مؤلفه سوم، عدم اعتناء به شهرت عملی عدم اجزاء رویت قبل الزوال
و أمّا الشهرة بين الأصحاب، فالأمر فيها هيّن بعد مخالفة كثير من أجلّاء المتقدّمين و موافقة أكثر المتأخّرين لهم، و تردّد آخرين في المسألة كما مرّ، على أنّ المعتمد من الشهرة في مقام الترجيح هي الشهرة بين متقدّمي الأصحاب، كرواة الأخبار و التابعين لهم. و أمّا الشهرة الحاصلة بعد زمان الشيخ رحمه اللّه ففيها كلام مشهور، و إن كان الحقّ عدم خلوّها عن نوع تأييد.[1]
سید باید دو مؤلفه دیگر را بررسی کنند. یکی معارضه بود، یکی مخالفت عامه بود، شهرت و اجماع را چه کار کنیم؟ میفرمایند اینکه میگویند مشهور بین اصحاب این است که رویت قبل از زوال مجزی نیست و اصحاب از آن اعراض کردهاند، «فالأمر فيها هيّن بعد مخالفة كثير من أجلّاء المتقدّمين و موافقة أكثر المتأخّرين لهم».
یادم آمد که محضر حاج آقا گفتم که حاج آقا رضا همدانی در مصباح الفقیه برای فرع تنجیس متنجس مفصل بحث میکنند و در آخر کار این جمله را دارند؛ «انّ مخالفة المشهور مشكل، و موافقتهم من غير دليل أشكل»[2]. زمانی بود که سالها فتوای حاج آقا همان مشهور بود. در این اواخر مناقشه کردند و نظر شریفشان در تنجیس متنجس برگشته بود. من که این عبارت حاج آقا رضا را دیده بودم، به ایشان گفتم. ایشان سریع گفتند -ببینید بعد از یک عمر کار بود- کجا مخالفت مشهور مشکل است؟! یعنی بعد از اینکه مطمئن شدیم و بعد از وضوح نمیتوانیم بگوییم «مخالفة المشهور مشکل». لذا سید هم در اینجا میگویند «اما الشهرة هین». یعنی من رفتم و تفحص کردم و مخالف زیاد دارد. نمیتوانیم بگوییم این شهرت خیلی کارساز است. البته مقصود از این شهرت کدام شهرت است؟
سه شهرت داشتیم. شهرت روائی، شهرت عملی، شهرت فتوایی. مانحن فیه کدام یک از اینها است؟ شهرت عملی است. قوام شهرت فتوایی به این است که مستند را ندانیم. فقها فتوا دادهاند و یک فتوایی مشهور است ولی استناد معلوم نیست. به این شهرت فتوایی میگوییم. آیا حجت هست یا نیست؟ مرحوم شیخ در رسائل بحث داشتند. یکی هم شهرت روائی است؛ روایتا مشهور است. همینطور آمده ولی عمل نکردهاند. شهرت عملی هم داریم؛ عمل در اینجا بهمعنای فتوا است. شهرت عملی یعنی شهرت فتوا دادن طبق یک روایت. در شهرت عملی همان بحث معروف مطرح است که آیا عمل اصحاب جابر است یا نه؟ و اعراض اصحاب کاسر هست یا نه؟
سید میخواهند بگویند امر شهرت در مانحن فیه ساده است. چون مخالف خیلی دارد. علاوه که این شهرت برای بعد از شیخ است؛ و فیه بحث معروف، درحالیکه ما که شهرت عملی میگوییم یعنی بین متقدمین. نه بین متاخرین که [کارشان] اجتهاد بوده و مستنداتشان معلوم است.
شاگرد: منظور از مخالفین چه کسانی است؟ شهرت مخالف ایشان است. درحالیکه تنها سید مرتضی همراه ایشان بود که ایشان هم مخالف شد.
استاد: غیر از روایاتی که در کافی و فقیه هست، از حیث قول کسی را نداریم. فقط روایت است.
شاگرد: میفرمایند «کثیر من اجلاء المتقدمین». منظور از کثیر چه کسانی است؟
استاد: کلینی، صدوق در فقیه. قبلاً اینها را گفته اند. فرمودند: «و قال السيّد الأجلّ المرتضى رضى الله عنه في المسائل الناصرية… و هذا هو الظاهر من الصدوق (طاب ثراه)، حيث أورد في كتاب من لا يحضره الفقيه … و يعتقد فيه أنّه حجّة فيما بينه و بين ربّه عزّ و جلّ». سومی را هم فرمودند « و قد أورد ثقة الإسلام الكليني في الكافي رواية حمّاد الآتية من دون معارض، و ظاهره العمل بها، كما يرشد إليه قاعدته فيما يورده في كتابه من العمل بما لا معارض له من الأخبار، و التخيير فيما عدا ذلك بعد العجز عن المرجّحات المنصوصة»؛ یعنی میخواهند به کلینی نسبت بدهند که اگر هم قائل به معارضه باشند، تخییر را جاری میکنند. بعد سراغ متاخرین میآیند؛ «و إليه مال المحقّق الشيخ حسن في المنتقى».
شاگرد: منظور از کثیر، همین سه نفر هستند؟
استاد: بله، اگر یادتان باشد صاحب جواهر هم همین ها را آوردند. بعد صاحب جواهر جواب سید را دادند. فرمودند صدوق از چیزی که گفته رجوع کرد. کلینی را هم جواب دادند که دلالت بر عمل او ندارد. فرمودند فقط سید میماند. «فانحصر الخلاف فی من عرفت». ظاهراً جز سید کسی نمانده است.
علی ای حال اینها مخالفت کردهاند.
«فالأمر فيها هيّن بعد مخالفة كثير من أجلّاء المتقدّمين و موافقة أكثر المتأخّرين لهم»؛ که از صاحب معالم شروع شد. بعد صاحب ذخیره و دیگران بودند. در صفحه اول تعبیرشان این بود: «و اختار هذا القول جملة من الأفاضل المتأخّرين: منهم المحقّق الخراساني في الذخيرة و الكفاية، و المحدّث الكاشاني في الوافي و المفاتيح». سید اینها را فرمودند. بنابراین در این شهرت امر هیّن است. «و تردّد آخرين في المسألة كما مرّ».
[1] همان
[2] مصباح الفقيه، ج۸، ص: ۳۵