تحقق میقاتیت و تعظیم شعائر، مناط ادله رؤیت هلال در مقام مدیریت امتثال
شاگرد٣: فرمودید در بررسی این روایات مهمترین کار بهدستآوردن مناطی است که شارع در نظر گرفته است. فرمودید در اینجا شارع مناط را بر علم نگذاشته است. ولی قرار شد مناط را بفرمایید. این مناطی که در این روایات دیدید ایجاد نظم و میقاتیت شد؟ یا اینکه بناء بر شک و تردید گذاشته نشود؟
22:13
استاد: چیزی که در استظهار از این روایات، پیشنهاد طلبگی من بود این بود که در این روایات و آن هشت روایتی که صاحب حدائق فرمودند، نظر اصلی شارع این بود که میخواهد شهر مبارکی که روزه آن را بر مکلف واجب کرده، به بهترین نحو ممکن از مکلفین و از جامعه اسلامی بهعنوان یک مجتمع امتثال شود. این مقصود است. ولذا در مواردی به تناسب مورد وقتی سر و کار او با یک مکلف است مانعی ندارد که حالات او را هم در نظر بگیرد. شما باید به وسیله تناسب حکم و موضوع آن چیزی که در روایت آمده را تشخیص بدهید؛ یعنی الآن که شارع دارد این فرمایش را میگوید با دید کلان اجتماع بلاد اسلامی و مسلمین بهعنوان یک امت کار دارد؟ یا کار دارد با یک مکلف که الآن چه کار بکند؟ شما فوری از لسان دلیل میفهمید.
لذا عرض کردم هشت دلیلی که صاحب حدائق آوردند، لسانش «صم حين يصوم الناس و أفطر حين يفطر الناس فان الله عز و جل جعل الأهلة مواقيت[1]». شما از این لسان چه میفهمید؟ با یقین کار دارند؟ با انجام ندادن کار با شک کار دارند؟ اصلاً اینها نیست. فوری میفهمیم حکیمی که این کلام را القاء کرده مقصودی دارد. این عرض من است. لذا در مقام امتثال عرض کردم ادلهای داریم که در عرض هم هستند. یعنی شما در خیلی از موارد مخیر میشوید…؛ در طول هم باشند که اصلاً مخیر نمیشوید. بله، اگر طول فضیلتی باشد مخیر میشوید. چون خود شارع بهخاطر مصالحی در طول دلیل قبلی یک افضلی را قرار داده تا متشرعه به مصالح بالاتری برسند. خب وقتی در طول است یک تخییر بهمعنای افضلیت دارد. این افضل است و انجام مفضول هم جایز است. گاهی حتی در عرض هم هستند. البته باید مثالهای طرق اینها و مسائلش بعداً پیدا شود.
حاصل عرض من این است که این روایاتی که در مانحن فیه بود، لسانش لسان تعظیم شعار صوم است. تحقق بخشیدن به میقاتیت ماه مبارک است. این جور نباشد که در بلد اسلام یکی بگوید امروز بیستویکم است و یکی بگوید بیستم است. یکی بگوید روز اول است و یکی بگوید فردا روز اول است. این مقصود شارع است که مقصود کمی هم نیست. برقراری نظم بسیار مهم است. البته سه-چهار مورد بود که اوائل مباحثه بحث کردیم.
[1] البحرانی، شیخ یوسف، الحدائق الناضره فی احکام العترة الطاهره؛ ج١٣،ص٢۴۴