزهای اول طلبگی ما بود که همبحث ما این را گفت، من همیشه یادم هست. میگفت حکیمی گفته وقتی بحث میکنید اولین لحظهای که فهمیدید حق با طرف مقابل شما است –ولو دو ساعت روی حرف خودتان پافشاری کردید- اگر پافشاری کنید از صبغه عشق به واقع دارید فاصله میگیرید. مثال خوبی زد. گفت شما اسبی داشتید که بسیار زیبا و راهوار بود و عاشقش بودید. یک دفعه گم میشود و میبینید که اسب شما نیست. سراسیمه به این کوچه و آن کوچه و این بیابان و آن بیابان میروید. به کسی میرسید و میگوید که من اسب شما را پیدا کردم. وقتی به او میرسید به گوش او میزنید؟! میگویید ای فلانفلان شده من میخواستم خودم آن را پیدا کنم، چرا تو آن را پیدا کردی؟! این حرف را میگویید؟! نمیگویید. اگر شما اسب را دوست دارید وقتی دیدید که او پیدایش کرده دست او را میبوسید. میگویید احسنت.
این خیلی مثال خوبی است. در مناظرات علمی باید همینطور باشد. اول لحظهای که فهمیدیم که دولبی باز شد و حرف درستی زد، باید بگوییم احسنت. این همان اسبی است که ما بهدنبال آن هستیم. نه اینکه وقتی حرف درستی میزند من نگذارم حرفش را بزند و لوث بشود. این کفران نعمت است. اشراقی است که از عالم ملکوت میشود.
خدا رحمتشان کند؛ آن استاد با نوار و سیدی خیلی مخالف بودند. وقتی در درس میخواستند طلبهها را از نوار و سی دی پرهیز بدهند، با همان لحن خودشان میفرمودند: آقا جان حی با حی! گویا نوار مرده است! تعبیر حی میکردند. بعد میگفتند وقتی دو جان زنده روبهروی هم مینشینند و مباحثه میکنند یک اشارات و اشراقات و افاضاتی از عالم ملکوت میشود که بین آن شخص و آن نوار نمیشود. میگفتند اصلاً حضور در جلسه و با هم بودن یک دستگاه دیگری به پا میکند. منظور اینکه وقتی چنین جلسهای هست که اشراقاتی میشود و حی با حی است، باید قدرش دانسته شود. هر کجا دیدید که من از این تخلف میکنم فوری تذکر بدهید.
بدون نظر