سهولت تطبیق روایت بطن نخله، بر وقوع واقعه در لیل
الآن یادم آمد؛ ظاهراً منبع آن دو تا میشود، چون برای شب هم همین را داریم. «کان آخر لیلة من جمادی و اول لیلة من رجب»، یا «کان آخر لیلة من جمادی او اول لیلة من رجب». پنج-شش تعبیر به این صورت در این صفحه میآید که شاید منبع اصلی آن به یکی یا دو تا برگردد. این یکی از تعبیرهایی است که قابل تأمل است. آیا احتمال اخیر هیچ وجهی دارد یا ندارد؟ در آن جا مانعی نمی دیدند که از یک شب واحد با دو عنوان یاد کنند. چون عرفی بوده و در آن زمان هنوز عرف خیلی غالب بوده و اول کار بوده. در مانحن فیه اگر بگویند آخرین شب فروردین و اولین شب اردیبهشت –عرف عام بگوید، هنوز کاری به متشرعه نداریم- یا بگویند آخرین شب مارس و اولین شب ماه بعدی آن، اگر این جور بگویند عرف چه میفهمد؟ آخرین شب فروردین…؛ مانوس خودمان را که آن را شب قبل میگذاریم، کنار بگذاریم. بلکه به عرف عام بگوییم. آخرین شب فروردین و اولین شب اردیبهشت، الآن هم در دعوتنامهها اگر بگویند آخرین شب اردیبهشت، چه زمانی را میگیرند؟ سی و یکم را میگیرند؛ یعنی روز آخر را میگیرند. نه اینکه شب قبل آن را بگیرند. آخرین شب به این صورت است. تعبیر این روایت که میگوید «آخر لیلة من جمادی و اول لیلة من رجب» چطور میشود؟ تعبیر «آخر یوم» کارش سختتر است. اما «آخر لیلة» آسانتر میشود که این محتملی که من عرض کردم در آن بیاید. این یک نکته.
شاگرد: چطور آن را توضیح دادید؟
استاد: توضیح دادم که یا مسامحه است، یا مردد بود که ملحق به مسامحه است، فرض دیگر این است که قضیه طولانی بوده و دو روز یا دو شب طول کشیده است، فرض دیگر این است که یک زمان واحد و یک شب را به دو عنوان معنون کرده بودند. همین امشب هم آخرین شب جمادی است و هم اولین شب رجب است.
شاگرد: به چه توضیحی این را میفرمایید؟
استاد: به توضیح عبارت. توضیح آن میتواند به نصف کردن آن باشد.
شاگرد٢: یعنی ابتدا دو برچسب میخورد و بعد برای اینکه دقیق شود آن را نصف میکنیم. معمولاً به هر دوی آنها برچسب میخورد.
استاد: لازم نیست. یعنی چون اینها امور اعتباری و معنون کردن است، به ادنی مناسبت کافی است که آن را معنون کنیم. از معنون کردن که تناقض لازم نمیآید. از یک حیثی به امشب آخر لیلة میگوییم و از حیث دیگر اول لیلة میگوییم.
شاگرد: احتمال دیگر هم در واژه یوم است، یعنی به حقیقته باشد. یعنی اگر قرار باشد که امام زمان علیهالسلام شب ظهور کنند، ما میگوییم روز ظهور حضرت. یعنی اصطلاح یوم را در مقابل لیل به کار نبرده است.
استاد: در یوم قبول است، اما در لیل هم به همین صورت است؟! میگویند «فی آخر لیلة من…».
شاگرد: من ناظر به یوم عرض کردم.
استاد: این احتمالی که من عرض کردم در کلمه لیل قویتر ظاهر میشود.
فعلاً میخواهم دو-سه نکته عرض کنم، پیجویی آن برعهده خودتان باشد. نکته اول این بود که در کتب چند تعبیر داریم که «آخر لیلة و اول لیلة»، «آخر یوم او اول یوم». اینها را باید چطور معنا کنیم؟ نکتهای است که باید بعداً روی آن تأمل کنیم.
7:37
شاگرد: فرمودید در آن زمان عرف خیلی غالب بود؟
استاد: یعنی عرف متشرعه شکل نگرفته بود. اگر شارع در آن زمان چیزی را میفرمود یا تصریح میکرد که این اصطلاح من است یا هنوز باید قرائن میآورد که من میخواهم وضع جدیدی بیاورم. حقیقت شرعیه در مواردیکه بود نیاز به قرینه داشت. منظورم این بود.
شاگرد: تعبیر شما چه بود؟
استاد: عرف غالب عرض کردم.
شاگرد٢: تعبیری که فرمودید «اول لیلة و آخر لیلة» بود یا با «او» آمده بود؟
استاد: یکی از آنها با «او» است و بقیه آنها با «واو» است. اگر در صفحه بگردید میآید.
شاگرد٢: تعبیری که در آن «او» هست، شاید احتمال دیگری داشته باشد. اینکه شب یوم الشک بوده.
استاد: بله، «او» تردید را میرساند. چون من میخواهم طول نکشد محتملاتش را مطرح نکردم و به ذهن شریف شما گذاشتم. میخواستم سریع چند نکته بگویم و اگر بخواهیم روی بررسی آنها معطل شویم، میماند.