رفتن به محتوای اصلی

عدم منافات میقاتیت با سهل التناول نبودن آن

 

من قبلاً مثال آن را عرض کرده‌ام؛ تحویل سال؛ تحویل شمس به برج حَمَل برای همه قابل دست‌یابی نیست. اما به‌راحتی برای بشر میقات است. یعنی می‌گویند الآن تحویل سال شد و روز اول فروردین است و تا یک سال طبق آن تقویم می‌نویسند. میقات است. نظم امور را می‌دهد ولو سهل التناول نیست. مقوم و محور میقاتیت نظم است. اصلاً مردم میقات را برای نظم می‌خواهند. اگر به این صورت است، به اینجا دقت کنید:

ما یک شهر مبارک داریم که موضوعی خارجی است. من آن چه که در ذهن قاصرم هست را می‌گویم، شما روی این تأمل کنید؛ هر جایی که می‌بینید خلل دارد، بحث می‌کنیم. من مقصودم را محضر شما برسانم.

شاگرد: مشکل ما در روایت «ازیده» و روایت «لیس منا من صام قبل الرؤیة للرؤیة» بود. شاید بتوانیم ادبیات را از فقه و اصول به اینجا بیاوریم تا به دردمان بخورد. شهید صدر در توضیح قطع غیرمصیب، یک معنایی را برای اصابه درست می‌کنند. می‌گویند برای اصابه ما دو معنا داریم؛ یک معنا اصابه به واقع هست و یک معنا اصابه به روش صحیح عمل‌کرد است. کسی که قطاع هست در عملکرد خودش روش صحیحی را استفاده نکرده است و قطع او غیر مصیب است و مدام مواخذه می‌شود. حالا در اینجا هم «من صام قبل الرؤیة للرؤیة»، در عمل‌کردش روشی را استفاده می‌کند که مورد تأیید شارع نیست. یعنی تو ندیدی و عمل کردی. یعنی می‌خواهم بگویم این ادبیات را در آن جا داریم، شاید بتوان آن را به اینجا هم ربط داد.

41:42

استاد: در اینجا روش درستی را اعمال نکرده… . روش هم یعنی روش تعبدی. یعنی یک حکم ثبوتی داریم که وقتی می‌خواسته آن حکم ثبوتی را انجام بدهد در انجام دادن آن، روش مرضی مولی یا روش عقلائی یا روش دیگر را به حیثیات عقلائی انجام نداده است.

ببینید آن چه که من می‌خواهم عرض کنم، این است: حکم ثبوتی یک موضوع دارد. موضوع حکم ثبوتی یک امر تکوینی است. عیناً مثل این‌که می‌گویید خمر نجس است؛ کلب نجس است و امثال این‌ها. وقتی زوال می‌آید زوال یک حقیقت شرعیه نیست. زوال یک امر موضوعی خارجی است که خدای متعال بر آن یک حکم بار کرده است. اساس عرض من اینجا است: شهر رمضان، سیر قمر، دخول ماه مبارک یک موضوع تکوینی الهی است که خدای متعال حکم تشریعی را بر آن بار کرده است. من به این می‌گویم فطرت امر است. ادله هم موافق آن است. نمی‌گویم مخالف نیست؛ آن چه که در ذهنم هست را می‌گویم؛ جلو می‌روم تا روایت را توضیح بدهم.