رفتن به محتوای اصلی

عدم تعرض کتب متاخر به صوم یوم الشک در فرض اماره غیرمعتبره بر هلال

5:13

نکته‌ای که الآن می‌خواهم عرض کنم این است: یک اختلافی است که در کتاب‌های قدیمی مطرح بوده؛ برخی این‌طور بودند و برخی دیگر آن‌طور؛ محقق در شرایع تردید انداخته‌اند ولی گویا در کتب متأخر فقهی از بین رفته است و دیگر بازتابی ندارد. ببینید در صفحه ٢٠٨ جواهر ایشان مفصل بحث می‌کنند؛ اگر بگوید «ان کان من رمضان»، تردید می‌اندازد. اگر بگوید حتماً شعبان را روزه می‌گیرم…، اگر بگوید «أنوی الوجوب و أصوم شهر رمضان»… . همه این را فرموده‌اند و به تفصیل بحث کرده‌اند.

ایشان به صفحه ٣٧٩ می‌آیند و می‌رسند به جایی از شرائع که حاشیه مسالک در آن جا بود. در آن جایی که صاحب جواهر می‌گویند ما به تفصیل بحث کرده‌ایم، شهید ثانی بحثی نمی‌کنند. از آن رد می‌شوند. آن چه که ما از عبارت ایشان خواندیم برای همین صفحه ٣٧٩ است. ذیل این عبارت شرایع بود:

ويستحب: صوم الثلاثين من شعبان بنية الندب، فإن انكشف من الشهر أجزأ. ولو صامه بنية رمضان لأمارة، قيل: يجزيه، وقيل: لا، وهو الأشبه[1]

«یستحب صوم ثلاثین من شعبان»؛ روز سی‌ام؛ تعبیر شک هم ندارند. «بنیة الندب»؛ مطلقاً مستحب است. هوا صاف باشد، غیم باشد، شک و شبهه باشد یا نباشد. «و لو صامه بنية رمضان»؛ قبلاً گفته بودند که اگر به نیت وجوب بگیرد،لایقع عن احدهما؛ نه ماه شعبان را روزه گرفته و نه ماه رمضان را. اصلاً روزه او باطل است. اما محقق در اینجا فرع دیگری را مطرح می‌کنند. عرض من این است که مطلب آن جا با مطلب اینجا دو اختلاف فقهی است. هم نسبت به ادله‌اش و هم نسبت به نگاهی که اختلاف‌کنندگان داشتند. اما در این فرع دوم در کتاب‌های متأخر کم‌رنگ شده است. ولی در فضای بحث‌هایی که در جلسات قبلی داشتیم بر این نگاه، آثاری بار می‌شود. لذا من الآن می‌خواهم دوباره آن را پر رنگ کنم.

«ويستحب: صوم الثلاثين من شعبان بنية الندب. ولو صامه بنية رمضان»؛ خب در اینجا کافی بود که بگویند که مشهور می‌گوید لایجزی. همینی که الآن ما مسأله جواب می‌دهیم. اگر به نیت رمضان روزه بگیرید، جمع روایات می‌گوید که مجزی نیست. ولو شیخ در خلاف فرمودند مجزی است. اما محقق در اینجا یک کلمه اضافه می‌کند. «ولو صامه بنیة رمضان لأمارة، قيل: يجزيه، وقيل: لا، وهو الأشبه»؛ یعنی اصلاً ما در اینجا یک فرض دیگری داریم؛ یوم الشک و ثلاثین شعبان است، به نیت ماه مبارک روزه می‌گیرد اما به صرف این‌که یوم الشک است و هوا ابری است، نیت ماه مبارک نمی‌کند. یک زن و یک عدل واحد شهادت داده است. یعنی اماره غیرمعتبره است؛ اگر معتبره بود که محقق اول بلاریب قبول داشتند. اما همین ثلاثین شعبان را می‌گوید: «ولو صامه بنیة رمضان»؛ یعنی نیت ماه مبارک کرد، اما «لأمارة»؛ این اماره قطعاً غیرمعتبره است. چون عرض کردم اگر معتبره بود که ایشان مشکلی ندارند. «قيل: يجزيه، وقيل: لا، وهو الأشبه»؛ اگر لأمارة ماه مبارک را نیت کرد، «قیل یجزیه».

اما صاحب جواهر می‌گویند: «كما تقدم الكلام في ذلك كله مفصلا»؛ یعنی قبول نیست. عرض من اگر سر برسد این است  که آن چه که محقق در اینجا می‌گویند «لأمارة» است، اما در «كما تقدم الكلام في ذلك كله مفصلا»، اصلاً صحبتی از «امارة» نشد. این در کتب قبلی فقهی دو فرع بوده. این‌که شما نیت صوم شعبان یا رمضان بکنید، یک فرع است و احکام خودش را دارد. اما این‌که «لامارة» نیت بکنید، این هم یک فرع است. پس این‌ها دو اختلاف است که در کتاب‌ها فرق می‌کند. اما این‌که چرا این را عرض می‌کنم، در ادامه عرضم می‌گویم. 


[1] شرائع الاسلام- ط استقلال  ج۱ ص۱۴۸