فعلیت انشائات طولی و جمع بین حکم واقعی و ظاهری
شاگرد: در جمع بین حکم واقعی و ظاهری اشکالی که مطرح میکنند این است که با صرف اختلاف رتبه، جمع نمیشوند. چون حکم واقعی در مرتبه ظاهری، محفوظ هست.
استاد: اصلاً من وقتی طولیت را میگویم به همین معنا است. بارها تکرار کردهام. فایدهای که طولیت دارد این است که آن حکمی که در طول است، الآن بالفعل است، اما در رتبه خودش.
شاگرد: بنابراین نیاز است که در کنار طولیت، بحث فعلیت و شأنیت هم مطرح شود. یعنی چون میگویند حکم واقعی در حکم ظاهری هست، باید بحث فعلیت هم مطرح شود تا بگوییم بالفعل نیست.
استاد: ببینید فعلیت این است که از ثبوت غض نظر کنیم. چون در ثبوت این احکام، انشائات طولی هستند وقتی هر دو بالفعل میشوند با هم تنافی ندارند. او بالفعل است و این هم بالفعل است، چون انشاء آنها در طول هم هستند هر دو بالفعل هستند و تضاد هم نیست. تضاد آن وقتی است که وقتی این دو میخواهند بالفعل شوند در زمان فعلیتشان در عرض هم بیایند. اصل طولیت همین است. یعنی درست است که الآن بالفعل است اما باعثیت را که ندارد، چون مجهول است. عدم باعثیت با بالفعل بودن منافاتی ندارد. میگویید چه فایدهای دارد؟ خیلی فایده دارد. ما بر آن آثاری را بار میکنیم. همه صحبت سر این است که وقتی میگوییم حکم طولی در فعلیت، بالفعل است، بعداً ادله ای را که در شرع میآید و در جمع آنها گیر میافتیم میگویید تعارض دارند. درحالیکه تکاذب ندارند.
شاگرد: عرض من این است که بحث فعلیت باید ضمیمه شود.
استاد: فعلی بودن هر دو، اگر در ثبوتشان طولیت نباشد که فایده ندارد. باید ثبوتا یک چیزی را تصور کنیم، بهخاطر اینکه فعلیت معلول تحقق موضوعِ ثبوتی است. چه زمانی بالفعل میشود؟ آن وقتی که موضوع ثبوتی در خارج محقق شود. یعنی باید موضوع ثبوتی را حل کنیم تا بعد بگوییم چطور فعلیتی دارد. مرحوم آقای بروجردی که شأنی و فعلی میگویند، برای من صاف نشد که با صرف کلمه شأنی، آن آثار بر آن بار شود.
بدون نظر