هدف شیخ از نگارش تهذیب
شاگرد۳: شیخ تهذیب را با توجه به دغدغهای که از اهلسنت دارند مینویسد. میتوان گفت در پالایش احادیث، برخی از احادیث از شیعه بیرون رفته و شیخ برای اینکه بخواهند پاسخ اهلسنت را بدهد این احادیث را دوباره آورده تا بگوید این اختلافاتی که شما اشاره میکنید بین ما حل شده و به شما میگویم که نکته ی اینکه برخی از احادیث را کنار گذاشتهایم چیست. در ادامه آن احادیثی که شیخ آورده را جدی گرفتند و در کتب آمد.
استاد: البته شیخ در مقدمه تهذیب اینطور توضیح میدهند؛ میگویند ایشان رفته بررسی کرده و دلیلش هم این بوده که این روایات خیلی متعارض بودهاند. بعد میگویند من اینها را میآورم تا همه اینها را بررسی کنم. خود تهذیب، شرح مقنعه است. در متن مقنعه میگوید که اینها پالایش شده بود یا نشده بود. این خودش وجهی است که این فرمایش شما را محک بزند که آیا متن مقنعه با همه جاهایی که شیخ حمل میکنند و روایاتش را کنار میگذارند، اگر متن مقنعه موافق آنی است که شیخ قبول نکردهاند این دال بر این است که پالایش شده بود؟! نه. برعکس است. علاوه که آن چه که در نظر شیخ مهم است، جمع میکنند. اینکه بگویند طائفه اینها را کنار گذاشتهاند، باید بررسی شود.
شاگرد: میخواهم بگویم طایفه آنها را کنار گذاشته و ایشان دوباره جمع کرده. ولی ایشان در برخورد با اهلسنت نمیتواند اینچنین حرف بزند. در نهایت جمع دلالی میکند و میگوید برخی تقیه بوده و … . مخصوصاً در منفرداتی که در تهذیب هست. در اینها بگوییم پالایش شده بود و دوباره آورده شده.
استاد: ببینید عبارتی که در حافظه ام هست، این است: شیخ میگویند اولی که من تهذیب را نوشتم میخواستم روایات اسلامیه را بیاورم. هم شیعه و هم سنی. یک مقداری جلو رفتم و دیدم نمیشود؛ مفصّل میشود. لذا گفتم فعلاً برای عامه را کنار میگذارم و روایات اصحابنا را میآورم. آن جا نمیگویند روایاتی که قبول نداریم را میآورم. میگویند میخواستم کتابی باشد که جامع همه روایات ما باشد. اما عبارتی که اشعار داشته باشد که اینها بیرون رفته بود و میخواهم فقط برای جواب آنها بیاورم، نیست. مگر این دست آنها بوده تا به آنها جواب بدهد؟! مگر در کتب فقهی اهل سنتی که در دست ما است، علیه شیعه از آن روایات استفاده کردهاند؟! به نظرم عباراتی که شیخ در مقدمه دارند ذهن را سراغ جامع روائی بودن میبرد. نه صرفاً ذکر للجواب و جمع کردن.
والحمد لله رب العالمین