نقش کتاب معتبر در اعراض اصحاب از روایت ابن خلاد
چیزی که الآن در دنباله فرمایش شما میخواهم عرض کنم، این است: به ذهن من آمد که اگر روایت ابن خلاد شارح روایاتی است که در آنها تعبیر «یوم الشک» است، ما مضامینی داشتیم که امام فرمودند «لان اصوم یوما من شعبان احب الی من ان افطر یوما من شهر رمضان»، لسان این روایت چه لسانی است؟ دیگر روایت ابن خلاد نمیتواند شارح آن باشد. حتی بنابر شرع. در اینجا باید چه کار کنیم؟ حتماً باید «احب» را احب حکومتی بگیریم. یعنی «لان اصوم یوما من شعبان»ی که «شک فیه» است. دارد قید میزند. این به ذهن من آمد. یعنی روایت «لان اصوم» قید ندارد. لذا آمدم و نگاه کردم و دیدم ما هیچ روایتی نداریم که فقط در آن «لان اصوم یوما من شعبان» باشد. تمام روایاتی که در آن «لان اصوم یوما من شعبان» هست، قبلش دارد «یوم شک فیه»، «یوم یشک فیه». یعنی باز کلمه شک در سؤال و مقدمه آن آمده است. خب کاری که در عبارت محقق در معتبر و در منتهی علامه و کتابهایی که تصریح کردهاند به «سواء کان غیم ام لا»، شده به این صورت است؛ فرمودهاند «لنا». یعنی مقابل مفید صوم یوم ثلاثین مطلقاً مستحب است. «لنا» که امام فرمودند «لان اصوم یوما من شعبان احب الی». یعنی مقدمه حدیث که «یوم شک فیه» بود را برداشتند. تنها عبارت امام را آوردند؛ عبارت امام علیهالسلام هم اطلاق دارد. راست هم میگویند. «لان اصوم یوما من شعبان احب»، اینکه نمیگوید «لان اصوم یوما من شعبان کان فیه غیم او علة»، بلکه میگوید «لان اصوم یوما من شعبان مطلقاً»، کان غیم ام لا. چه بسا این استفاده «یوم ثلاثین» از اینجا شده باشد که در ذهن شریف این بزرگواران مقدمه حدیث و یوم الشک افتاده باشد. اگر ما برگردیم و یوم الشک را بیاوریم میگوییم روایت ابن خلاد شارح است، نه مقید. شارح است نه حاکم. الا روی حرفی که آقا فرمودند. من آن را برای جلسه قبل میگذارم.
بدون نظر