طرح این اشکال از آیتالله سیستانی به مرحوم خوئی
استاد: بله، شدیدتر میشود. البته یادم نبود که نگاه کنم و ببینم در کتاب حاج آقای سیستانی –اسئلة حول مسالة رؤیة الهلال- همین ایراد را به استادشان مرحوم آقای خوئی گرفتهاند یا نه. امروز دوباره مراجعه کردم و دیدم بله، سه شاهد میآورند. شاهد سوم همین است؛ همین اشکال مهمی که به تلسکوپیها گفته میشود، ایشان در آن جا به مبنای استادشان آقای خوئی ایراد گرفتهاند. فرمودند اگر شما بگویید اشتراک در کافی است و هر بلد غربی تا ده ساعت یا دوازده ساعت بعد…؛ کسانی که معظم شب را میگویند ظاهراً تا هشت ساعت را قبول میکنند. اگر شب دوازده ساعت باشد هشت ساعت معظم شب است. اگر در بلد غربی هلال را دیدند برای تمام بلادی که قبل از بلد غربی هشت ساعت از شبشان گذشته است، اگر کافی باشد لازمه اش این است… .
شاگرد: شب نوعی را میگویید یا شب هر روزی را؟
استاد: ظاهراً شب همان وقت رؤیت هلال را میگویند. این خودش اشکالی است به قید وحدت شب.
شاگرد۲: میانگین شب در هر روز ثابت است.
استاد: در بلادی که در شب با هم مشترک هستند فرق میکند. مثلاً وقتی در تابستان شب ما کوتاه است، برای ما طلوع آفتاب شده است ولی در غروب یک بلدی هلال را میبینند، همان بلد در زمستان در شب با هم شریک هستیم. این یکی از مشکلات این اشتراک شب است. قبلاً هم عرض کرده بودم.
شاگرد: فرمایش حاج آقای سیستانی را میفرمودید.
استاد: بله، ایشان قید خوبی هم به فرمایششان میزنند و میگویند لازم نیست علم امام معصوم را به کار بیاورید. افراد عادی هم میفهمیدند. این درست است. حرف خوبی است. یعنی وقتی شما در قم، در بغداد استهلال کردید و هوا صاف بود اما ندیدید، یک ذره فطانت میخواهد –محاسبه هم چه بهتر- که بفهمید الآن ولو ما در بغداد ندیدیم، در مدینه ندیدیم، در قم ندیدیم اما پنج ساعت دیگر هلال از تحتالشعاع بیرون میآید و در اسپانیا میبینند. ایشان به موریتانی مثال میزنند. موریتانی غربیترین کشور آفریقا است که پانزده درجه از گرینویچ آن طرفتر است. یعنی طول موریتانی و پایتخت آن (نواکشوت) بهگونهای است که در شب با پایتخت استرالیا مشترک نیست. ایشان اینگونه میفرمایند. خب الآن غربیترین بلادی که ما میتوانیم به آن دسترسی داشته باشیم همین موریتانی و پایتخت آن است؛ شاید شش ساعت با ایران فاصله داشته باشد. خب این مطلب خیلی درستی است که نیازی به علم امام ندارد. حتی خود کسانی که با چشم هم رصد کنند، از نظر انسی که با آسمان میگیرند میفهمد که ما الآن هلال را در ایران و در بغداد ندیدیم اما پنج ساعت دیگر میبینند. یعنی از تحتالشعاع بیرون میآید.
خب اشکال ایشان به استادشان مرحوم آقای خوئی چیست؟ میگویند اگر حرف شما باشد؛ یعنی در بلادی که در شب مشترک هستند، اگر رؤیت هلال در بلاد غربی برای بلاد قبل هم ثابت شود، غالب فطرها و صوم در زمان معصومین اشتباه بوده است. چرا؟ بهخاطر اینکه قرار بوده در شب هر چه مشترک است کافی باشد، در اینجا نمی دیدند اما معلوم بود که آنها در غرب میبینند.
12:22
ایشان این را به این صورت گفتهاند، من این را بهصورت طلبگی تکمیل میکنم؛ اشکالی که بر تلسکوپ بود، در رأس شلجمی سه ساعت بود، اشکالی که در عدم اشتراک افق است، حدود ده ساعت یا دوازده ساعت است. خیلی زیادتر میشود. یعنی سبب میشود خطایی که در صوم و فطر مسلمانان پیش بیاید خیلی زیادتر باشد.
شاهد آن؛ شما که در این سنی که دارید، در هر ده ماه مبارک، چه تعداد یادتان هست کسانی که اختلاف در فتوا دارند و بلاد بعیده و اشتراک در شب را کافی میدانند، عید را زودتر قبول نکرده باشند؟ من که به گمانم از ده مورد یکی است. مانعی ندارد در تقویم نگاه کنید. یعنی کسانی که قائل هستند اگر در بلاد غربی ببینند کافی است، میگویند در آمریکای شمالی دیدند، در آمریکای جنوبی دیدند، در آفریقا دیدند. میگویند برای ما ثابت شد که آنها دیدند در نتیجه فردا عید است. در ده سال، این اختلاف فتوا در نه مورد آنها تأثیر میگذارد. یعنی کسی که میگوید اشتراک افق شرط نیست وقتی در آفریقا برای او ثابت شد میگوید که فردا عید هست. کما اینکه همین امسال هم شد. همین امسال با اینکه در این مناطق هلال نبود، کسانی که قائل به عدم لزوم اشتراک افق بودند گفتند چون آن جا ثابت شده، اینجا همه ثابت است.
شاگرد: قبلتر اشتراک شب را میفرمودید، الآن عدم لزوم اشتراک در افق را فرمودید؟
استاد: گفتم چون اشتراک در شب به دوازده ساعت میرسد، غیر از آن سه ساعت رأس شلجمی است. شاهدش هم این است: الآن بهخاطر این دوازده ساعت، نوعاً اتفاق میافتد؛ در ده مورد نه موردش به این صورت است. یعنی کسانی که قائل هستند اگر در بلاد غربی که در شب مشترک هستند ببینند، یک روز در عید، طبق فتوایشان جلو میافتد. خب طبق فتوای این اعزّه، زمانیکه قضیه اطلاع بر بلاد غربی نبود، در همه روزهها و فطرها مخطئ بودند. اینها باید به این اشکال جواب بدهند. یعنی اشکال استیحاش عظیم از این خطا، بر کسانی که میگویند در شب مشترک باشند کافی است، چندین برابر میشود. چهار-پنج برابر میشود. این مقصود معلوم باشد.
گفتم شاهدش هم همین است: یعنی الآن در ده مورد که در تلسکوپ اختلاف شود، نه در دنباله شلجمی، بلکه اگر در رأس شلجمی اختلاف شود، اختلاف، یک ششم میشود. اما در اشتراک در افق بهخاطر اشتراک در شب، خیلی نادر است که یک سالی باشد کهه این تفاوت فتوا خودش را نشان ندهد. پس طبق فتوای آنها تاریخ همه مسلمین همه اشتباه میکردند. چون بلاد غربی را ملاحظه نمی کردند.
نکتهای که فرمودند و چندبار هم تکرار کردند این است: گفتهاند در همان زمان هم اصلاً نیازی به علم معصوم نداشته که بگوییم معصومین به علم امامت عمل نمی کردند، بلکه بهصورت ظاهری هم همه میفهمیدند اگر قرار باشد اشتراک افق شرط نباشد، بهطور قطع با اندک ملاحظه و محاسبه میفهمیدند که الآن قمر از تحتالشعاع بیرون میآید و دو ساعت دیگر در بلاد غربی ما میبینند. اما ایشان ادله را میآورند بر اینکه این کافی نیست.
بنابراین نکته این است که اشکال کثرت خطا، بر قول عدم لزوم اشتراک افق -ولو تلسکوپ را مانند مرحوم خوئی مجزی ندانیم- أورَد است. چون روی این مبنای میدانیم که نوعاً در اشتراک در شب، بسیاری از سالها اختلاف پدید میآید. این را هم میتوانیم آمارگیری کنیم.
شاگرد: دو برابر میشود.
استاد: اشتراک در شب دوازده ساعت است.
شاگرد: دوازده ساعت نمیشود. چون خیلی از ماهها در تابستان است و شب هایشان کمتر میشود، لذا خیلی کمتر از اینها میشود.
استاد: ببینید الآن ماه رمضان جلو میافتد و در زمستان میافتد. حدود نصف 33 سال میشود. حدود هفده سال در زمستان است. یعنی مسلمانان با اشتراک شب طولانی بهصورت خطا روزه میگرفتند. تمام شد. این جور نیست که وقتی فقط در تابستان است این را بگویید. در تابستانش هم هست. ولی در زمستان هم خیلی وسیع میشود.
شاگرد: وقتی اشتراک شب را میگوییم الآن که زمستان است با جایی که تابستان است مشترک هستیم. این جور نیست که بگوییم چون شب ما در تابستان است کم میشود.
شاگرد۲: مثلاً الآن برای ما تابستان است و در استرالیا زمستان است. شب ما شش ساعت است و شب استرالیا سیزده ساعت است، در اینجا ما با آنها اشتراک در شب داریم.
شاگرد: من مؤید فرمایش حاج آقا را میگویم. یعنی میخواهم بگویم این اشتراک شب خیلی زیادتر میشود. بهخاطر اینکه همه کشورها را در بر میگیرد. یعنی ما نمیتوانیم بگوییم مقیاس اشتراک در شب کشور ما است که الآن هشت ساعت است. همین الآن چون ما در شبمان با استرالیا مشترک هستیم… .
استاد: مقصود ایشان این است که اشتراک شب را با کسانی که با ما در عرض شمالی شریک هستند، مقایسه نکنیم. نسبت به کل کره حساب بکنیم وقتی هم شب ما کوتاه است، همان شب کوتاه ما با منطقه بسیار وسیعی در نیمکره جنوبی که شبشان طولانی است مشترک میشود. ما با منطقه بسیار وسیعی اشتراک پیدا میکنیم.
شاگرد: ممکن است مسکون بودن را هم یکی از گزینهها در نظر بگیرند. مثلاً آن زمان چقدر کشف شده بود.
19:44
استاد: موریتانیاییها بربر هستند. بربر یک طایفه شناخته شده و قدیمی هستند. بلاد بربر در تاریخ بسیار میآید. همین موریتانی است. الآن هم در موریتانی قوم بربر هستند. اینها بودهاند. ولی این درست است که ارتباطات، سریع نبوده است. بلاد بربر بسیار آمده است. در جزیره خضرا هم میگوید چقدر رفتیم تا به آن جا رسیدیم.
شاگرد:… .