تصویر انشائات طولی در بدایه الحساب شهر قمری و تطبیق آن بر شبانه روز
یکی از آنها هم همینجا است. ایشان فرمودند نمیشود وسط روز، ماه شروع شود! من عرض کردم اگر قرار باشد انشائات ثبوتی، معقول باشد و ما بتوانیم از ادله وجوب صوم، آن را استظهار کنیم، احتمال دیگری هم مطرح میشود. من «فلیصمه» و سائر ادلهای که مربوط به کل ماه بود را عرض کردم. حضرت فرمودند اینکه شبها را میخورند، تفضلی از جانب خدا است. قبل از این هم که حتی کم بود؛ بعداً بهخاطر تخفیف،کل شب از وقت روزه جدا شد. خُب اگر به این صورت درست باشد، اینکه بگوییم عرف، شروع ماه را از شب میگیرند، منافاتی ندارد با اینکه اصل انشاء اولیه صوم، صوم شهر رمضان باشد.
بهخصوص اینکه اگر یاد شریفتان باشد، از کلیدی ترین بحثهایی که باید ملکه ذهن شما شود، این است: ما سه حرکت داریم که این حرکتها خودشان به هم ربطی ندارند، آغاز دارد و پایان دارد. حرکت زمین به دور خورشید در یک سال، حرکت قمر به دور زمین در یک ماه، و حرکت وضعی زمین در بیست و چهار ساعت به دور خودش که شب و روز را پدید میآورد.
آن چه که مهم است این است که این سه حرکت دقیقاً با عدد صحیح بر هم منطبق نمیشوند. ماه بیست و نه روز نیم است، سال سیصد و شصت و پنج روز و شش ساعت است؛ یک چهارم روز میشود. خُب حالا بشر برای اینکه تقویم داشته باشد و نظم داشته باشد، میخواهد روی آن دو حرکت برچسب زنی کند و آنها را تطبیق بدهد تا نظمش درست شود. لذا چه کار میکند؟ حرکت شبانهروزی را بهعنوان قطعات سال و ماه در نظر میگیرد. میگوید روز اول. یک شنبه هم که برچسب زنی هفته است که قبلاً از آن صحبت کردیم. این مطلب مهمی است.
بنابراین وقتی کل ماه بهعنوان پایه انشاء ثبوتی در پایهی کار باشد، این تطبیق آن ماه بر شب و روز، تطبیقی در طول آن است، نه در عرض آن. بنابراین هیچ مانعی ندارد که شما بگویید برای این انطباق و برچسب زنی، عرف از شب حساب میکنند. خلاصه باید بگویند امشب شب چیست؟ شب ماه شعبان است یا شب ماه مبارک است؟ ولی اصل شب که برای آن ماه نیست. شب برای حرکت زمین است. برفرض قبول انشائات ثبوتی و دلالت اخبار این باب بر آن، ریخت این برچسب زنی که شروع اول ماه از شب است، در طول آنها است. وقتی در طول آنها است منافاتی ندارد که شما این حرف را رد کنید و بگویید معلوم است که اگر نصف کره زمین روز است، نمیشود ماه در روز شروع شود.
از اینجا بود که به این حدیث خودمان وارد شدیم. من عرض کردم ایشان روایت اسحاق بن عمار را در «اسألة» آوردهاند. اما این قسمت آخر آن را که مرحوم سید آوردهاند نیاوردهاند. اتفاقا این احتمال در قسمت آخر آن، صفر نیست. در بحثهایی که بین این سه اجله میخوانیم میبینید. این احتمال صفر نیست که امام علیهالسلام دارند کاری میکنند تا بگویند وقتی دیشب هوا صاف بود و ندیدی، روزه نگیر. اما اگر فردا دیدی حالا وقت زنده شدن آن انشاء ثبوتیای است که این برچسب زنی با آن منافات نداشت و در طول آن بود. این روایت میتواند به این معنا باشد.
اگر الآن کسی دفتری را بردارد یا فایلی را باز کند، هر کجا به حدیث و آیهای رسید که میتوان از آن در این بحث استفاده شود یا علیه آن استفاده شود، آن را یادداشت کند، مقاله بلند بالای خوبی میشود. در فضای علمی خیلی پر فایده خواهد بود.