رفتن به محتوای اصلی

انضمام طبائع، عامل شکل‌گیری طبیعت در علوم اعتباری

 

فعلاً مباحث آقای حکیم را تمام کنیم و بعد به خود حدیث شریف بیاییم. آقای حکیم ذیل فرعی که مرحوم سید فرموده بودند: «صوم یوم الشک یتصور علی وجوه»، فرض سوم این بود: «ان یصومه علی انه ان کان من شعبان کان ندبا او قضاء و ان کان من رمضان کان واجبا و الاقوی بطلانه ایضا». سید فرموده بودند که باطل است؛ مرحوم آقای حکیم سه دلیل برای آن آورده بودند. ایشان دلیل سوم و دلیل اول را تقریباً یک وادی دانسته‌اند. عرض کردم ممکن است در مبادی با هم تفاوت داشته باشند و سومین آن‌ها حرف مرحوم شیخ اعظام انصاری بود؛ ایشان فرموده بودند تغایر «حقیقت» دارند، پس نمی‌تواند مجزی باشند.

در جلسه قبل هم بحث‌هایی شد. آن‌ها دیگر سر دراز دارد. بحث‌های مبنایی است که هر چه بیشتر یادداشت کنید و فکر کنید، به نفع آینده علمی خود شما است. وقتی مبادی برای ذهن صاف می‌شود، در تفریع فروعات برای او راحت‌تر است. به خلاف این‌که مبادی صاف نباشد و وقتی به فروعات می‌رسد حیران می‌شود.

پیشنهادی که من دادم این بود که ریخت حقائق، انضمام طبایع است. از هر انضمامی یک طبیعت جدیدی پدید می‌آید. آن طبیعت به چه صورت است؟ حالا بماند. آن چه که بحث ما بود، در حوزه فقه و علوم اعتباری بود. اصل سر و کار ما در علوم اعتباری با جهت دادن حاملین ارزش و ایصال ما به‌سوی اغراض است. این جهت‌دهی، محط اصلی علوم اعتباری این است که چه کار کنیم که این جهت‌دهی حکیمانه باشد. در این علوم اگر ما طبیعتی داریم، طبیعتی است که از میان سه حوزه اعتبار، حوزه انتزاع و…، از حوزه انتزاع نیست. از سنخ اعتبار است. البته اغراض شما و حاملین ارزش می‌تواند طبایعی باشد که از سنخ انتزاعیات و تکوینیات باشد. اما در جای اصلی علوم اعتباری که جهت‌دهی کردن است، هر چه طبیعت بیاید از سنخ اعتبار است. وقتی شما انضمام را پیش می‌آورید، مثل «نسبت» که کیفیت داشت؛ همان‌طور که می‌گفتند کیفیت نسبت سه تا است؛ امتناع و وجوب و امکان، «انضمام» هم کیفیت دارد. انضمام مقوِّم، انضمام مکمِّل. نباید از این‌ها غض نظر کنیم. این‌ها کارهایی است که برای نوابغ بشر به قدری مبهم است که سر جایش می‌بینید ارشاداتی که شارع مقدس فرموده درست است و ما داریم اشتباه می‌کنیم؛ ما داریم توسعه‌ای می‌دهیم که جایش نیست. لذا انضمام بر انواعی است. در علوم اعتباری با انضمام، طبایع پدید می‌آیند. با انضمامی که انواعی دارد این‌ها پدید می‌آیند. این انضمام اعتباری می‌تواند هم در حوزه حاملین ارزش باشد که ما را به اغراض می‌رساند و هم در ناحیه خود اغراض.

7:55

یعنی گاهی ما برای چند غرض یک اعتبار اجتماع می‌کنیم و می‌گوییم غرض من این است. وقتی اسم غرض خودتان را می‌برید می‌بینید چند غرض تکوینی بوده که انتزاعی است. ولی شما برای مدیریت وصول خودتان به اغراض، چند غرض را در محمل اغراض، با هم اعتبارا یکی کردید و روی آن اسم گذاشتید. با این اسم، طبیعت اعتباری می‌شود که نباید احکام تکوینی را روی آن بار کنید. برای غرض‌هایی که در حوزه اعتبار، اعتبار وحدت می‌شود –یعنی اعتبار انضمام- انضمام آن‌ها به دست ما است. به دست مقنن است. به دست تکوین و «کُن» الهیه نیست. هر کجا انضمامی صورت بگیرد که اگر پشتوانه‌اش بشر نیست، این انضمام هم نبود، این انضمام‌ها طبایع خاص هستند و نباید احکام جای دیگر را بر آن متفرع کرد. این خلاصه عرض من در جلسه قبل است.